پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/10/25
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996122
سلام.طی یک هفته گذشته به وضوح احساس میکنم بی انگیزه و به شدت بی حال شدم و در طی روز هیچ کار مفیدی نمیکنم (با این که کلی کار دارم). معمولا عادت دارم که به دانشگاه برم و کارهام رو بکنم (دانشجوی دکترا هستم) و قبلا به بدنسازی میرفتم. اما در طی یک هفته گذشته به هوای مراقبت از برادرم (دانشجوی لیسانس هست و بدون نظارت من درس نمیخونه) نه سر کار رفتم و نه دانشگاه (حتی مداخله مستقیمی هم در کارهای داداشم نمیکنم ... فقط مراقبم که درس بخونه و تا الان هم تا حد خوبی موثر بوده). اما حس میکنم که بخشی از استرس امتحانات او هم روی ذهنم تاثیر گذاشته و چیزی که بیشتر من رو اذیت میکنه ، بی علاقگی به شدت زیاد به کارهایی هست که معمولا به راحتی انجام میدادم و حتی به بعضی از کارهای شخصی و عبادی من هم کشیده شده (بی علاقگیه خیلی عجیب هست) آیا ممکنه دچار افسردگی شده باشم؟
۴ پاسخ۳۳ بازدید
1400/07/11
ناشناسعمومی
سوال 12189
با سلام من 15سالمه و باید امسال انتخاب رشته کنم من نمی دانم که علاقه ام به کدام رشته هستش .من در تمام رشته ها مجاز هستم و می توانم بخونم تقریبا بچه درس خون هستم من در کل به هیچ کدوم از رشته ها علاقه ندارم و سه سالی هست که در باره رشته ها تحقیق می کنم و از بزرگتر ها مشورت می خواهم ولی هر روز یه تصمیمی می گیرم ولی بعدش می بینم هیچ کدامشان را دوست ندارم .و در انتخاب رشته ام هم باید این را در نظر بگیرم که خانواده ام هیچ گونه از نظر مالی و عاطفی در انتخاب رشته در پشتم نیستند . از نظر روحی هر روز داغون تر از روز قبل میشم و نمی تونم اصلا تصمیم بگیرم اگه میشه منو راهنمایی خوب کنید
۳ پاسخ۶۳ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 12079
من پدر و مادرم سالها از هم جدا شدند مادرم ازدواج کرده رشته ی تحصیلیم یه طوری بود که موقعی که فارغ التحصیل شدم رفتم خدمت بعد پدرم معلم بود اون موقع برادر بزرگی هم داشتم که اونم فوق لیسانس شیمی بود اون ازدواج کرد و از ایران رفت خواهرم با پدرم زندگی میکرد و من مجبور شدم به خاطر فشار اقتصادی برم شهرهای دیگه کار کنم اتقافا با چند تا خانم همکار خودمم اشنا شدم اما از اونجایی که موضع من همیشه ازدواج بود و دچار این مشکل خونوادگی شدم یا اونا نمی پذیرفتند یا خونوادم ؛اخیرا به خاطر کرونا و مشکل تولید شرکتها و مریضی پدرم مجبور شدم برگردم شهر خودم چون من به خاطر رشتم که دامپزشکیه و بیشتر کار نظارتیه به خاطر بسته شدن شرکتها الان بیش از یک سال و نیمه بیکار شدم و برگشتم شهر خودم ( تبریز ) از یه طرف تنهایی مفرط و از یه طرف هم بیکاری البته خونوادم خیلی حمایتم کردند الان تو خونه ی مادرم میشینم خونه ی پدری هم دارم منتها این هفت هشت ساله من برای اینکه تو شرکتهایی که سالم کار میکردند کارکنم حقوق پائین باهاشون قرارداد میبستم لطفا منو راهنمایی کنید
۱ پاسخ۲۵ بازدید