پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/12/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996815
سلام، دختری هستم مجرد و 35 ساله، شاغل و بدون سابقه ازدواج. از طریق این برنامه، چندین نفر پشنهاد آشنایی دادن، و بعد از اولین تماس و معرفی و خواستن عکس از خودم، و پسند کردن، پیشنهاد دیدار حضوری دونفره میدن که متاسفانه با داشتن این سن و سال، هنوز نتونستم با شخصی بیرون از منزل و بدور از اطلاع خانواده، قرار ملاقات داشته باشم و هربار به آقایون که پیشنهاد میدن، ازشون میخوام حداقل هردو خانواده مطلع باشن،متاسفانه مخالفت میکنن و نظرشون این هس که چند جلسه رو باید بیرون همدیگه رو دید و تا به شناخت کافی و به آگاهی کامل و عشق دوجانبه نرسیدیم، نیاز نیس خانواده رو درگیر این موضوع کرد و آگاه بشن. برای من به جد سخت هست که بدون اطلاع خانوادم با آقایی در کافه یا مکان های عمومی دیگه ملاقات داشته باشم. و مورد دوم که تا به الان مشترک بوده میان آقایون برنامهی همدم، اینکه تمایل دارن آشنایی و ارتباط برای مدت طولانی مثلا چندماه تا یکسال باشه و پس از شناخت، خونواده رو مطلع کرد. در صورتی که حتی پیشنهادی که بهشون میدم رو سریع رد میکنن و دچار هراس میشن از اینکه، حتی یک جلسه رو فقط جهت معارفه و آشنایی نه جهت خواستگاری اقدام کنن و متاسفانه بعد از شنیدن چنین حرفی و برخوردی از جانب من به دلایل مختلف و حتی گاهی بدون دلیل از ادامه آشنایی انصراف میدندر صورتی که من با بیشتر کم و کاستی که میدونم آقایون امروزه دارن و اونم مشکل مالی هس، تا به این لحظه کنار اومدم، و سخت گیری نکردم، نه مهریه بالا نه امکانات بالا نه خیلی موارد دیگه که خانم ها از آقایون درخواست میکنن رو من نخواستم. شخصیت و منش و مردانگی طرف مقابل برام مهم هس که عشق و اعتماد و احترام رو بلد باشه، و شاغل باشه و درامد ثابتی داشته باشه که بتونیم دو نفره از پس زندگی سخت امروزی بربیایم. اما متاسفانه بعضی آقایون حتی اگه بدونن یه دختر هدفش واقعا ازدواج با شرایط متوسط هس و داره شرایط مرد مقابل رو درک میکنه و سخت گیری نمیکنه، بازهم بهانه و دلیل خودشون رو دارن... این مشکلی که گفتم، به دفعات و به طور مکرر در این برنامه از جانب آقایون محترم، تکرار شد. و نیازمند کمک و راهنمایی لازم هستم تا بدونم کجای رفتار و برخورد من درست و جایز نبوده و چه چیزی نیاز به اصلاح یا تغییر داره. در آخر اضافه کنم، که از همین آقایونی که اینجا پیشنهاد دادن، این رو بارها شنیدم که میگن شما دختر خیلی باهوشی هستی و بعدش خداحافظی میکنن، و این موضوع منو ناراحت میکنه.و برام سوال میشه مگه هوش و ذکاوت خانم آیا باعث هراس و ترس آقا میشه؟ چرا این مورد باعث نگرانیشون میشه؟ متشکرم
خواستگار1خواستگاری کردن1دوران آشنایی قبل از ازدواج1ازدواج از طریق اپلیکیشن همدم 1آشنایی از طریق اپ همدم 9+
۵ پاسخ۷۸ بازدید
1403/12/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996803
سلام، من مربی مهدکودک هستم، خواستگاری دارم که میگه شغلت رو باید بذاری کنار چون من نمیخوام همسر آیندم شاغل باشه، من زحمت کشیدم برای کارم و الان هفت ساله سابقه کار دارم. چه کنم؟
۴ پاسخ۲۵ بازدید
1403/12/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996665
سلام وقت بخیر.من ۲۹سالمه دوازده ساله ک تنها زندگی میکنم پدرم فوت کرده و مجردم.یعنی اینکه هیییییچحمایت مالی ندارم.من پنج ساله ک مدرک خیاطی گرفتم ولی دوساله که نمیتونم خیاطی کنم تو خونه میشینم تنهایی نمیتونم خیاطی کنم بیرون هم به خیاطا خیلی کم حقوق میدن بخور و نمیر یعنی تو خونه برای خودت کار کنی بیشتره درآمدت تا بیرون.البته از یه طرف دیگ هم شناگر هستم(خیلی علاقه دارم) دارم تلاش میکنم که کارت مربیگریمو بگیرم مشغول ب کار بشم اونجا هم ولی شنا برای بعده عید دوره برگزار میکنن.لطفا راهنماییم کنید من چیکار کنم؟تو شهر ه ما حقوق ها خیلی کمه.مثلا هفت الی هشت تومن میدن از صبح تا عصر شش کار میکنی من اجاره خونم فقط شش میلیونه با امتیازاتش.خیلی خوشحال میشم یه راه مناسب نشونم بدید.
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1403/12/01
سوال 996588
سلام وقتتون بخیر.من حدود پنج سال پیش با یک خانمی از بستگان تقریبا دور با پیشنهاد خواهرم صحبت کردم اون موقع بخاطر بحثی که در رابطه با مراسم پیش اومد که اوشون یک جشن تقریبا مفصل میخواستن و من یک جشن با حداقل افراد قطع شد رابطه و به نتیجه نرسید.الان حدود ده روز پیش با صحبت هایی که خانواده داشتن که از نظر شخصیتی و رفتار و اخلاقیات داشتن تصمیم گرفتم که مجدد با ایشون صحبت کنم.رفتیم بیرون در یک جای تقریبا خوب صحبت کردیم شرایط تا حدی عوض شده بود اول که ایشون اون موقع شاغل نبودن الان شاغل هستن و شغلی دارن که بسیار وقت میذارن از شش صبح با سرویس میرن و حدود پنج و نیم عصر برمیگردن خونه که به هیچ وجه برا من قابل قبول نیست همچنین سبک زندگیشون خیلی عوض شده بود قبلا اهل ورزش بودن و تناسب اندام خوبی داشتن ولی الان حدود ۱۰ کیلو اضافه وزن بودن خیلی تعجب کردم.و اینکه از نظر ظاهری هم افت کرده بودن.توی صحبتی که داشتیم در رابطه با مراسم و این ها صحبت کردیم من موافقت کردن با جشن عروسی ولی بعد که با خواهرم صحبت کردیم گفتم واقعا راضی نیستم ولی بعد از پنج سال دوباره برگردیم سر نقطه اول که بی معنیه.ولی واقعا خوشم نمیاد.بعد از جلسه ای که صحبت کردیم من بخاطر یک ماموریت کاری باید میرفتم ماموریت قبل از ماموریت بهشون پیام دادم که واقعا با کاری که دارید و جشن عروسی واقعا نمیتونم کنار بیام.ایشون هم گفتن برید ماموریت بیاید دربارش صحبت میکنیم تا بتونم از دید شما هم به قضیه نگاه کنم.من یه نگرانی دارم که مثلا الان با این خواسته من موافقت کنه و نظرش رو تغییر بده از کجا معلوم بعد از چند وقت پشیمان نشه و ته دلش ناراحت نباشه و مقایسه نکنه هر چند وقت.نگرانی بعدی درباره ظاهرشون و سبک زندگی هست.اون روز که رفتیم بیرون بعد از باشگاه یوگا بودن با خودم گفتم شاید بخاطر خستگی بعد از باشگاه بوده.الان هم من هنوز در ماموریت هستم ولی ارتباط کمی هست در حد اس ام اس سلام علیک و صبح بخیر تا من چند روز دیگه برگردم یه بار دیگه بریم بیرون صحبت کنیم.الان نمیدونم واقعا چکار کنم. اگه رفتیم بیرون و ظاهرش تو دلم نبود و ربطی به خستگی بعد از باشگاه نداشت چکار کنم چی بهش بگم چطوری بگم که ناراحت نشه و رابطه رو تموم کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید
۰ پاسخ۱ بازدید
1403/10/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996125
سلام.من در حال حاضر ۲۵ سالمه و تفکراتم نسبت ب عقاید خانوادم کمی فرق داره .توخانواده ما کار کردن زن رو بد میدونن مکر درشرایط ک توخونه باشه منم با این قضیه ک توخونه کاری باشه ک بشه درآمد خوبی ازش درآورد مشکلی ندارم ولی ب طور کل دوس دارم از لحاظ مالی مستقل باشم ک زمانی خواستم ازدواج کنم تو زندگیه خودمم کمک خرج باشم .نمیدونم چطور اینو ب خانوادم بفهمونم خیلی بابت آیندم نگرانم .بشدت تو هر زمینه ای سخت گیرن حتی توزمینه ازدواج با اینکه میدونن چ قد احساس تنهایی میکنم واز بابت آینده نگرانم اما اصلا همکاری و درک نمیکنن دیگه موندم واقعا
۳ پاسخ۱۲ بازدید
1403/08/12
سوال 995581
درجواب اون اقا،نه عزیزم عقد بوده،انقدر خسیس بود خودم فرار کردم،مهریه هم حلال کردم،فقط از شر یکی مثل شماها خلاص شم.مهریه ۱۱۴ بود،خونه اینام داشت،چرا بشینم ب پای سکه های اون،خودم کفاف مالی دارم،مرد خوب هم کم نیس،بجای فکر کردن درمورد این مسائل و بحث کردنهای بی خود وچرخیدن بی خودی توی سایت پرسان،و کل کل کردن با چت ک نمیشناسی کیه،به نطرم روی خودتون کار کنید،تو ک قیافه منو ندیدی،والا از نطر همه میگن خوش قیافه ی،حالا ادعایی ندارم مردم میگن،😄
۰ پاسخ۱۱ بازدید
1403/04/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994492
با سلام و خدا قوت<br>من و همسرم 9 سالی هست که ازدواج کردیم و یک فرزند دو سال و نیمه داریم<br>هر دو با هم برای زندگیمون تلاش می کنیم و هیچ وقت بحث مادی و... بینمون نبوده هر چیزی داریم با تلاش خودمون بوده.<br>همسرم شاغل هست و دخترمون هم بسیار شیطون (البته طبیعی). مدتی هست که همسر من خیلی زود عصبانی میشه و واقعا حس خستگی و درماندگی روی زندگیمون تاثیر گذاشته<br>من چه راهکاری میتونم داشته باشم که زندگیم روی دور خوب بچرخه و مشکلای اساسی پیدا نکنیم<br>
۷ پاسخ۳۴ بازدید
1403/04/21
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994473
با سلامدر جواب آقایی که متولد ۶۶ اند.هستن دختر خانم هایی که مادی گرا نیستن.من شرایط مالی طرف مقابلم الویتم نیست.اما جالبه بدونید که اکثرا موردهایی که ملاقات میکنم همان جلسه اول چون شاغل هستم آقایون روی حقوق بنده برای خرید خانه ماشین و ملزومات زندگی حساب کردن.حتی ریز خرج کردن حقوقم رو میخان تا بتونن به قول خودشون برای روز مبادا سرمایه گذاری کنن.در صورتی که اکثرخانم ها توی زندگی مشترک در امور مالی همکاری دارند.بنظر میاد آقایون مادی گراتر شدن.
۱ پاسخ۹ بازدید
1401/04/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17777
<p class="paragraph"> من با خانمی اشنا شدم کارمند رسمی هست. </p><p class="paragraph"> در حین صحبتها گفتش روی درامد من حساب نکن من پولهام برا خودمه. </p><p class="paragraph"> منم گفتم باشه منم پولهام برا خودمه . </p><p class="paragraph"> الان بر به اختلاف خوردیم. </p><p class="paragraph"> چرا خانمی که کارمنده مثل خانمهای دیگر کشورهای دنیا وظیفه ای در خرج زندگی ندارن؟ </p>
۴ پاسخ۵۸ بازدید