پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/03/19

مشاوره بعد ازدواج ی

سلام و عرض ادب، گاهی واقعا متوجه بعضی رفتارها نمیشم، تو دوران مجردی خواهر متاهلم و مادرم به عنوان نصیحت کلی اصرار و تشویق به ازدواج میکردند حتی خواهرم قبل ازدواج من جهت تشویق من برای ازدواج گفتش یه آپارتمان دارم که اجاره میداد گفت میدمش بهت رایگان چندسال زندگی کنی ولی بعد عقد من زد زیر همه چی و زیر قولش زد یا نگاه که میکنم به رفتارهای مادرم وقتی ازش میپرسم واسه عید غدیر آیا داماد باید چیزی ببره واسه عروس فورا میگه ول کن بابا اونا مگه چی برا تو میارن که تو میخوای ببری، یا مثلا اون یکی خواهرم تو پاگشا کردن همسرم هنوز بعد چند ماه هیچ اقدامی نکرده یا حتی هیچکدوم از خواهرام یکبار هم به همسر من زنگ نزدند گاهی فکر میکنم شاید از سر حسادت زنانه باشه واسه همین خیلی ناراحتم بنظرتون دلیل این رفتار ها چی میتونه باشه؟،خودم به این نتیجه رسیدم که باید فقط پشت زنم باشم حتی اگه حرفش اشتباه باشه چون اونه که تا آخر عمر قراره کنار هم باشیم اگه پشتش نباشم پس چرا یجورایی با احساساتش دارم بازی میکنم واقعا چرا خانواده من قبل ازدواج پسرشون اینقدر مشتاق ازدواج بودند بعدش منو همسرم رو رها کردندر
1404/03/17

راهنمایی

سلام،چهار ماهه که عقد کرده ام،همسرم خیلی بصورت نابجا در مورد من قضاوت ها و ذهن خوانی های اشتباه دارد و مدام بابت کاری که انجام نداده ام مورد قضاوت قرار میگیرم ، نه تنها با من بلکه در مورد خانواده من هم قضاوت نابجا میکند و از این بابت من خیلی اذیت میشوم،و حتی مستقیم این موضوع رو باهاش مطرح کرده ام و ناراحتی خودم را بیان کرده ام ولی فایده ای نداشته است،بعنوان مثال هنگامی باهم به تفریح میرویم در محیط پیرامون پر از آدم جنس مخالف هست که ممکن است تصادفی و بدون غرض چشمم به آن شخص بیفتد یا خانمی از من سوال بپرسم و جوابش را بدهم، آنوقت است که همسرم اوقاتم را تلخ میکند بشدت عصبانی و تند میشود و میگوید تو به زنها نگاه هرزه میکنی یا چرا با خانمها حرف میزنی، الان در حالتی قرار گرفته ام که زمانیکه به تفریح میرویم گردنم خشک میشود چون فقط زمین رو نگاه میکنم و هیچ لذتی از تفریح نمیبرم
1401/01/26

سوال 16378

سلام، من دختر مجرد هستم ۲۵ ساله . گذشته بدی داشتم با توجه ب اتفاقاتی ک برام افتاد خیلی حسود شدم . چیکار کنم . داداشم با دختری اشنا شده و خیلی براش جنگید تا بدستش بیاره ب تازگی باهاش ازدواج کرد . داداشم کارمند خونه ماشبن همه چی داره و از خانم خیلی سرتره.خیلی هوای زنش رو داره . براش همه چی میخره ،خیلی به زن داداشم حسودیم میشه . خانوادمم مادرمم خیلی هواشو داره .براش مثل خدمتکاره . ولی خواهرام ک ازدواج کردن مادر شوهر و خواهرشوهراشون خیلی بد بودن و ازدواج خوبی نداشتن