پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/12/02
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996616
سلام وقت بخیر من ۲۲ سالمه و طلبه هستم آقا هستممشکلی که برام پیش آمده اینه که توی وضعیت فعلی که قرار دارم یه مورد برای آشنایی پیدا شده اما چون شغلی به اون صورت ندارم از اینکه برم خواستگاری مردد هستم.تردید من بیشتر برای اینه که طرف یجورایی آشنای ماست و روابط خانوادگی داریم با هم و میترسم اگه این جلسه خواستگاری به جای خوبی ختم نشه، خانواده ها با هم یکم سر سنگین بشن و مشکلاتی پیش بیاد علی رغم اینه وضعیت اقتصادی خوبی فی الحال ندارم بنده.طرف هم گفته برای آشنایی بیشتر بیایین با خانواده ها بشینیم صحبت کنیم و این چراغ سبز خواستگاری رو داده اما از اون وجهه میترسم و نمیدونم باید چکار کنم و اینکه کسی هم نیست که باهاش صحبت کنم ناچار شدم مشکلم رو اینجا مطرح کنم.
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1403/09/12
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 995803
سلام عزیزم شما تنها نیستیالان به طور کلی ازدواج سخت و پیچیده شده خدا رو فراموش نکنما به این دنیا نیومدیم که حتما ازدواج کنیماین قابل انکار نیست که ازدواج بخش بسیار مهم زندگی آدمهاست اما خب همیشه از یه بدی، بدتری هم هست .به این فکر کنید که تجرد در آرامش بهتر از زندگی پر تنش هست همین
مهارت های ارتباطی2مهارتهای زندگی1تاخیر در ازدواج به دلیل شرایط اقتصادی1مجردی را ترجیح می دهم1دغدغه فکری112+
۱ پاسخ۱۸ بازدید
1403/09/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995802
ممنون از مشاورین محترم،فردی ک از من عکس لباس جذب میخاست،امشبو بیشتر ب حرفشون گوش دادم،گفتن ک ی بار باخانمی دوست بودم و باهم باغ رفتیم و در یه حدی تماس فیزیکی داشتیم،حتی عکس خانم رو هم داشت،حالا کسی غلطی میکنه و تکرار نمیکنه اما چرا عکس اون خانم توی گوشیش باشه،گفتن پروفایلشه.مشاورین محترم نمیدانم با هرکسی اشناشدم و ب اسم ازدواج جلو می آیند همه با دختران ارتباط داشتن و بیشترازچن روز اداما اشنایی را متوقف می کنم و ازشون خداحافظی میکنم. خودم با هیچ پسری دوست نبودم چرابایدد این پسرها سراغم بیایند،واقعا خسته م از مردان تنوع طلب
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/09/12
سوال 995800
من دختری 37 ساله هستم و مجرد الان تعداد موردی بهم معرفی میکنند خیلی کم هست و از طرفی اکثرا شبیه من نیستند و از طرف آقایان هم جواب منفی بیشتر هست من هم احساس شکست میکنم. چند وقت هست احساس تنهایی میکنم از طرفی نیاز عاطفی به همدم هم دارم میترسم در آینده احساس تهی بودن و افسردگی بگیرم. گریه میکنم چکار کنم این احساسات منفی رو از خودم دور کنم و اینکه هر موقع احساس دل شکستگی و گریه به سراغم اومد گریه نکنم چون چشمهام هم عمل کردم دلم که میشکنه نمیتونم جلو گریه ام بگیرم.
۳ پاسخ۲۹ بازدید
1403/08/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995591
من همون خانمی هستم که گفتم ۴۷ سالمه و اقایی ۵۸ ساله اشنا شدم..موردی ۲۲ پیش جدا شده و این مدت ازدواج نکرده..من قبلا ترجیح میدادم با موردی ازدواج کنم که تفاوت سنی زیادی نداشته باشیم و علاقمند به فرزند اوری باشن ولی الان فکر میکنم توانایی جسمی دارم ولی حوصله چندانی ندارم..با موردهایی متناسب که تفاوت سنی زیادی نداشتیم اشنا شدم ولی یا پرتوقع بودن و یا اگه علاقمند فرزند اوری بودن شک داشتن که شاید من توانایی لازم نداشته باشم و میگفتن حداکثر تا ۴۵ سالگی خانمها میتونن بچه دار بشن و تکلیفشون با خودشون معلوم نبود ..از جهاتی با موردهایی که مثلا تفاوت سنی زیاد ۱۰ سال داریم ولی تناسب نسبی داریم پیش خودم میگم نکنه قبول کنم ولی بعد چند سال پشیمون بشم و انتخابم نادرست باشه..این مورد اخیر که گفتم ۲ هفته هست که در ارتباطیم ۳ بار تماس تلفنی و یک جلسه حضوری بخاطر کسالت من دیدار تاخیر داشت واتساپ تقریبا هر روز پیام در حد احوال پرسی و صحبت کوتاه داریم و وقتی میخواست تلفنی صحبت کنه و دیدار بیشتر واتساپ پیام میدهد چطور میتونم بگم بهش که کمتر پیام بدهند...چون احساس میکنم بیشتر از من امیدوارن ..سوال دیگرم اینه احساس میکنم در خرج کردن محتاط هست مثلا برای ملاقات حضوری گفت همدیگرو می بینیم بعد تصمیم میگیریم کجا بریم کافی شاپ.. گفتم اگه هوا خوب بود اشکالی نداشت فضای باز..که گفت میخوای عصر ۲ و ۳ باشه یا زوده ...موقع رفتن هم نزدیکامون کافی شاپها را تو خیابون چک کرد که دید کوچیکه و نامناسب ...و نکته دیگه اینکه من خیاط هستم گفت از خودت چیزی هم داری این مدت کار کردی ...این سوالش جالب نبود و اینکه رانندگی میکنی گفتم نه ولی گواهینامه دارم و مجبور نبودم .. گفت لذت داره خود ادم رانندگی کنه مثل اشپزی ..قبلش پرسیدم ترجیح میدین خانم درامد داشته باشه که گفت خانه و خانه داری مهمتره و ..
ازدواج و خانواده1بالا بودن سن1انتخاب همسر با اختلاف سنی زیاد1تردید در تصمیم گیری1ازدواج دوم با وجود فرزندان19+
۳ پاسخ۲۲ بازدید
1403/07/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995421
سلام من دختری هستم که از لحاظ اعتقادی حد وسط هستم مثلا خدا و امامان رو قبول دارم و حتی به امامزاده صالح توسل و توکل میکنم و توی این یه ساله خیلی اونجا میرم و کمکم کرده در مورد خواستگارام و یه نشونه برام اتفاق افتاده و تونستم به کمک مشاور تصمیم درستی بگیرم و متوجه شدم که خواستگارام مناسب من نیستند و دیگه اکثر اوقات لاک زدن رو خیلی دوس دارم و میزنم ولی از کاشتن خوشم نمیاد و نماز نمیخونم و اهل حلال و حرام و محرم و نامحرم هستم و استفاده از مشروبات الکلی مخالف هستم . اکثر خواستگارانی که دارم مث خودمم و خب چون یه موضوعی برام مهمه و همون جلسه اول ازشون میپرسم و به کمک دعایی که از مفاتیح پیدا کردم قبل از دیدنشون میخونم و وقتی پاسخ به سوالم میدن خوشحال میشم اثراته این دعائس و حالا سوالم اینه که تاحالا رابطه جنسی داشتند یا نه و چند مورد گفتند داشتند و برای حلال بودنش صیغه خوندن و دخترا مطلقه بودند و خانوادشون بی خبرن و دیروز با یه بنده خدایی قرار داشتم و دیدمشون ازشون پرسیدم و گفت آره و گفت دخترا مطلقه بوده و بچه بوده ازدواج کرده بوده و هجده سالگی دختره مطلقه بوده و دوره خیلی جوونتر بوده انجام داده و گف اگه کسی از جانب من متوجه بشه آبروش میره و اظهار پشیمونی کرد و گف خانوادش خبر ندارن و تو کافه بودیم و نشسته بودیم و دست به سینه نشسته بود و انگشتانش معلوم نبود میخواستم بدونم این زبان بدن یعنی چی ؟و حتی ازش پرسیدم چندبار بوده که گفت یادم نمیاد و دیگه راجبش صحبت نکنم و من باید تصمیم بگیرم که این آشنایی رو ادامه بدم یا نه !و منی که باکره ام و تاحالا دست پسری رو نگرفتم و برام مهمه که همسرم رابطهی جنسی نداشته باشه چیکار کنم ؟ و اینکه خواستگارانی که نداشتند و نسبتا مذهبی بودند با لاک زدن مخالفن یا بخاطر نماز منو رد میکنن و باید با کسایی باشم که نماز خوندن براشون مهم نباشه و چیزای دیگه در الویت باشه ...یا دوره ی دانشجویی شیطنت هایی کردن از قبیل رابطه داشتن و مشروب خوردن و سیگار کشیدن و این آقا گفت مشروب رو دیگه نمیخوره و اگه جلوش بزارن لب نمیزنه و سیگار رو تو جمع دوستاش ممکنه بکشه فقط .ممنون میشم راهنمایی ام بکنید 🙏🏻💐 که چه تصمیمی بگیرم و چیکار کنم چون از شانسم کسایی که ظاهرشون به دلم میشنن رابطه داشتند و من گیر میکنم به اینکه میتونم آیا با اینکارشون کنار بیایم یا نه !
۴ پاسخ۲۴ بازدید
1401/04/25
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18099
(از زمانی که نسبت به سرنوشتم صبور شده ام، زندگانی هم با من سازش بیشتری نشان میداد.) مدتها به ازدواج فکر نمیکردم و با آرامش نسبی زندگی میکردم ولی از وقتی دغدغه ازدواج پیدا کردم زمان حال رو هم از دست دادم و نگران آینده هستم.
۳ پاسخ۲۰ بازدید