پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/07/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
قطع رابطه
سلام من چند روزی هست کات کردم خیلی اضطراب دارم شب ها خوابم نمی بره و همش تلفنم چک می کنم حالم اصلا خوب نیست
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/09/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995762
سلام وقت بخیر چند روزی هست که کاربریم فعال شده و مواردی رو سیستم پیشنهاد داده بهم که تقریبا همشون داخل فرم عنوان کردن با فرزند نمیپذیرند یعنی امثال من که خدا برام اینجور خواسته و الان از تنهایی رنج میبرم باید قید داشتن یه زندگی سالم رو بزنم؟
۴ پاسخ۲۰ بازدید
1403/07/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995462
سلام من حدود هفت ماه پیش با پسری آشنا شدم که علیرغم اینکه همه چیز به خوبی پیش می رفت متاسفانه یهو غیبش زد و رفت غرورم بهم اجازه نداد دلیل را جویا بشم. توو این مدت خیلی با خودم کلنجار رفتم ک دلیل ترکش را متوجه بشم و با وجودی که با افراد زیاد دیگری آشنا شدم اما همچنان ذهنم پیش اون هست. آیا بهتر نیست با او دوباره صحبت کنم؟ یا ممکنه با این کار زخم کهنه ای را دوباره باز کنم؟ متاسفانه من هر کسی را بعد از اون می بینم دارم ناخودآگاه با اون مقایسه ش میکنم. هفت ماه زمان کمی نیست به این دلیل نمیتونم فراموش کنم که یهو و بی دلیل جدا شد و کلی سوال توو ذهن من باقی گذاشت
۵ پاسخ۱۹ بازدید
1403/07/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995454
باسلام خدمت مشاوران عزیز من چندسطرپایین تریک سوالی پرسیدم وادامه عرض کنم خدمت شماعزیزان اینجاشهرکوچک باجمعیت ۲۰۰ هزارنفرکه اکثراهمدیگرومیشناسند ودر۳یا۴ سال اخیردراینجاچندتاکافه بازشده وچندتاپارک داره که اکثراشلوغ هستند واینکه به طورکلی عرف نیست که یک آقای چندباربره خانه دخترخانمی درمورد ازدواج صحبت بکنند اصلا وجود نداره مگرموارد استسنا اکثرمردم ازکافه خوششون نمیاد اما چیزی که اینجا تبدیل به عرف شده برای جوانان قرارگذاشتن درماشین هست یعنی دریک خیابان نسبتن خلوط اگر۱۰۰۰متر طول خیابان باشد شاید به ۲الی ۳مورد قرارماشینی درخیابان به وضوح ببینید یابیشتر واین مورد برای جوانان هم دختروهم پسر یک امرکاملا عادی شده است خصوصا درسنین زیر۳۰ سال واما درسن ۳۰ سال به بالا هم بله یک کم جاافتاده وهنوز هم کسانی هستند که هیچ کدام رانمیپسندن نه پارک نه کافه نه ماشین نه خانه ۹۹ درصد خانواده ها بارفت وامدخاستگاری بیش از۲ بارموافقت نمیکنند وحتی آقاپسرها وخانواده انها هم قبول نمیکنند وهرکدام ازطرفین خانواده ها ان رابرای دختریاپسرخودنمیپسندن پس جوانها به ماشین روی اورده اند یعنی اگرمن خودم روزی یک ساعت پیاده روی کنم درسطح شهر حداقل ۱۰ مورد قرارخیابانی روبرو میشوم وکسانی هم مثل من هستند که پارک عمومی وکافه رومیپسندن که اکثرا ازطرف اقایان این پیشنهاد ردمیشود ووقتی که پیشنهادماردمیشه ماهم پیشنهاد ماشین نمیپذیریم به شخص خودم اگرتااخرعمرمجردبمانم قبول نمیکنم اما واقعیت اینه مورد مسخره شدن آقایان قرارمیگیریم واکثراآشنایها ازطریق مجازی هست اما آشنایهای سنتی هم که معرف درمیان است بازهم این نظرودارند که ماشین بهترازپارک وکافه است پارک مردم میبینه وکافه دوربین داره این پاسخ همه هست سوال من اینه مگه من میخوام خلاف شرع بکنم که ازدوربین وازکسانی که درپارک هستندبترسم حداقل ۲۰۰تادخترهم سن خودم ازنزدیکان خودم میشناسم که دراستانه تجرد هستند چون نمیتونند این شرایط وبپذیرن واقایان نیز به انگ ترسوبودن یاهرحرف دیگری به امثال ماخیلی راحت میگن میرم سراغ دختردهه ۸۰ هرجابرم باهام میاد این شرایط ازدواج درشهرستان من است باسپاس وتشکرفراوان
مورد مکر و حیله قرار گرفتن1دلسرد شدن نسبت به ازدواج1مورد پسند واقع نشدن1ازدواج فرد برونگرا با درونگرا1سلب اعتماد در رابطه 9+
۴ پاسخ۱۸ بازدید
1401/05/04
سوال 18308
سلام بعد از ده سال رابطه با دختر خانومی و همچنین زندگی و ارتباط عاشقانه باهم جوری که همدیگه رو میپرستیدیم و هزیچ چیز و هیچکس رو به اندازه همدیگه دوست نمیداشتیم و با وجود مخالفتهای خیلی شدید هردو خونواده بدلایل واقعا مسخره مثلا مشکل مادر من با اهل روستا بودن مریم و همچنین یه عقد دوسه ماهه ناموفق مریم یک درصد هم توی عشقمون دچار تردید نمیشدیم الان بعد دهسال حدودا ۳_۴ماهی میشه که مری من بدون بیان دلیل و مشکلی بیمقدمه گفت که دیگه دوسم نداره و خسته شده و میخاد بره دنبال زندگیش.و بعد از گفتن این حرف تا بصورت تلفنی دیگه تا امروز یعنی ۴ ماه منو بلاک کرده و اصلا حاضر به صحبت با من نیست و نمیخاد حتا ا زیر خودش و کارهاش و نظرش دفاع بکنه.لازمه بگم چون ما در طول این دهسال خیلی باهم مسافرت و گردش میرفتیم یا باهم خونه مجزا از خونوادهامون گرفتهبودیم برای اینکه منکرات و پلیس و اکثر مردم نتونن بهمون گیر بدن منو مریم بصورت موقت عقد کردیم و تا دیماه امسالم اعتبار داره چون قرار بود دیماه دیگه عقد داعم کنیم.بعد از قطع ارتباط با مریم چون من خیلی دنبالش بودم نتا بتونم باهاش صحبت کنم و دلیل کاراشو بفهمم تازه فهمیدم سال گذشته مریم حامله شده بوده و بمن نگفته بودن و رفته بی اجازه سقط جنین کرده .حتا فهمیدم با یه پسر دیگم چندسالی در ارتباط بوده و لول رابطشونو نمیدونم در چه حدی بوده و همین دیوونم کرده .حتا حاظر نیست از خودش دفاع کنن و سکوت کرده .و خونوادهام.نم بجای ترمیم رابطمون دارن با تبر بریشه عشقمون میزنن .نمیدونم چکنم دارم دیوونه میشم بخدا دلتنگشم تو این دهسار محال بوده بیش از دو وز نبینمش اما داره داعم ازم فرار میکنه نه از ترسش چون میدونه اونقدر دوسش دارم که نمیتونم حتا باهاش تندی کنم.ترو قران بگین چکنم .
۲ پاسخ۱۹ بازدید
1401/03/22
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17335
سلام روز بخیردختر متولد ۱۳۶۲ هستم، فامیل و دوست و همکار همه از محسنات من تعریف میکنن از لحاظ اینکه موقر، مهربان، بااراده، خانهدار و دانا هستم ولی هیچ وقت نتوانستم با جنس مذکر ارتباط برقرار کنم، کلا وقتی با خواستگار و یا هر کس دیگری صحبت میکنم با اقرار به تمام خوبیهایم ارتباطمان سرد و تمام میشود، تاکنون عاشق هیچ مرد یا پسری نشدم، در عوض خیلی دوست دارم ازدواج مناسب و بادوامی داشته باشم، چطور میتوانم این قدرت دافعه نسبت به جنس مخالف را از خودم دور کنم؟
۲ پاسخ۱۲ بازدید