پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/01

سوال 996158

سلام من دختر 37 ساله ای که یه آقايی اومده خواستگاری رسمی تو خونه ما دو هفته گذشت که خبری ازشون نشد واسطه اینجانب باهاشون تماس گرفتند که گفتند ما جوابتون چی هست اگر منفی هست من به خانواده دختر اطلاع بدم که آقا گفتند جوابشون مثبت هست و به زودی جهت دعوت درخونه اشون با پدر من تماس میگرن بازم چهار روز میگذره بازم خبری نشد بنظرتون تا چقدر من باید منتظر این آقا باشم از طرفی واسط اینجانب برای دومین بار صحیح نیست باهاشون تماس بگیرند؟
1403/10/29

سوال 996152

سلام. باهرکسی ک اشنا میشم حالا چه از طریق همدم یا معرف های دیگه همون ابتدا میگن عکس بده. من چون بد عکسم تمایل دارم حضوری همو ببینیم اولش میگن باشه ولی دوساعت بعد اصرار و اصرار. خودشون هم سریع عکس میفرستن و میگن نوبت شماس. منم بناچار عکس میفرستم ولی یا دیگه چیزی نمیگن و کلا میرن یا میگن خدانگهدار.حتی تو خیلی موارد بوده که من ازعکسشون خوشم نیومده ولی برحسب احترام متقابلا عکس دادم وچیزی نگفتم ک ناراحت نشن، برعکس خودشون. حالا سوال من اینه باید تو این موقعیت ها چکار کنم عکس بدم یا نه؟ کار درست چی هست.؟ دوستام میگن وقتی دیدی طرف به دلت ننشست لازم نیست عکس بدی که اینجوری بزارن برن. مثل خودشون بگو خوشم نیومد. و کلا این رفتارا اعتماد بنفسم روگرفتن ودیگه حاضر نیستم اینمدلی باکسی اشناشم.
1403/10/23

سوال 996099

سلام اخیرا با خانمی آشنا شدم که در تهران و دور از خانواده که ساکن شهرستان هستند زندگی میکنند ایشان شاغل هستند و شغل رسمی دارند ظاهر ایشان به دل من نشسته و از نظر ظاهری به ایشان خیلی علاقه مند شده ام طوریکه از ذهنم پاک نمیشود ایشان از روز و ساعت اول تماس مرتب از مسایل مالی صحبت میکرد اولین مساله مهریه خود را مطرح کرد که رسممون هست ۱۱۰ سکه و بیست مثقال طلا و و دودانگ خانه مهرمان بشه اگه در مرحله اول پذیرفتی ادامه میدیم بهش میگم چرا با مهریه شروع میکنی به من میگه اخیرا خواستگاری داشته که مراحل نهایی پیش رفته ولی به خاطر مهریه شکست خورده من نمیدونم چرا تویکی از جلسات دیدارمان عکس و فیلم خواستگاری قبلیش را نشان داد من و ایشان سه جلسه دیدار داشتیم راحت میگه من بهت حس ندارم حالا بیا شاید حس پیدا کردم.همش صحبت مادیات میکنه از خرید طلا برای کادو و .عدد حقوق من و متراژ و محل خانه ام و...سوال میکنه .من در ایتدا گفته بودم قصد دارم خانه سازمانی زندگی کنم ولی بعد چند جلسه مخالفت کرد .من چند بار باهاش خداحافظی کردم ولی باز پیام میده هنوز غصه خواستگار قبلیش داره من موندم چکار کنم میگه باهات میسازم و زندگی میکنم ولی خواسته هاش کم نمیکنه در ضمن خواهر ایشان جدا شده و با ایشان زندگی میکند بزور میخاد علائقش تحمیل کنه حتما باید کوه و تئاتر باهاش برم من موندم با ایشان چکار کنم یرام عجیبه چرا دختر سی و پنج ساله اینجوری مثل دخترهای بی تجربه عمل میکنه و ذهنش تو حساب و کتابه به جای حرفهای عاطفی همش از مادیات میپرسه دختر باهوش و راستگو ییه نمیدونم چرا تو این سن به این نکته نرسیده دنبال یک رفیق باشه نه شریک اقتصادی ادامه با این فرد به صلاحه چرا با کات کردن باز پیام میده من نمیفهممش معلوم نیست روشنفکره یا سنتی از یه طرف کاملا از خانواده مستقله و تحصیلات و شغل خوبی داره از طرف دیگه تو مساله مهریه یا هزینه های زندگی سنت و مذهب را میکشه جلو بله مرد فقط باید خرج خونه را بده من شاید گاهی خرجی کردم یا من خانوادم برام تصمیم گیرند مهریه دست خودم نیست با این حال در تهران آزادانه زندگی میکنه حتی برنامه مهاجرت به خارج را درصورت ازدواج نکردن داره چرا همه چیز را پول میبینه اصلا ادامه این ارتباط به صلاحه و چرا ایشان چرا زندگی را اینجوری میبینه فقط یک خواهر داره خواهرش در سن خیلی پایین ازدواج کرده و با وجود بچه جدا شده و بچش یه همسرش واگذار کرده ظاهرا زندگی خواهرش روش خیلی اثر گذاشته درد این آدم چیه این آدم چشه میشه بهش اعتماد کرد دختر باهوشیه و دوتا مدرک داره و دانشجوی انصرافی دکتراست یه چیز عجیب با خنده جواب آدم میده و مواقع مسائل جدی میخنده نمیدونم از استرسه یا چیز دیگه کم هم با من حرف یزنه به جز بار آخر که جدی پپشت تلفن نظرش گفت کلاس موسیقی باشگاه ورزشی میره من حس میکنم من سر کار گذاشته و به عنوان تفریح میخاد ادامه بده هردو در سن بالای ازدواج هستیم
1403/10/11

سوال 995992

سلام من 30 سالمه و اینکه نمی‌دونم با هرکس که آشنا میشم بیشتر از یه روز نمی تونم تحملش کنم و زود خسته میشم ازش و کات می کنم باهاش بیشتر دنبال اینم که رابطه جنسی برقرار کنم تا اینکه عاطفی و احساسی باشه شدیداً بهم ریخته هستم لطفا کمکم کنید.
1403/10/05

سوال 995941

سلام وقتتون بخیر من خانم هستم ۳۸ ساله من بواسطه شغلم درخواستهای زیادی دارم ولی هیچ کدام به ازدواج ختم نمیشه یکی مادرش مخالفه یکیش من نمیپسندم ازطرفیم دیگه از مجردی خسته شدم دیگه م میترسم با فردی اشناشم چوگ اکثرا دروغگوان بواسطه شغلم افراد رو از دور میشناسم اصلا نمیزارم پا پیش بزارن چون زود تشخیص میدم ک بدردم نمیخورن .نمیدونم چیکارکنم ؟دنبال ادم کاملم نیستم ولی دیگه وفاداری و تعهد و اخلاق و صداقت ک باید داشته باشه من درکیسهام این موارد نبودن اونیم ک بوده به ازدواج ختم نمیشه
1403/10/05

سوال 995934

سلام من یکم زیادی عذاب وجدان میگیرم برای همه مثلا اگه سنش زیاد باشه طرف ازم و رد کنم عذاب وجدان میگیرم یا اگه قدش از من کوتاه تر باشه میگم نکنه ناشکری باشه و خدا رو خوش نیاد و کلی میترسم میگم کاش کیسی بیاد که همون اکی باشه از نظر خدا و همونو به دلم بنشونه که دیگه نخوام به کسی نه بگم
1403/10/04

سوال 995929

سلام با خانمی در حال آشنایی هستم که بعداز چند روز پیام دادن امروز همدیگرو ملاقات کردیم ،ایشون چه تو پیامها چه تو دیداری که امروز داشتیم وقتی ازشون میپرسم ک نظرتون راجب زندگی در فلان محل چیه میگه فعلا زوده در مورد این مسائل حرف بزنیم ،یا میپرسم دیدار بعدی کی باشه یا اصلا دیداری هست ،میگه تا خدا چی بخواد،سوال بنده اینه ک از کجا بفهمم که ایشون میلی به ادامه این آشنایی داره یا خیر ،از کجا بفهمم که نظرشون راجب بنده فعلا مثبت بوده یا خیر ،با تشکر
1403/09/16

سوال 995823

سلام متولد ۶۸ هستم ولی نمیدونم چیه که هر درخواستی میدم همون ابتدا درخواست پیشنهاد رو رد میکنن و کسی مایل نیست با ما همسفر بشه نمیدونم بقول قدیمیا بختمون بسته هست یا نه واقعا مشکل از منه
1403/09/16

سوال 995822

سلام من ۳۲سالمه ویک بارجداشدم بخاطراعتیادهمسرم خاستگارزیادداشتم ودوره اشنایی زیادی داشتم ولی بنابردلایلی نشددرهرکسی یه مشکل خاص وجوداشت.الان نه ماه هست بامردی هستم معرفی شده همسرش فوت کرده دوتابچه داره یکی هشت ساله منم یه پسردارم هشت ساله ویک دخترشون ۱۹ساله بچه های این اقادخترن بشدت به من علاقه دارن وخونگرم ومهربون هستن دختربزرگ خودش منوازطریق اشنایی پیداکرده برای پدرش که سروسامون بگیره همسراین مرددرسرزایمان فوت کردن ایشون۵۰سالشونه اماتیپ وظاهرورسیدگی ویسری اخلاق ورفتارشون کلامثل تیپ جوان سال وسی ساله هست ونشون نمیده کاملاپایه وامروزی .روزاول من برای اینکه مهک بزنم ایشون روچقدربهم علاقه داره شرط گذاشتم من پشت بانه یه شش دنگ منزل میخام ایشون برای من اپارتمان خریدو۱۱۴تاسکه زدم کلی دراین نه ماه رابطه برام طلاخریده پول داده به منوبچم رسیدگی میکنه ابرازعلاقه وکلامی داره توجه داره اهل سوپرایزکادوهمه چی عالی بودولی بعدشش ماه همش باهم سرناسازگاری پیداکردیم یعنی همش احساس میکنم اصلامنطق سرش نمیشه واصلاحرف منونمیفهمه همه چی برام گنگ شده که چرااینجوری شده همه چی همه خانواده وطایفه میدونن ودیگه قراره ازدواج کنیم امامن دودل شدم مثلازودجبهه میگیرن حتی برای نصبحت یاخوبی یاچیزخوبیم میگم انگاردرکلماتش داره لج بازی میکنه معامله میکنه مثلامن بگم چرادکترنرفتی امپولتوبزنی چرابه حرفم گوش نکردی الان خوب شده بودی همین چیزساده جوابش اینه من بگم فلان دکترنروفلان جابروتوگوش میدی توهرزمینه ای اینجوری.واینکه زودناراحت میشه وخیلی قهرمیکنه زودتوزمینه های خوب ومنطقی حتی وهمیشه میحایم درموردمشکل صحبت کنیم بدترمیشه چون فقط حرفشون اینه توجرقه زدی توباعث شدی برای همه زمینه هاانگشتشون سمت منه ومن مقصرمیدونن درصورتی که من چندگزینه به دخترشون یاخاهرشون یامشاورگفتم حتی من اون قسمت اون جاداشتم حرف درست اصولی منطقی میزدم ایشون نه جوابش نه رفتارش منطقی بوده وجرقه اول مقصربودن های خودش روهم من میدونه تودودلی وشک افتادم میگم خدایاازدواج دوممه بایه بچه اگه این اخلاقش درستم سعی کردم نشده معموله نمیتونه تغیرکنه باشه اینجوری سخته سه روزنمیتونیم حرف بزنیم ناراحتی نشه چون بهوازسمتش ناراحتی وقهرمیشه وادامه دارگاهی میگم برای سنشه نمیفهمه حرف منواصلاگاهی میگم توشخصیتی این ادم اخه چیه که من نمیتونم بفهمم اصلا..میشه راهنمایی کنیدتوروخدا
1403/07/17

سوال 995454

باسلام خدمت مشاوران عزیز من چندسطرپایین تریک سوالی پرسیدم وادامه عرض کنم خدمت شماعزیزان اینجاشهرکوچک باجمعیت ۲۰۰ هزارنفرکه اکثراهمدیگرومیشناسند ودر۳یا۴ سال اخیردراینجاچندتاکافه بازشده وچندتاپارک داره که اکثراشلوغ هستند واینکه به طورکلی عرف نیست که یک آقای چندباربره خانه دخترخانمی درمورد ازدواج صحبت بکنند اصلا وجود نداره مگرموارد استسنا اکثرمردم ازکافه خوششون نمیاد اما چیزی که اینجا تبدیل به عرف شده برای جوانان قرارگذاشتن درماشین هست یعنی دریک خیابان نسبتن خلوط اگر۱۰۰۰متر طول خیابان باشد شاید به ۲الی ۳مورد قرارماشینی درخیابان به وضوح ببینید یابیشتر واین مورد برای جوانان هم دختروهم پسر یک امرکاملا عادی شده است خصوصا درسنین زیر۳۰ سال واما درسن ۳۰ سال به بالا هم بله یک کم جاافتاده وهنوز هم کسانی هستند که هیچ کدام رانمیپسندن نه پارک نه کافه نه ماشین نه خانه ۹۹ درصد خانواده ها بارفت وامدخاستگاری بیش از۲ بارموافقت نمیکنند وحتی آقاپسرها وخانواده انها هم قبول نمیکنند وهرکدام ازطرفین خانواده ها ان رابرای دختریاپسرخودنمیپسندن پس جوانها به ماشین روی اورده اند یعنی اگرمن خودم روزی یک ساعت پیاده روی کنم درسطح شهر حداقل ۱۰ مورد قرارخیابانی روبرو میشوم وکسانی هم مثل من هستند که پارک عمومی وکافه رومیپسندن که اکثرا ازطرف اقایان این پیشنهاد ردمیشود ووقتی که پیشنهادماردمیشه ماهم پیشنهاد ماشین نمیپذیریم به شخص خودم اگرتااخرعمرمجردبمانم قبول نمیکنم اما واقعیت اینه مورد مسخره شدن آقایان قرارمیگیریم واکثراآشنایها ازطریق مجازی هست اما آشنایهای سنتی هم که معرف درمیان است بازهم این نظرودارند که ماشین بهترازپارک وکافه است پارک مردم میبینه وکافه دوربین داره این پاسخ همه هست سوال من اینه مگه من میخوام خلاف شرع بکنم که ازدوربین وازکسانی که درپارک هستندبترسم حداقل ۲۰۰تادخترهم سن خودم ازنزدیکان خودم میشناسم که دراستانه تجرد هستند چون نمیتونند این شرایط وبپذیرن واقایان نیز به انگ ترسوبودن یاهرحرف دیگری به امثال ماخیلی راحت میگن میرم سراغ دختردهه ۸۰ هرجابرم باهام میاد این شرایط ازدواج درشهرستان من است باسپاس وتشکرفراوان
1403/06/04

سوال 995132

با عرض سلام و احترام خدمت مشاورین محترمخانم هایی هستند که در همان دقایق اولیه آشنایی بصورت تلفنی یا چت، قبل از شناخت از من در همان ابتدا درخواست عکس میکنن و پس از مشاهده عکس و بصورت یکطرفه بدون اینکه آنها هم عکس خودشون رو بفرستند فورا پاسخ منفی میدهندمن خودم تمام قد هستم و چهره معمولی دارم ولی چنین رفتاری باعث ایجاد حس خیلی بدی در من میشه که تا چندین روز این حس با من هستخواستم بدون در مواجه با چنین خانم هایی، چه رفتار صحیحی میتونم داشته باشم که از این بابت کمتر آسیب ببینم
1401/08/08

سوال 20760

۲۸ سالمه سالمم ی زندگی معمولی رو ب خوب میتونم بسازم کلی ایده و فکر دارم برای اینده کارو ماشین هم دارم چند جا رفتم نشده برای خانم ها ملاک تیپ و قیافه مهم تره تا سالم بودن یکی از علت های طلاق های الانم همینه

صفحه 1 از 2