پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/04/03

ازدواج

سلام آیا دختری که در محل کار از پسری خوشش اومده ولی پسر بدون قبول یا رد کردن دختر به دلایلی از محل کار بزاره بره باعث میشه دختر آسیب روحی ببینه؟؟؟؟؟
1403/11/25

سوال 996470

سلام وخسته نباشید خدمت مشاورین محترمیه مدت هست که یک همکار به واحدمون اضافه شدن و خانوم مجرد هستن و اینکه با حجاب هستن از نظر اعتقادی ظاهرا مقیدن ولی نه آنچنان خودمم تقریبا همینجوری هستم ولی یه اصولی دارم در مقابل حال جنس مخالف تماما رعایت میکنم و همچنین انتظاریم از طرف مقابلم دارم ایشون علی رغم وجه مذهبیشون خیلی راحت با مردای دیگه اخت میگیره به جوری که اون اجب و حیا رو نمیبینم و خندهای یکم بلند و راحتیم داره اصلا یه تناقض بین ظاهر و رفتارشون هست از اونجایی که با ظاهر موجه اویل اومدنشون خیلی فرق کردن من علاقه مند شدم و الان مرددم از نظر روحی و روانی دارم اذیت میشم حتی اینم رفتارشون بهشون گوش زد کردم و بینمون کودرت افتاده بطوری که کلا هیچ حرفی باهم نمی‌زنیم میدونم اشتباه کردم و نباید میگفتم. ولی خب شده البته معذرت خواهیم کردم ولی کلا قطع ارتباطی الان من میخوام کلا میخوام از ذهنم حذفش کنم چه راهی پیشنهاد میدید؟با تشکر
1403/06/20

سوال 995269

سلام با فرد ۳۵ ساله همکار فرهنگی و همسن از طریق سامانه آشنا شدم دیدار حضوری و تماس ها مفید و عقاید و افکار نزدیک به هم هست سر مهریه که خط قرمزم هست و بهشون گفته بودم بحث چالشی داشتیم و زمان بر شد منم قطع امید کردم با وجود اینکه مورد پسندم بود و مقداری هم علاقه مند شده بودم. به سختی پیام خداحافظی فرستادم ایشون شدید دلیل رو جویا شد منم مهریه رو گفتم و دختر خانم تاکید کرد که اگر نفر مناسبی براشون باشم مشکلی نیست و کنار میان. الان دو هفته از ماجرا خدا حافظی گذشته تماس تلفنی پنج شش بار داشتیم هر بار خانم گفته در مورد من مردد هست که بعداً سر چیزای دیگه پا پس بکشم منم هر جور گفتم و هر کاری کردم افاقه نکرده برای خواستگاری چندین بار گفتم کی با خانواده بیام قبول نمی کنند و میگن می ترسند و شک دارند. منم میگم خوب تحقیق کنید تلاش کنیم عمقی تر شناخت پیدا کنیم از هم تا اطمینان حاصل بشه قبول نمی کنند و محل نمیزارند هر جوری هم سعی کردم ناز بکشم منت بکشم بازم نشده هر صحبتی کردیم بازم چرخیده پیام خداحافظی من طرح شده. موندم چه کنم؟ از طرفی هم خانواده میگن ول کن یک ماه شده!!!! اما من نمیتونم
1403/05/29

سوال 995035

سلام من با دختر خانمی آشنا شدم دختر خانم نجیب و زیبارو و آرام و مذهبی هستند از لحاظ مذهبی آنچنان تفاوت نداریم ولی از لحاظ مسایل سیاسی اختلاف نظر زیادی داریم و تقریبا هردو متعصب هستیم من به ایشان گفتم که در زندگی سعی میکنیم روی این مسائل بحث نکنیم و هرکس خط خود را داشته باشد ولی ایشان مطرح میکنند که احتمال ایجاد محیط نا آرام در زندگیمان وجود دارد و به همین دلیل با ادامه آشنابی موافق نیستند حالا سوال من اینجاست آیا اختلاف نظر سیاسی واقعا میتواند در زندگی مشکل ساز باشد من به ایشان علاقه مند شدم و خود بالشخصه دوست ندارم در زندگی ناراحتشان کنم.اصلا سیاست چه ربطی به مسائل زناشویی دارد.درضمن ایشان اصرار دارند حتما همسرشان مثل خودشان فکر کنند و علاقه مندیهای همسرشان باید عین و مانند خودشان باشد برام عجیبه چرا ختما فردی مانند خودشان را میخواهند درصورتیکه فرد صد درصد شبیه آدم مسلما وجوددنداردنکته اینکه هردو در رنج بالای ازدواج هستیم و روزبروز احتمال ازواجمان کمتر میشودو هردو احتمال اینکه در آینده کاملا تنهای مطلق شویم وجود دارد چون پدر مادر من سن بالا و پدر مادر ایشان در قید حیات نیستند بااین وجود برام عجیبه که سخت میگیرند مساله دیگری که هست مطرحدمیکنند من و شما بهم نمیخوریم و میخواهند همکارشون به من معرفی کنند من ماندم نکنه میخاد من تست کنند یعنی خالا که موافق ازدواج با من نیستند اجازه بدم معرفی کنند میگند همکارم بیشتر به شما میخورند درصورتیکه من خسم به خود ایشان کم نیست و این حرفشون که نشان میده آنچنان من دوست ندارند آزارم میده خودشان میگند نه از من بدشان میاد نه حس مثبتی دارند و حسشان به من خنثی است اصرار به ادامه این رابطه صحیح است؟در ضمن پیشنهاد معرفی فرد دیگر را از طرف ایشان بپذیرم؟چرا یک دختر که خود مجرد است حاضر به وساطت میشود؟
1403/03/17

سوال 994101

سلام من 32 سالمه و مدتیه با ی خانم از طریق همکاری آشنا شدم و کلا بحث تو روابط همکاری و سوال کاری بود و بعد از مدتی خیلی بهم نزدیک شدیم، منتها خب ایشون از لحاظ ظاهری و دلایل دیگ مناسب ازدواج نمیدونم و دلم نمیاد به هر طریقی این موضوع رو به ایشون بگم و رابطه رو تموم کنم، میترسم به هم وابسته بشیم و بر خلاف تصورات و ملاک های ازدواجم با ایشون ازدواج کنم، لطفا راهنمایی کنید چکار کنم، ممنون
1401/01/04

سوال 15957

سلام من دختری ۳۲ ساله،تحصیل کرده و مذهبی هستم، در بیمارستان مشغول به کارم،همکار آقایی دارم که همسن خودم هستم و ۸ سال هست که با ایشون همکار هستمتا ماه قبل ایشون برام مثله یک همکار بودن،ولی چند وقتی احساس میکنم رفتارش با من تغییر کرده،در مورد خودش و خانوادش حرف میزنه و در مورد من کنجکاو و سوال میپرسه در مورد علایق من سوال میپرسه با من درد دل میکنه و یک سری کارهای دیگه که من شک کردم به من علاقه داره،ولی خوب رفتار خاص مثل اینکه به من خیره بشه،یا وقتی من با مردهای دیگه حرف میزنم حساس بشه ندیدم ازش، پسر خوبیه،و شاید بیشتر از ۵۰ درصد از معیارهای من برای ازدواج رو داشته باشه،۸سال همکارمه و اخلاق های بد خوبش رو تقریبا میشناسم،ولی یه مشکلی که داره با جنس مخالف راحتر از من حرف میزنه،البته شاید بدونید محیط های بیمارستانی همچین حالتی دارن و همکارا خیلی باهم رسمی صحبت نمیکنن، راحت حرف میزنه ولی ندیدم دور دختر ها رو بگیره و به قصد سوءاستفاده باهاشون بگو بخند کنه،ما چند بار با همکارهام که هم خانم بودن هم آقا رستوران رفتیم ،ولی این آقا به تازگی چند باری به من پیشنهاد دادن که بریم رستوران یا بیرون دو نفره،حالا نمیدونم این به خاطره علاقه ای که به من داره هست،یا از اونجایی که با جنس مخالف راحته و من فقط براش مثل یک همکارام این حرف رو میزنه،چند باری بهم گفت بریم بیرون و من یکبارش رو قبول کردم گفتم شاید حرفی برای گفتن داره،ولی اتفاق خاصی نیوفتاد،به نظرتون اگه قصد ازدواج داشته باشه نباید از همون اول مطرح کنه؟یا اینکه میخواد یکم بگذره باهم بیشتر صمیمی بشیم بعد بگه؟یا اینکه اصلا قصدش ازدواج نیست و من همچین برداشت اشتباهی دارم؟