پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/11/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996260
فرق دوست شدم با جنس مخالف و رابطه جنسی داشتن با صیغه شدن چیه؟
۴ پاسخ۳۸ بازدید
1403/09/21
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995859
سلام وقتتون بخیر امکانش هست در دو رابطه آشنایی ب طور همزمان بود؟
تجربه در زندگی1مهمترین معیار انتخاب همسر1وسواس در انتخاب همسر1رابطه خارج از زناشویی1تردید در تصمیم گیری16+
۳ پاسخ۲۳ بازدید
1403/09/03
سوال 995720
با سلام. 50 ساله هستم و متاهل و دارای 4 فرزند. بسیار شادم و با خانواده خیلی با انژی برخورد می کنم. اما اصلا بازخورد پر انرژی نمیبینم. به همسرم حق می دهم با وجود شغل و بچه ها..ولی نمیدانم چگونه نشاطی که نیاز دارم به دست آورم. اخیرا با خانم مطلقه ای که پر از انرژی است آشنا شده ام و بسیار با هم پرانرژی هستیم . این رابطه بدون آگاهی همسر و فرزندانم است و هر دوی ما به شدت از آن راضی هستیم به طوری که در شادی نسبت به همسرم و خانه افزوده است. به نظر شما این رابطه جدید راادامه دهم؟ متشکرم
۵ پاسخ۳۴ بازدید
1403/08/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995656
سلام وقتتون بخیر با آقایی ۳۲ ساله در ارتباطمایشون کاری انجام دادن که باعث دلخوری من شد و خودشونم قبول کردن که کارشون اشتباه بود و معذرت خواهی کردن اما من موقع ناراحتی سرد میشم۲۰ دقیقه ای من بی محلی میکردم ایشون داشتن معذرت خواهی میکردن و گفتن تکرار نمیکنن و سوال میکردن منو دوس داری ؟ منو میبخشی ؟منم با تمسخر جواب میدادم و آخرش گفتم باشه دیگه میبخشم میخوام برم خونه ، من رفتم خونه بعد از دو سه ساعت که چت کردیم ایشون سرد بودن و کلی گلایه کردن که من اصلا انتظار همچین برخوردی رو ازت ندارم کاش فحش بدی داد بیداد کنی ولی بی محلی نکنی اینقد به من حس بی ارزشی و آویزون بودن ندی منو کوچیک نکنی خرد نکنی من دلم شکست من تحقیر شدم و شببخیرمن معذرت خواهی کردم و دچار عذاب وجدان شدم ولی بنظرم رفتارم اونقدری بد نبود و حس کردم ایشون فرار میکنن از موضوع اصلی و میخوان منو مقصر نشون بدن و موضوع بحث عوض بشه
مشاوره خانواده1قهر کردن1رابطه خارج از زناشویی1چیکار کنم زود ناراحت نشم1قهر و آشتی های دوران آشنایی 10+
۴ پاسخ۱۶ بازدید
1403/08/23
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995655
با سلام. 50 ساله هستم و متاهل و دارای 4 فرزند. بسیار شادم و با خانواده خیلی با انژی برخورد می کنم. اما اصلا بازخورد پر انرژی نمیبینم. به همسرم حق می دهم با وجود شغل و بچه ها..ولی نمیدانم چگونه نشاطی که نیاز دارم به دست آورم. اخیرا با خانم مطلقه ای که پر از انرژی است آشنا شده ام و بسیار با هم پرانرژی هستیم . این رابطه بدون آگاهی همسر و فرزندانم است و هر دوی ما به شدت از آن راضی هستیم به طوری که در شادی نسبت به همسرم و خانه افزوده است. به نظر شما این رابطه جدید راادامه دهم؟ متشکرم
۴ پاسخ۳۰ بازدید
1403/08/14
سوال 995601
سلام وقتتون بخیر، بنده پسر ۳۴ ساله هست، یکسری روابط قبلا داشتم ولی یه مدتی بود که دوس داشتم با سکس رو تجربه کنم و با یه نفر آشنا شدم که چند سال از خودم بزرگتره و چند بار باهم رفتیم بیرون تا یه روز این سکس رو انجام دادیم، من اصلا اون روز تو مودش نبودم و از طرفی هم استرس داشتم و نسبت به ایشونم حسی نداشتم به اون صورت ولی از دخول من چیزی حس نکردم و برام جذابیت نداشت و این باعث ناراحتی من شد منی که انقدر دوس داشتم اینکارو ولی یه طوری تو ذوقم خورد حالا نمیدونم دلیل چی بود و الان نگرانم نکنه با بقیه یا اگر ازدواج کردم با همسرم هم این مشکل رو داشته باشم، البته اینم بگم من خیلی خودارضایی میکنم حداقل روزی یکبار..
۰ پاسخ۱ بازدید
1403/07/19
سوال 995467
سلام خانم ۳۷ ساله هستم حدود ۹ ماه پیش یه درخواست آشنایی در همدم داشتم که شرایط اون آقا تقریبا از تمام جهات ایده آل من بود ، از صحبتهای اون آقا هم مشخص بود ایشون به این رابطه مشتاق و علاقمند هستن ، تقریبا ۴-۵ روز از طریق تلفن و پیام مرتبا باهم در ارتباط بودیم و قرار شد آخر همون هفته دیدار حضوری انجام بشه ولی صبح ۲روز قبل از دیدار ، اون آقا از من پرسیدن قبلا شرایط ازدواج برات پیش اومده ؟ من گفتم ۱۱ سال پیش یه خواستگاری داشتم که تا مرحله شیرینی خوردن پیش رفت ولی بخاطر عدم تفاهم خواستگاری رو رد کردیم، اون آقا بمحض شنیدن رفتارشون ۱۸۰ درجه تغییر کرد گفتن شوکه شدن و اصلا انتظارشو نداشتن ( دقیقا جوری با این قضیه برخورد کردن که انگار من سالها سابقه تاهل دارم و پنهون کردم 😅 ) بعد بحالت قهر ارتباطشون رو قطع کردن و کلا دیگه تا اواخر شب هیچ پیامی ندادن ، شب که مجدد پیام دادن من بخاطر این رفتار غیرمنطقی و نابالغانه ای که از اون آقا دیدم بهشون گفتم دیگه تمایلی برای ادامه آشنایی ندارم . اون آقا اولش جا خوردن و سعی کردن رفع و رجوع کنن ولی بعد که دیدن من مصمم هستم گفتن که ایشون هم از بابت محجبه نبودن من و شرایط مالی بالای خانوادم نگرانیهایی دارن که نکنه مناسب هم نباشیم ، ( چون من با اینکه کمی مذهبیم ولی حجابم معمولیه و فقط بعضی جاها چادری و مححبه هستم و شرایط اقتصادی خانوادم در سطح نسبتا بالاییه ) در نهایت من در سامانه درخواست ایشون رو رد کردم و همه چیز همون شب تموم شد . ولی الان مدتیه دوباره اون آقا دارن به من پیام میدن دقیقا با همون شور و اشتیاق قبل و اینبار خیلی اصرار دارن که همدیگه رو در یک کافه سینما پارک و جاهایی از این قبیل ببینیم ، من چندبار از ایشون پرسیدم هدفشون از این درخواست دیدار چیه آیا قصدشون ازدواجه ؟ ولی ایشون هربار از جواب واضح به این سوال طفره میرن و میگن فقط قراره یه دیدار ساده دوستانه باشه . ( تقریبا از حرفشون اینجور برداشت میشه که یه مدتی رو بحالت دوستی باهم باشیم تا بعد تصمیم بگیرن که میخوان ادامه بدن یا نه ) من تا حد زیادی مطمئنم ایشون الان قصد ازدواج با من رو ندارن و در آینده هم معلوم نیست هدفشون چی باشه ، بهشون گفتم من فقط درصورتی حاضرم با یک آقا قرار ملاقات بذارم که بدونم هدفش آشنایی به قصد ازدواجه ، چون نه اهل دوستی هستم نه حاضرم حدود شرعی و عرفی و حریمها رو با اینجور قرار ملاقاتها و دیت های بی هدف زیرپا بذارم ... هربار که اینها رو میگم ایشون میگن دارم خیلی سخت میگیرم و قراره فقط یه ملاقات ساده باشه ولی من دارم پیچیدش میکنم . حالا سوال من اینه که تو این شرایط کار درست چیه ؟ آیا من واقعا دارم الکی سخت میگیرم و بهتره یه فرصت برای آشنایی بیشتر به هردومون بدم اونهم باتوجه به اینکه من ۳۷ سالمه و این آقا جزو معدود افرادی هستن که تقریبا همه شرایطشون برای من ایده آله ؟ یا اینکه دارم کار درستی میکنم که وقتم رو پای کسی که تکلیفش معلوم نیست و صحبت واضح و جدی از ازدواج نمیکنه هدر نمیدم ؟
۶ پاسخ۲۷ بازدید
1403/07/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995421
سلام من دختری هستم که از لحاظ اعتقادی حد وسط هستم مثلا خدا و امامان رو قبول دارم و حتی به امامزاده صالح توسل و توکل میکنم و توی این یه ساله خیلی اونجا میرم و کمکم کرده در مورد خواستگارام و یه نشونه برام اتفاق افتاده و تونستم به کمک مشاور تصمیم درستی بگیرم و متوجه شدم که خواستگارام مناسب من نیستند و دیگه اکثر اوقات لاک زدن رو خیلی دوس دارم و میزنم ولی از کاشتن خوشم نمیاد و نماز نمیخونم و اهل حلال و حرام و محرم و نامحرم هستم و استفاده از مشروبات الکلی مخالف هستم . اکثر خواستگارانی که دارم مث خودمم و خب چون یه موضوعی برام مهمه و همون جلسه اول ازشون میپرسم و به کمک دعایی که از مفاتیح پیدا کردم قبل از دیدنشون میخونم و وقتی پاسخ به سوالم میدن خوشحال میشم اثراته این دعائس و حالا سوالم اینه که تاحالا رابطه جنسی داشتند یا نه و چند مورد گفتند داشتند و برای حلال بودنش صیغه خوندن و دخترا مطلقه بودند و خانوادشون بی خبرن و دیروز با یه بنده خدایی قرار داشتم و دیدمشون ازشون پرسیدم و گفت آره و گفت دخترا مطلقه بوده و بچه بوده ازدواج کرده بوده و هجده سالگی دختره مطلقه بوده و دوره خیلی جوونتر بوده انجام داده و گف اگه کسی از جانب من متوجه بشه آبروش میره و اظهار پشیمونی کرد و گف خانوادش خبر ندارن و تو کافه بودیم و نشسته بودیم و دست به سینه نشسته بود و انگشتانش معلوم نبود میخواستم بدونم این زبان بدن یعنی چی ؟و حتی ازش پرسیدم چندبار بوده که گفت یادم نمیاد و دیگه راجبش صحبت نکنم و من باید تصمیم بگیرم که این آشنایی رو ادامه بدم یا نه !و منی که باکره ام و تاحالا دست پسری رو نگرفتم و برام مهمه که همسرم رابطهی جنسی نداشته باشه چیکار کنم ؟ و اینکه خواستگارانی که نداشتند و نسبتا مذهبی بودند با لاک زدن مخالفن یا بخاطر نماز منو رد میکنن و باید با کسایی باشم که نماز خوندن براشون مهم نباشه و چیزای دیگه در الویت باشه ...یا دوره ی دانشجویی شیطنت هایی کردن از قبیل رابطه داشتن و مشروب خوردن و سیگار کشیدن و این آقا گفت مشروب رو دیگه نمیخوره و اگه جلوش بزارن لب نمیزنه و سیگار رو تو جمع دوستاش ممکنه بکشه فقط .ممنون میشم راهنمایی ام بکنید 🙏🏻💐 که چه تصمیمی بگیرم و چیکار کنم چون از شانسم کسایی که ظاهرشون به دلم میشنن رابطه داشتند و من گیر میکنم به اینکه میتونم آیا با اینکارشون کنار بیایم یا نه !
۴ پاسخ۲۴ بازدید
1403/05/31
سوال 995066
سلام یه رابطه دارم که دختره گذشته خوبی ندارن و با کره نیست چندماهه دوست هستیم ومن نمیدونم چی کار کنم دختر بدی نیست یه بار میگم مشکلی ندارن گذشته اش دوباره باز بعد یه مدت میگم نه مهمه و اینکه دوسه بارم بغلش کردم عذاب وجدان اونم دارم آخه من به دختری اصلا دست نزده بودم نمیدونم چیکار کنم واقعا
۲ پاسخ۹ بازدید
1403/05/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 994906
سلام وقتتون بخیرمن یه نامزدی ناموفق داشتم، اون شخص بدلیل روابط متعدد دوستی دیگه نمیتونستن با یه نفر بمونن و بخاطر همین جدا شدیم. من اولش خیلی اسیب روحی و احساسی دیدم چون اولین رابطه احساسی زندگیم بود برخلاف ایشون ولی الان بعد از چندماه حالم خوبه و خداروشکر میکنم قبل از عقد فهمیدم و جدا شدم. منتها رفتار و اخلاق این آقا بشدت تو وجود من نهادینه شده و عوض شدم. من اصلا آدم ظاهربین و مادی گرایی نبودم ولی الان ظاهر فرد مقابلم و وضع مالیش بشدت برام مهمه و جز ملاک های مهمم شده هرچقد تلاش میکنم کتاب میخونم، قرآن میخونم و حتی می نویسم بازم ته دلم اصلا راضی نیست شخصی که از نظر ظاهری به دلم نمیشینه و وضع مالی خوبی(نه متوسط) نداره بپذیرم این اشتباهه؟ و هی عقلم میگه خب هرکسی ملاک هایی داره تو هم انقد خودتو بابت معیارهات سرزنش نکن البته معیارهام فقط اینا نیست. اعتقادات، اخلاق خانواده هم برام خیلی مهمه ولی قبل از این آقا انقد روی ظاهر و مادیات حساس نبودم و جز معیارهام نبود الان برام واقعا اهمیت داره لطفا بهم کمک کنید که از این عذاب وجدان خلاص شم
۵ پاسخ۱۸ بازدید
1403/04/12
سوال 994388
سلام وقت بخیر من تو یه شرکت کار میکردم از یه دختر خوشم اومد بعد با خودم حس کردم این همون دختر آیندمه رفتم باهاش صحبت کردم بعد اونم درخواستمو قبول کرد و بهم گفت که اونم از من خوشش میاد و..همون هفته اول رابطه بهم گفت که به درد هم نمیخوریم تو پسر خوبی هستی ومن نه دختر خوبی نیستم بعد خلاصه فهمیدم که باکره نیست ایشون گفتن که یه بار بهشون تجاوز شده تو ۱۵سالی چن سال بعد اون اتفاق با یه پسر آشنا میشه که خودش میگفت سه بار هم رابطه داشته با اون پسره من اولش باهاش کات کردم ولی بعد دپغته نمیدونم چرا برگشتم به رابطه الان موندم چه کنم به نظرم دختر خوبیه ولی خوب گذشته اش ازیتم میکنه میترسم خیلی روش شکاک شم و این منو ازیت میکنه
رابطه خارج از زناشویی1انتخاب همسر مناسب1معیارهای انتخاب همسر مناسب1سختگیری در انتخاب همسر از دست دادن بکارت 12+
۴ پاسخ۳۴ بازدید
1400/07/11
سوال 11863
سلام من یک بار با یک دختری در سال98 اون موقع 21ساله بودم دوست شدم تو پارک میدیم با یک با پسرای دیگرم می گرده من می رفتم والیبال بازی بارفیقای خودم ای کاش پارک رو برای ورزش انتخاب نمی کردم یک دختری بود که خودم دیدم با چند پسر دیگر رابطه ولی من نمی خواستم مرکتب گناه شوم اون دختر سمت من اومد من هی ردش میکردم ولی یواش یواش وارد دوستی شدم فقط دوهفته رابطه برقرار کردم یعنی بامکر حیله ای که داشت وزیبایی وناز عشوه هروز لباسشو تغییر می داد انگار که من شوهرش اونم زن منه اینطوری بامن برخورد وقتی اومدم هفته سوم شنبه قرار گذاشتم که بیاد بیبنمش نیومد ای کاش مکر حیله اون دختر قرار نمی گرفتم از عاطفه من از ضربه روحی روانی من از همه چی من سواستفاده کرد داغی رو تو دلم گذاشت که هیچ موقع یادم نمیره که ای کاش وارد نمی شدم حتی خودم احادیث وآیات قرآن کریم خونده بودم ولی نمی دونم چرا اینطوری شد.
۱ پاسخ۳۰ بازدید