پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/02/31

جواب شربیانی

جواب سوال منو ندادی! چون همش از جواب صحیح و درست فرار میکنی و جواب درست و صحیحی نداری که به من بدی! خودت اصلا نمیفهمی چی میگی! حرف های خودتم قبول نداری و بهش اعتقاد و ایمان نداری چون همش دروغ و خلاف واقع هست! این نطق هایی که شما میکنی و نظر هایی که میدی به درد خودت هم نمیخوره و هیچ ارزش و اعتباری نداره! پس بعد از این نظراتت رو برای خودت بذار! تو حتی نمیتونی به خودت کمک کنی و مشکلات خودتو حل کنی! اومدی اینجا اسم خودتو گذاشتی مشاور و متخصص؟؟؟!!! خجالت بکش!!!
1404/02/30

پاسخ به خانم آرزو شربیانی

سرکار خانم آرزو شربیانی عزیز! شما اگر حرف هایتان راست است و اگر راست می گویید یک مشاور متخصص و درست و حسابی که حرفه ای و با تجربه و با سواد باشد به من معرفی کنید تا ببینم چه معجزه ای میکنه!!! من هیچ مشاور و هیچ روانشناس و هیچ روانپزشک حاذق و حرفه ای و کار درست و متخصص را نمی شناسم و سراغ ندارم! شما معرفی کنید!
1404/02/30

پاسخ به خانم مریم عطاریان

سلام دوست گرامی باید خدمت شما عرض کنم که بنده هیچ گونه دوست و رفیق یا فامیل و آشنا یا هیچکس از اعضای خانواده را ندارم که بخوام موضوعی را با ایشان در میان بگذارم ثانیا من بیشتر از 10 سال است که تحت نظر روانپزشک هستم و دارو مصرف می کنم اما هیچ درمان و بهبودی در حال من حاصل نشده است و بالعکس روز به روز حال و روز و اعصاب و روان و روحیه و سلامتی و قدرت جسمی و بدنی من به شدت تحلیل رفته است و الان در سن 28 سالگی یک جای سالم در جسم و جانم ندارم!!!
1404/02/30

در جواب جناب محمدحسین محمدی

دقیقا زدی تو خال!!! تمام صحبت ها و حرف هایی که از جانب مشاوران و روانشناسان محترم گفته می شود صرفا از روی شکم سیری و عضویت در قشر ثروتمند و مرفه و بی درد جامعه می باشد!!! و لا غیر!!! اگر هم ما بدبخت بیچاره ها فقیر فقرا ضعفا با شما عزیزان همکلام می شویم فقط بخاطر این است که هیچکس را نداریم که با او حرف بزنیم و درد دل کنیم و حرف و کلام و صدای او را بشنویم!!! و او هم به درد ها و زخم های جسم و جان زخمی و مجروح و مریض ما گوش فرا دهد!!! و لا غیر!!!
1404/02/18

راون درمانی

تا حالا چهار بار خودکشی کردم فقط به مرگ فکر می کنم
1403/10/17

سوال 996041

من همجنسگرام. پیش مشاور رفتم یه عمره با خودم درگیرم ولی خوب نمیشم چیکار کنم<br>
1403/05/05

سوال 994747

باسلام.برادری 21 ساله دارم (خودم پسری27ساله ام).ما بهم وابستگی شدیدی پیدا کردیم.در حدی که وقتی تنها از خانه بیرون میرود، دچار اضطراب شدیدی میشوم. ایشان در دوره نوجوانی (مقطع راهنمایی) چندبار در معرض آسیب افراد پرخطر قرار گرفت (خداروشکر بخیر گذشت) و از اون موقع،او را هیچوقت تنها نگذاشتم؛ ارتباطش با من از ارتباطش با والدینمون قوی تر شد.پس از ورود به دانشگاه، اخیرا به علت مشکلات گوارشی، دچار دلدردهای شدیدی میشود در حدی که چندبار کارش به اورژانس کشید و وقتی که سر مسائل بعضا کوچیک دچار اضطراب میشود، دچار حمله عصبی میشود. من اینقدر به او در این سالها توجه زیادی کردم که الان به یک فرد بی دست و پا تبدیل شده (نه در تحصیلش نمرات خوبی میگیره و نه حتی از بیرون رفتنش خیالم راحته) چیکار کنم که بتوانیم به تدریج از هم دیگر مستقل شویم؟ اصلا نمیتونم تصور کنم که چگونه میتوانیم بدون هم دیگه زندگی کنیم.