پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/10

سوال 996720

بهم کمک کنید میخام اذواج کنم مشکل مالی دارم به اینترنت دسترسی ندارم چون ت روستا هستم تماس بگیرید میخام‌ با کسی ازدواج کنم درکم کنه پشتیبان زندگی ام باشه من معلم خرید خدماتی هستم گرفتارم خیلی به ما حقوق نمیدن عاشق زندگی ام تشکیل خانواده بدم
1403/10/23

سوال 996102

با سلام من عاشق زندگی ساده هستم .همان سبک زندگی قدیم به دور از هیاهوی شهر . حتی حاضرم از برق و گاز و آب و تلفن دور باشم . اما آرامش داشته باشم . در ازدواجم باید به چه نکاتی توجه کنم . خانواده اجازه نمیدهند و میخواهند خودشان برای من تصمیم بگیرند و در شهر بمانم . در صورتی که من میخواهم از شهر بروم .
1403/05/10

سوال 994800

سلام وقتتون بخیرمن ۴ماه عقد کردیم و ۴ماه هم نامزد بودیم از نامزدم دورم ایشون توی شهر دیگه کار می‌کنن و نهایتا ماهی یکبار میبینمشون تازگی هامتوجه شدم انگار یه اخلاق خاصی دارن و منو خیلی ترسونده نمیدونم چیکار کنم ایا باهاشون مطرح کنم یا نه ؟مثلا ۲ هفته پیش امدن شهرما که خانه مادرشون هم یکی از روستای شهرماست گفتن من رسیدم شهرمون میای با هم بریم بازار و من گفتم بله گفت واقعا؟گفتم بله ،گفت میام دنبالت وقتی امد خانه ما چندلحظه هم ننشت گفتم نه من باید برم خونه مادرم حتی شربتی که درست کرده بودیم نخورد و اصلا به روی خودش نیاورد که قرار بود بریم بازار بعد نیم ساعت زنگ زد گفت فراموش کردم قرار بوده که بریم بازار من نرفتم خونه مادرم بیا منتظرت هستم منم گفتم نه و تو اخلاقت اینه چرا اینطوری میکنی خلاصه بحث مون شد اما اصرار کرد گفت تقضیر من بوده ببخشید این ها آشتی کردیم قبلا هم یه سری آمد خونمون بعد رفتیم توی اتاق من خودش گفت من میرم توی اتاقت تو می‌خوابم بیا پیشم بعدش بوسم کرد یکدفعه گفت هوا گرمه بریم بیرون منو فرستاد از اتاق بیرون خودش توی اتاق موند منم ناراحت شدم که خودش گفت بیا پیشم من که به اجبار نرفته بودم گفت برو بیرون منم ناراحت شدم چون خوب ما خیلی به هم نزدیک نشدیم در حد معاشقه با هم رابطه داریم منم درخواست نداده بودم ناراحت شدم ایشون هم ناراحتی منو دیدن گریه کردن گفتن من تحمل ناراحتی تو رو ندارم گفتم چرا این کار رو کردی گفت گفتم شاید کسی بیاد داخل اتاق و هم گرم بوده ،یا همین دیروز با من تماس گرفت معمولا ما زیاد صحبت نمی‌کنیم در حد ۲یا ۳دقیقه اما همین که احوال پرسی کرد ناگهانی گفت خداحافظ بدون اینکه چیزی بگه اما دوباره انگار دانست خیلی زود و ناگهانی بوده حرفش رو ادامه داد. یا مثلا چند بار دیگه که آمده خونه ما بعضی وقت هاش خودش میگه من برم هنوز ۱۰دقیقه نیست آمده خودش هم میگه میام بعد اینطور میکنه البته وقت های هم خونه ما نهار خورده اما بعضی وقت ها اینطور میکنه به نظر شما ایشون آدم مودی هستن؟ و من باید جیکار کنم چون خیلی زود تصمیم شون رو عوض میکنن یا مثلا ظهرها پیام میدادن چت میکردیم سرکار بودن موقع غذا اول خودشون این پیشنهاد رو دادن بعد چند وقت گفتن آنتن نداره گوشیم بعد ۱۰روز به ایشون گفتم چی شد وقتی خسته ای نمی‌خواد چت کنی منم میدونم اما نگو آنتن نیست به نظرم اخلاقش نرمال نیست یا من هیلی حساسم؟
1403/04/31

سوال 994609

سلام وخسته نباشید خدمت شما بنده یک ازدواج نا موفق داشتم والان ۴۳ساله هستم واهل روستا به دختر عموم عاشق هستم ولی ایشان در شهر هست و دارای سه فرزند می باشد حال چگونه به ایشان بگم بهش علاقه مند هستم وقصد ازدواج دارم کمک کنید
1401/07/03

سوال 19620

آشنایی ما از طریق واسطه نبوده دلیل مخالفت خانوادشون اینکه من شهرستان و ساکن روستا هستم وایشون مرکز استان هستن ویه ساعت فاصله داریم در صورتی که ابتدا که مطرح کرده با مادرشون مشکلی نداشتن با اینکه من روستام اتفاقا به آقا پسرم گفتم از یه بزرگتر مثلا عمو کمک بگیرتا راضی بشن چون پدر ایشون فوت شدن ولی گفتن فایده ای نداره
1401/01/08

سوال 16013

چون من بزرگ شده روستاهستم آیاممکن کسی بامن ازدواج کند وداخل روستازندگی کند