پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/04/01

سوال 994278

سلام وقت بخیر من ۴ساله ازدواج کردم ‌زندگی خیلی سختی هم داشتم گذشته الان دارای یک فرند دخترهستم مشکل من اینه که باهمسرم نمیتونم کناربیام زود رنج شدم عصبی میشم هیچ جوره نمیتونم کناربام باخودم سردرگم شدم
1401/03/26

سوال 17438

سلام با خانواده هایی که سختگیرند هر خواستگاری رو راه نمیدن و اگر هم راه بدن با کوچکترین مسئله بهشون بر میخوره و کلا همه چیز رو بهم میزنند چه باید کرد؟
1400/12/06

سوال 15434

درود برشما من مشکل اختلال مرزی دارم تست اعصاب دادم و میزان استرس مغری من نسبت به یک فرد عادی سه برابر بود من در دوران کودکی خیلی از مادرم کتک میخوردم یعنی برای هر چیزی من کتک میخوردم و همیشه بچه مردمو سر من میزد و جلوی جمع هم کتک بسیار خوردم و هیچ وقت از بنده حمایت نکردن تشویق نشدم همیشه انرژی منفی گرفتم .رفتم برای یاد گیری ساز .تو خونه تمرین میکردم هی سرم داد میکشیدن که دیگه کافیه بسه سرمونو خوردی ساز نزن خوب نیست بدرد نمیخوره این ... من هم هی تحمل میکردم و تو خودم میریختم . داستان دراز دارم خلاصه میکنم بعد از چندسال رفتم اواز و برای تمرین اواز انباری پشت بام میرفتم چون تو خونه نمیزاشتن . اون روز موقع انفجار من بود .همیشه این حرف ها جملات تو ذهنم بود تو نمیتونی بدرد نمیخوری یه بارم بدرد بخور هیچ کاری انجام نمیدی بسه نزن دیگه کافیه نخون نکن نرو فلان. از تمرین داخل انباری دست کشیدم گفتم چرا من کتک خوردم چرا همش تو سرم زدن جلو فامیل اشنا دوست همسایه. پشت بوم سه بار ب مرگ فکر کردم و رفتم لبه پشت بوم ایستادم اما خودکشی نکردم رفتم دراز کشیدم زمینه پشت بوم و تشنج مغزی کردم از شدت ناراحتی و پوچی .من یک ماه صحبت نمیکردم و کارهایی انجام دادم که یادم نمیاد و الان هرکسی کوچک ترین شوخی صحبت زشت انجام بده به شدت عصبی میشم و با طرف برخورد کاملا وحشیانه انجام میدم و دوستدارم طرف را به قصد کشت از بین ببرم و باز هم مسائل دیگه هست نمیگم چون خیلی طولانی میشه متن لطفا راهنمایی کنید