پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/02/05
سوال 16548
سلام امیر هستم ۳۰ ساله چرا نسبت به اجداد و گذشته خانواده اصلا هیچ نقطه اشتراکی نداریم به لحاظ فکری و اجتماعی و دینی رفته رفته من طی دوسال هرچی کتاب خوندم بی دین تر شدم نه زندگی بی قیدو شرط رو دوسدارم نه زندگی ساده محدود نه عاشقانه نه جنگ نه شلوغی، نه تنهایی خودم تو تنهایی غوطه ور شدم از جسمی که دارم فاصله گرفتم نه دوستی دارم نه میخوام داشته باشم اصلا به خودم اهمیت نمیدم حتی دندونامم خرابن ولی مهم نیستن همه چی برام پوچه میرم پیش روانشناس اصلا حفظم که میخواد چی بگه خودم میدونم چرا و چجوری اینطوری شدم و راهکارش چیه ولی اصلا اقدام به بهبودی نمیکنم ارزوی مرگ دارم هر روز صبح از خدا نه حوصله گناه دارم نه کار خیر کلا همه چی و همه بر خوردا تو ذهنمه میگم برم پیش خواهرم حرکات و حرفاش تکراری تو ذهنمه بیخیال میشم یه نامزدی ناموفق داشتم تا با کسی ارتباط میگیرم تو ذهنم مرور میشه تا تهش و تموم میکنم و قطع میکنم ارتباطو عاشق شدم بیخیال شدم گفتم اخرش طلاقه بیخیال بی عشق زندگی میکنم میگم دلیلی نیست مرگ بهتره .
۲ پاسخ۲۸ بازدید