پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/04/25

سوال 18090

با سلام. به نظرتون پسری مثل من که سالها تلاش کرد و مهارت های زیادی کسب کرد و تو شرکت خصوصی داغون شد و تحمل کرد به امید اینکه یه روز برسه که بتونه زندگی خوب- منظورم هم مالی و مهمتر آرامش -ولی ورشکست شد بعدش رفت کار دولتی یخورده امیدوار شد ولی اونجام مشمول تعدیل نیرو شد و اخراج شد و الان فقط زندگیش شده غصه و ماتم چرا باید به ازدواج فکر کنه؟ مگه اولین شرط ازدواج این نیست که از نظر روحی حالت نرمال و متعادل داشته باشی؟ نمی‌دونم چرا اطرافیان امثال من و هزارها جوونی که مثل من دلمرده شدن متوجه این قضیه نشدن که ازدواج هم دل خوش میخواد و یه آمادگی روحی که خیلیاااا مثل من ندارن اگه نه کیه که از داشتن یه همدم مهربون و دلسوز بدش بیاد. -غصه زیادم برا اینه که خیللییی تلاش کردم ولی نشد اگه تلاش نمی‌کردم دلم نمیسوخت-
1401/03/06

سوال 17009

سلام . من آقایی هستم با شرایط معقول و شغل دولتی رسمی دارم و همه چیم معمولیه . کارمندم .ده ماه سابقه زندگی زیر یک سقف رو دارم .الان درخواست ازدواج با دختر خانم مجرد دارم که پیدا نمیشه و کسی قبول نمیکنه .درخواست ازدواج با دخترخانمی که شرایطش مثل خودم باشه رو هم دارم ولی بعد از بررسی یکی دو مورد متوجه شدم که مشکلات عمیقی دارند. و بعضی هاشونم شرایطشون جور نیست .نمیدونم چه کنم ؟نا امید شدم ...
1401/01/30

سوال 16471

سلام عرض شد.بنده پسری ۲۴ساله ام.دارم برای زندگیم تلاش میکنم تا بتونم به اندازه توان خودم از نظر مالی مستقل باشم.همچنین سواد و دانشم رو در کنار درس خوندن افزایش بدم.فکر میکنم از نظر سواد زندگی مشترک و زناشویی هم به دانش ایده الی رسیدم اما سوالم اینه که چرا ازدواج برام عجیبه و با اینکه به دنبال یک همسر مناسب هستم اما ترس اینو دارم که اتفاق نیفته برام و نتونم ازدواج کنم؟یا کسی جواب مثبت بهم نده.این ترس و چنین سوالاتی از کجا میاد؟ممنونم