پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/14

سوال 996015

سلام من همونم که پیام داده بودمعلت نارضایتی اینه که مشاور هاتون به یه فرد 19 ساله بالغ که به سن قانونی هم رسیده و ازدواج حق مسلمشه میگن برای تو زوده و برو با رفیق هات بازی کن و بچه ای و.. کجای دین اومده همچین چیزی؟ فقها میگن ازدواج در مواقعی واجب هم میشه بعد مشاوران شما مسخره می‌کنن طرف رو...از دیدگاه فقها ازدواج به‌خودی‌خود مستحب مؤکد است، اما برای کسی که با ازدواج نکردن به گناه می‌افتد، واجب است.[۱۶]مگه هر کی سنش کم باشه دلیل بر پخته نبودن و بچه بودنش است؟
1401/08/15

سوال 21048

سلام من یه پسر۲۱ساله هستم از اول هفته تا اخر هفته میرم سرکار ویه شب که بادوستا میخام برم بیرون باخانوادم مشکل دارم وباعث غم شده واسم حتی کارت بانکیم ازم گرفتن و تحت فشارم بیشتر اوقات حتی درمحل کار وبیکاری فکرم درگیره و این باعث شده که توی کارم پیشرفی نکنم
1400/12/12

سوال 15556

سلام خسته نباشید من دختری ۱۵ ساله هستم با خانواده مادرم مشکل دارم اونا منو خیلی مسخره میکنن هزار بارم بهشون گفتم که این کارو نکن ولی باز همون آشو کاسه بوده بین منو اون یکی خواهر زاده هاشون فرق میزارن خیلی به اونا محبت میکنن اما منو مسخره میکنن ن اینکه بخوام حسودی کنم اما خب منم توقع دارم به منم محبت کنن آخه چرا باید بین منو اونا فرق بزارن الانم یک ساله خونشون نمیرم قطع ارتبات کردم باهاشون به نظرتون باید چی کار کنم ممنون میشه اگه راهنمایی کنین
1400/09/16

سوال 14229

سلام خسته نباشید احساس میکنم تو زندگی خیلی صداقت دارم و کلا ادم رک گویی هستم حتی اگر به ضررم تموم بشه حرفمو میزنم از اینکه دیگران فکر کنن من بداخلاقم بدم میاد و همیشه همین احساس را دارم دوستان زیادی ندارم که اکثرا انرژی منفی هستن راهی پیدا نمیکنم برای ارتباط با دوستان جدید و فردی درون گرا و برون نما هستم خیلی احساس تنهایی میکنم ولی همیشه وانمود میکنم خوشم و به ظاهر خیلی اهمیت میدم از طرفی مادرم کله جوونهای فامیل رو پیشقدم شد برای ازدواجشون من ۳۰ سالمه انگار ن انگار من بچشم بهش میگم مادرم چرا دایی و پسرخاله فلان و فلان زن دادی منو ول کردی میگه خودت باید میگفتی ما خانواده مذهبی هستیم من روم نمی شد بگم عاشق شدم تا طرف دید من حرفی نمی زنم رفت شوهر کرد کلا زندگیم کلاف سردرگم شده از همه خانوادم دل گیرم احسان پیری می کنم احساس تنهایی شدید و شبا گریه میکنم به حال خودم ...