پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/04/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
بددهني
من يه خانوم ٣٨ ساله هستم و يه بچه ١٠ ساله دارم ، ١٤ ساله ازدواج كردم ، با اينكه در يك خانواده ي بسيار مؤدب و آرومي بزرگ شدم و دوره ي مجردي خيلي خوبي هم سپري كردم و خيلي دختر مودب و مهربون و درس خون و سر به زيري بودم ، از هيچي ناراحت نميشدم ، حرف هيچ كس رو به دلم نميگرفتم ، دختر كينه اي نبودم ، زندگي من طوري بود كه تو دوران مجردي اصلأ معني و مفهوم ناراحتي رو درك نكردم چون دليلي برا ناراحتي نداشتم ، ٢٤ سالم بود ازدواج كردم و به كل عوض شدم ، الان شديدأ زود رنج ، عصباني و از همه بدتر بددهن شدم ، از زمين و زمان گله دارم ، هر كس هر چيزي ميگه من به خودم ميگيرم ، به هيچ چيز علاقه نشون نميدم ، حتي از بچه م هم بدم مياد و اصلأ بهش رو نميدم ، شديدأ از رفتار خودم دارم شكنجه ميشم ، و چيزي كه منو داره اذيتم ميكنه بددهنيم و بي محلي به بچه م هست ، خواهش ميكنم بهم يه راهي نشون بديد ، كمكم كنيد 😔
۵ پاسخ۲۷ بازدید
1401/05/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18738
سلام وقت بخیر ، من یه برادر دارم که تحصیل کرده و کارمند هست . از بچگی یه خورده عصبی بودبزرگتر که شد تو سن ۱۸ سالگی میخواست زن بگیره ، که مادرم بهش میگفت تو محصلی کار نداری و غیره ، تا اینکه جایی برای استخدام رفت ولی استرس زیادی داشت که پذیرفته شه به همه شک داشت که زمان تحقیق زیر آبش رو نزنن. بالاخره استخدام شد ولی این بد گمان بودن و شک داشتن همراهش بود جوری که میگفت فعلان همکار شندیم پشت سرم حرف زده . در واقع توهمات خودش بود چون الانم به مادرم میگه ذهن من رو دزدیدی و شیطانی ، به خواهرم میگه جادوگر ، خلاصه میگه خواهرم جادوگره اون رو میفرستی دنبال من که جاسوسی کنه . نمیدونیم چیکار کنیم چند بار هم روانشناس رفتیم ولی گفتند خودش باید بیاد . خودش هم راضی نمیشه . ممنون میشگ راهنمایی کنید .
۱ پاسخ۱۹ بازدید