پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/07/14

ازدواج

ازدواج با خانم متاهل که فرزند ۱۷ ساله داره چه چالش هایی داره؟ میشه به این ازدواج امیدوار باشیم<br /><br />
1404/07/13

مخالفت ازدواج

سلام خدمت شما. خانمی هستم ۴۴ ساله و همسرم فوت شدن. دخترم ۱۸ سالشه و با ازدواج من به شدت مخالفت میکنه و تهدید می کنه که از خونه میره<br /><br />
1404/07/08

تناقض در فرم و حرف و سوال درمورد سابقه ازدواج

سلام وقتتون بخیر، خواستگاری در همدم اقاپسر خودش با منزلمون تماس گرفتن درصورتی که من در فرم نوشته بودم‌مادر پسر تماس بگیرن رابط تماس گرفتن که اقاپسر با منزل تماس گرفتن اما شماره اشتباه اما رابط ب همون شماره زنگ زدن و صحبت کردیم مشکلی نبود. تو فرمش قسمت خواهرو برادر و خود عدد ۱ رو زده ولی وقتی صحبت کردیم گفتن دو برادر دارن من زمانی که صحبت میکردیم اصلا یادم نبود ایشون سابقه ازدواج دارن خودشونم موقع معرفی و پرسش سوال و.. اصلا اشاره ای نکردن به این موضوع.زمانی هم که گفتم مادرتون تماس بگیرن و بامادرم صحبتی داشته باشن گفتن اخه او خودم باید بپسندم بعد از ردوبدل اطلاعات اولیه و هماهنگ تقریبی مکان عمومی جهت حضور من درخواست کردم مجدد قبل از دیدار این موضوعو یعنی صحبت بامن رو ب مادرشون بگن و ایشون تماس بگیرن با مادرم.ایشون اینبار قبول کردن.بنظرتون اگر نکته ای میاد لطفا میفرمایید و اینکه دررابطه با سابقه ازدواج چه سوالهای اساسی و کاربردی میتونم بپرسم که کمی غیرمستقیم متوجه باگ هاش بشم.و همچنین شناخت بهتری پیدا کنم. ممنونم.
1404/07/04

اشنایی

سلام بنده از همسرم در آستانه جدایی هستیم و با شخصی آشنا شده بودم و تا موقعی که کنار هم بودیم خیلی خوب بود ولی از موقعی که سفر کرد به شهر دیگه ما فقط از طریق فضای مجازی در ارتباط هستیم و این هم بگم ما قصد ازدواج با هم داریم ولی خانم با اینکه از طریق فضای مجازی در ارتباطیم برای من وقت زیادی نمیزاره حتی یکدفعه پیام نمی‌ده تا چند روز الان دو هفته خبری نیست ازش محبت می فرمایید راهنمایی کنید جهت مشاوره که ازدواج با این خانم صلاح یا خیر
1404/06/26

ازدواج دیرهنگام

با سلام خانمی هستم ۴۷ ساله. کارشناسی ارشد، از ظاهرم کم سن تر نشان میدم و از زیبایی و سلامت ظاهری نسبی برخوردار هستم. سابقه نامزدی ناموفق چندین سال قبل داشتم و به خاطر اتفاقاتی که افتاد دیگه خیلی به ازدواج فکر نمی‌کردم. بعد از فوت پدرم به این نتیجه رسیدم که همه خواهرها و برادرم زندگی خودشون رو دارند و من هم به فکر ازدواج افتادم.ضمن آشنایی با آقایان حتی آقایونی که قبلا ازدواج کردند و حتی از زندگی قبلیشون فرزند دارند با این سوال مواجه شدم که چرا تا حالا با توجه به شرایط موجود ازدواج نکردم و انگار چالشی رو در ذهن اونها ایجاد می‌کند. من چه جوابی باید به اونها بدم که هم صادقانه باشه و هم برای اونها سوتفاهم ایجاد نکنه. با تشکر
1404/06/15

پذیرش فرزندان همسر

سلام من جدا شدم ولی بچه ای از ازدواج قبلی ندارم درخواست ازدواج از آقایی یک سال از خودم بزرگتر با شرایط مالی و ظاهری و تحصیلی خوب دریافت کردم تنها مشکل این آقا داشتن دو فرزند یک پسر سه ساله و یک دختر ۶ساله هست و اینکه هفت ماه بیشتر از جدایشون نگذشته با توجه ب صحبت های ک داشتیم اولش دلیل ازدواجش رو این ذکر کرد که می‌خوام بچه هام کمبودی نداشته باشن از لحاظ احساسی و اینکه آنقدر بچه ها برام مهم هستن ک حتی مادرشونم اجازه دعوا و داد زدن سر بچه ها رو نداشتن بعد ک متوجه شد من از این جواب جا خوردم تعجب کردم گفت نه دلیلش تنهایی سرو سامون گرفتن خودمه‌ والا بچه ها همین الآنم پرستار دارن من در جواب گفتم از اون جایی ک من تجربه ای در مادر بودن ندارم و خیلی یهویی همزمان هم همسر شماباشم هم مادر بچها مسئولیت سنگینیه بعد ازدواج ی مدت پرستار بچه ها بمونه منم‌ حضور داشته باشم تا بتونم با بچه ها ارتباط بگیرم و دوست شم خب حقیقتا من هر چقدرم‌ هم ک بخوام خوبی کنم دلسوزی ک‌صد البته این کارو میکنم باز مادر اونا نیستم اونا مادرشون زنده‌سالم هست من فقط میتونم توی جایگاه ی دوست خیلی خوب برا بچه هات باشم بهشون محبت کنم درکل‌ اخلاقم طوری هست ک بچه ها منو ی جورایی هم سن خودشون حس میکنن‌ دوستم دارن و در رابطه با بچه های شما هم همین طوره فقط اینکه اگه کار اشتباهی کردن توی رابطه منو بچه ها دخالت نکنه چون خودش گفت ک اره دخترم شبا میومده پیشم از مادرش گلایه می‌کرده ک دادکشید سرم فلان کرد گفتم ی طرفه ب حرفای بچه ها گوش نده خب گاهی واقعا ی اخم یا دعوای کوچولو لازمه ک بفهمه اشتباه کرده من ک زن بابای سیندرلا نیسم ک بخوام بچه هارو کتک بزنم شکنجه بدم این آقا خیلی سریع جبهه گرفت با لحن خیلی بدی گفت تایپ من نیستی فلان یعنی مشکل از من بود من تند رفتم یا اینکه این آقا فقط پرستاربچه میخواست؟خیلی ذهنم درگیره ک‌ نکنه من آدم خودخواهی بودم خواسته هام عجیب و زیاد بوده
1404/05/14

دختر مناسب برای ازدواج

سلام<br />39 سالمه وتک پسر خانواده، سه سال جداشدم خیلی دوست دارم بچه داشته باشم و میبینم سنم داره زیاد میشه و تو این مدت دختر مناسبی پیدا نکردم ،البته یک اشکال هم هست و اون اینه چون صورت گردی دارم کمتر از سنم نشان میدم همه فک میکنن زیر 30 سالمه از طرفی برای خودمم هم دخترهای کم سن زیر 30 سال جذاب هستن که سه چهار مورد پیشنهاد دادم خودم خوشم نیومد یا درجلسه دوم سوم اونا کنسل کردن.<br /> والا نمی دونم چون قیافم کم سن نشان میده زیاد جدی نمیگیرن یا میفهمن مطلق هستم، از طرفی فامیل و آشناها دخترهایی که برام انتخاب میکنن جذاب نیستن یا سنشون 35 به بالاس! <br />هم سن وسالهام یا حتی از خودم خیلی کوچکتر رو میبینم بچه بزرگ دارن افسوس میخورم ، دلم لبریز از عشقه و میخوام عشقم رو به همسر و بچه هام نثار کنم. همسر قبلیم به خاطر سوسول بودن و بچه ننه بودن ازم جداشد و گرنه همدیگر رو دوست داشتیم.<br />لطفا راهنمایی کنید آیا مسیر رو اشتباهی میرم یا درسته میرم فقط باید ناامید نشوم ؟ یا انتخابام اشتباه یا اختلال روانی دارم؟<br />سپاس فراوان
1404/03/12

خواستگاری ازدواج دوم

در جلسات خواستگاری در ازدواج دوم که طرفین متارکه داشتند؛ ۱. چه ملاک‌هایی مهم هست ۲. مهمترین سوالات چه سوالاتی هستند ۳. تا چه حد بایستی در باره ازدواج قبل پرسید و علت جدایی و نوع رابطه با همسر سابق مورد بررسی قرار بگیره؟ ۴. اگر دو طرف دارای فرزند باشند از ازدواج قبل چه رفتار و مسائلی رو باید در این رابطه جدید لحاظ کنند
1404/03/05

ازدواج با خانم بچه دار

سلام 33 سالمه 5 سالی هست با خانمی ک قبلا ازدواح کردن و دارای 2 فرزند هست در ارتباط هستم در زمان اشنایی با ایشان عهد بسته بودم ک فقط باهم دوست باشیم الان بعد 5 سال واقعا دلبسته این خانم شدم و قصد ازدواج کردم خانوادم درجریان گذاشتم اما به شدت مخالفت کردن و حدودا یکی دو سال آخر رابطمون خیلی سعی کردم کاری کنم ک از من سرد بشن تا حدودی موفق شدم و الان ک براشون خواستگار اومده به شدت حالت افسردگی دارم اینم بگم ک بچه هاشون با ایشون زندگی نمیکنن چیکار باید بکنم لطغا راهنمایی کنید بتونم تصمیم درستی بگیرم
1404/02/18

خانمها از زندگی کردن چی میخوان ارامش یا پول

سلام و عرض ادب به همه دوستان من شخصا یه چیزی رو نمیتونم درک کنم و اصلا متوجه نمیشم خواهش میکنم راهنماییم کنید، وقتی برنامه شخصی رو معرفی میکنه و مشخصات و اطلاعات طرف مقابل رو میخونم و میبینم رزومه ای که از خودش داده حداقل هشتاد درصدش به من میخوره و درخواست اشنایی بیشتر رو میدم و وقتی با اون خانم چند روز صحبت میکنم میبینم تمام صحبت‌هایی که کردیم نشان از درک متقابل هستش و از نظر برخورد و شخصیتی یکی هستیم ولی همیشه یه جای کار میلنگه و اونم این هستش که وقتی طرف مقابل میبینه من خونه ندارم خیلی راحت میگه شرمنده شما آدم فوق العاده خوبی هستی از نظر شخصیتی و چهره و همه چی اوکی هستی ولی من یه پشتوانه ای باید داشته باشم شما الان چهل سالتون هستش و خونه ندارید من باید یه پشتوانه داشته باشم. این یه موضوع هستش که من نمیتونم درک کنم چون خیلی‌ها خونه ندارند ولی زندگی فوق العاده خوبی در کنار هم دارند و موضوع دیگه اینکه من یه پسر دارم و توی مشخصاتی که از خودم ثبت کردم همه رو توضیح دادم و میبینم یه خانم گفته خب من فرزند اقا رو قبول میکنم ولی زمانی که با طرف مقابل صحبت میکنم و میگم من یه فرزند دارم شما مشکلی ندارید و اوکی هستید در جوابم میگن اگر من بچم رو بیارم پیشمون شما مشکلی نداری منم میگم خب نه چه ایرادی داره اتفاقا زمانی که بچه هامون کنارمون باشه راحت‌تر و بهتر میتونیم آرامش رو به هم بدیم و اینجوری دغدغه کمتری داریم وقتی این صحبت‌ها که میشه و همه چی اوکی میشه به اون خانم میگم که خداروشکر یکی هستش که زندگیش شباهت‌های زیادی به خودم داره پس میتونیم خانواده ها رو در جریان کامل بزاریم و موضوع رو جدی‌تر پیش ببریم در همین لحظه هستش که با این واکنش روبرو میشم که اگر بخوایم زندگی رو شروع کنیم پشتوانه من و بچم چی هستش واقعا این چیزا رو نمیفهمم و نمیتونم درک کنم مگه پشتوانه قوی‌تر از رفتار و کردار و شخصیت بالا و حتی سالم بودن طرف داریم من نمی‌فهمم چطوری خانمها با حقوق صد میلیون ماهانه که در میارم نمیتونن زندگی رو اداره کنن و بچرخونن یکی این مطلب رو برای من روشن کنه که خانمها از زندگی مشترک چی میخوان پول میخوان مادیات میخوان یا یه آدمی رو میخوان که سالم و درست باشه تا بتونن کنارش آرامش و آسایش رو داشته باشن . این رو هم میدونم و میفهمم که پول شاید هفتاد درصد ارامش و اسایش رو توی زندگی بیاره ولی نمیفهمم که چطور با این درامد من نمیتونن زندگی کنن . بعضی اوقات میگم ولش کن کسی دیگه زندگی کن نیست و فقط توی دنیا پول هستش که جواب میده ولی باز میگم نه آدم به یه همدم نیاز داره
1404/02/08

انتخاب

سلام. خانمی هستم حدود 46 سال با بالاترین سطح تحصیلات و شغل، خواستگاران که دارم اغلب جدا شده اند و فرزندانی دارند که طبیعتا اوضاع اقتصادی آقا به دلیل شکست قبلی در پایین ترین سطح قرار دارد. از طرفی وقتی علت جدایی را جویا میشوم طبیعتا همسر قبلی و رفتارهای غیرعادی ایشان دلیلشان هست که بنده نمیتونم صد درصد آنرا بپذیرم. نگران بالا رفتن سنم هستم اگرچه در مهارتهای ارتباطی با همکاران و اطرافیان مثال زدنی هستم و صداقت و متانتم امری قطعی و اثبات شده در فضای اجتماعی هست. اما با پیدا شدن همچین مواردی خانواده ام به دلیل نگرانی هایشان به شدت مخالفت کرده و خودم هم پس از چند بار گفتگو و برخورد سرد و دلزده میشوم. مشاور میگه ایده آل گرایی اما من فقط یک زندگی آروم و با ثبات با توقع در حد متوسط میخام. از طرفی فرصتها دارند میگذرند و انتخاب همچنان برایم دشوارتر. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
1400/07/11

سوال 11433

سلام من از همسر اولم بخاطر خیانت جداشدم حاصل ازدواج یک پسر ۶ساله بعد چند ماه با خانمی محجبه وخوب که دختری همسن پسرم داشت ازدواج کردم در اوایل که پسرم نبود و ایشون با دخترشون بودن همه چی خوب بود ولی با اوردن پسرم به زندگی ناسازگاری و ایراد گیری شروع شد الان هردوی این خانم ها درخواست برگشت به زندگی رو دارن ولی من خودم به دومی اعتماد ندارم به اولی هم علاوه به نداشتن اعتماد خانواده من هم بی اعتمادن و مخالف به حدی که با مطرح شدن برگشت ایشون درخواست قید زدن خانواده خودم رو میکنن از طرفی پسرم وابسته مادرش هست موندم چکار کنم که اسیبی به پسرم وارد نشود خواهشا درصورت امکان راهنمایی بفرمایید