پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
12 ماه پیش
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج با دودخترکوچک فاصله سنی ۱۲ساله
من اقایی ۴۶ ساله ام دوتافرزند پسر دارم ۱۸ و۱۲ساله چند مدت باخانمم تفاهم ندارم خانمم شاغل خودم شغلم آزاده ازوقتی که بیماری کرونا گرفتم گرفتار بیماری قند عفونت گرفتگی عروق وبیماری قلبی شدم دچار ضعف جسمی شدید شدم حالا خانمم بخاطر ضعف جسمی مشکلات مالی میخواد ازم جدا بشه منم بااین اوصاف بایه کیس اشنا شدم که دوتا دختر ۱۰ و۷ ساله داره بخاطر بد سرپرستی شوهرش درحال طلاقه از همه شرایط من باخبره دوست داریم باهم ازدواج کنیم اون همه شرایط منو قبول داره منم شرایط اونو من مشکلی با دختر های اون ندارم اونم مشکلی بابچه های من نداره حالا میخواستم ببینم مابعد طلاق هر دومون اگه باهم ازدواج کنیم به مشکل بر نمی خوریم پسرهام هم راضین بامادرشون زندگی کنند ممنون میشم راهنمایی ام کنید این خانمی که همه شرایط منو قبول کردن خراسان رضوی زندگی می کنند من همدان زندگی می کنم ایشون راضی شدن بخاطر من بیان همدان زندگی کنند منم گفتم اگه بخواد منم راضیم برم مشهد با خودش ودخترهاش زندگی کنم حالا ممنون میشم راهنماییم کنید
نداشتن تفاهم با همسر مشاوره خانوادهملاک های ازدواج مشکلات ازدواج مجدد با وجود فرزندانبیماری و شرایط پزشکی
۲ پاسخ۲۱ بازدید
1404/07/21
ناشناسخانواده و روابط
راهکار آماده سازی فرزند برای ازدواج دوم پدر
سلام و وقت بخیر،
من یک پسر ۹ ساله دارم که از ازدواج اولم هست. حضانتش با مادرش است و معمولاً آخر هفتهها را پیش من میآید. حدود سه سال است که از همسرم جدا شدهام.
رابطه من و پسرم بسیار صمیمی است. در حال حاضر هنوز با خانم جدیدی آشنا نشدهام و رابطه جدی ای شکل نگرفته، اما به طور جدی قصد ازدواج دارم و چند بار برای خواستگاری اقدام کردهام.
بزرگترین نگرانی من این است که چگونه و در چه مرحلهای این موضوع (قصد ازدواج مجدد و سپس معرفی فرد جدید) را به پسرم منتقل کنم. هدفم این است که او را به بهترین شکل برای این تغییر آماده کنم تا کمترین ضربه و لطمه روحی به او وارد شود.
لطفا راهنمایی کنید برای آماده سازی او از همین الان چه کارهایی میتوانم انجام دهم؟ مراحل و اصول صحیح معرفی همسر جدید چگونه است؟
۳ پاسخ۷۱ بازدید
1404/05/12
ناشناسخانواده و روابط
با ناسپاسی و ناسازگاری فرزندانم چه کنم؟
سلام و عرض ادب و احترام به شما مشاوران محترم که خالصانه و بی اجرت و مزدی زحمت می کشید و وقت خود را صرف بهبود مردم و جامعه می کنید.<br />بنده حدود دو سال پیش از همسرم طلاق گرفتم. دو فرزند دارم . یک دختر22 ساله و یک پسر 17 ساله<br />با نیاز خودم به یک همدم و با موافقت فرزندانم، سال پیش ازدواج مجدد داشتم.<br />گذشته از این که پسرم توسط مادرش تحریک شده بود و تا مدتی ناسازگاری می کرد ولی رابطه اش بعد از آن با من و همسرم خوب شد. دخترم هم که از ابتدا رابطه ش بد نبود هرچند در بعضی از مواقع یک سری برخوردهایی بود که ناشی از دیدگاه ها و عملکردهای متفاوت باهم بودند.<br />فرزندان من تحت تربیت مادرشان و تا حدودی ضعف عملکرد خودم، فرزندان پرتوقع و تنبل بار آمده اند بصورتی که حتی کارهای شخصی شان را مادرشان و نیز من انجام میدادیم. (برای مثال تمیز کردن اتاق شخصی - خرید نان و غیره در حد لازم - مرتب کردن کم و لباس های شخصی). حتی طوری بود که مدت یک سالی که مجرد بودم خودم قبل از رفتن سرکار غذای ظهر و بعد از برگشتن از کار، شام را می پختم. حتی در شستن ظرفها نیز مشارکت نداشتند.<br />بعد از ازدواج مجدد، همسرم با راهنمایی همسرم و اینکه متوجه اشتباهم شدم، بعضی از کارهای خانه را از بچه ها مطالبه کردیم (در حد خیلی کم مثلا پهن کردن و جمع کردن سفره و آوردن ظروف غذا با یکی و شستن ظرفها با نفر دیگر یا گردگیری قبل از جارو کردن با دخترم باشد- خرید نان با پسرم - همینطور مرتب کردن اتاقشان). قبلا از لحاظ مالی هم پول تو جیبی هفتگی داشتند و حتی خریدهای شخصی موردی هم که انجام میدادند هزینه اش را پرداخت می کردم (مثل خریدن جوراب و تی شرت و وسایل بهداشتی و غیره شخصی) و بعد از این تغییر رویه، این منابع مالی رو هم به تدریج کم کردم (البته قطع نشد ولی مقداری سخت گیری کردم)<br />اوضاع کجدار و مریض به این صورت می گذشت تا اینکه در طول دوره جنگ 12 روزه، دخترم عنوان کرد که استرس دارد و نمی تواند تهران بماند و خواست که بروند شهرستان. خانواده پدری مادرشان هم با آنها نرفته بود و عنوان کرده بود که به خاطر بچه ها در تهران مانده. دخترم پافشاری شدید که مادرمان به خاطر ما نرفته و باید ما با مادرمان به شهرستان برویم. این موقعیت مصادف بود با بستری شدن مادرم و وخامت حال او که در سی سی یو بستری بود. ما دو خودرو داشتیم که هردو برای من بود ولی یکی را که از شرکت خریده بودیم به نام دخترم بود. و برای دانشگاه و رفتن جایی داده بودم و استفاده می کرد. اصرار داشت که با خودرو به همراه مادرشان به شهرستان بروند (من بخاطر وخامت حال مادرم نمی توانستم بروم و نیز اینکه مادرشان را هم میخواستند با خودشان ببرند). من بخاطر شرایط و عدم آشنایی با جاده مخالفت کردم و این شد شروع ناسازگاری دخترم با ما.<br />هرچند که همان شب اطلاع دادند که مادرم فوت کرده و فردای آن روز رفتیم مراسم خاکسپاری و شب مراسم . فردای بعد از خاکسپاری به همراه یکی از آشنایان بچه ها و مادرشان را راهی شهرستان کردم و خودمان هم با خودروی خودمان رفتیم. بعد از آن دخترم بنای ناسازگاری را گذاشته و در خانه تنش داریم. طوری که جدیدا وقتی که به خانه مادرشان رفتند و آمدند، پسرم هم با او همراه شده و با هردو مشکل پیدا کردیم.<br />این را هم بگویم که همسرم خیلی ملاحظه شان را می کند و برخوردی هم با آنها ندارد غیر وقتهایی که برای انجام کار شخصی شان صحبتی باشد.<br />الان هم که فقط ظرفهای خودشان را می آورند و می برند و می شویند.<br />کلا با ما ارتباط کلامی و همنشینی ندارند.<br />لطفا راهنمایی کنید چه کار کنیم.
۴ پاسخ۶۴ بازدید
1404/03/29
دوستی
سلام من ۱۶ سالمه و پسرم مامانم ۱ ساله طلاق گرفته ....
سوال پیش اومده واسم هرخانومی طلاق بگیره بعدش رل میزنه؟ از کجا و چطوری باید بفهمم مامانم رل داره یا نه😕
مخالفت فرزندم با ازدواج مجددمشکلات ازدواج با خانم مطلقه مشکلات ازدواج با مطلقه ازدواج با مطلقه دارای فرزندازدواج با زن مطلقه8+
۳ پاسخ۱۲۵ بازدید
1404/03/12
ناشناسخانواده و روابط
خواستگاری ازدواج دوم
در جلسات خواستگاری در ازدواج دوم که طرفین متارکه داشتند؛ ۱. چه ملاکهایی مهم هست ۲. مهمترین سوالات چه سوالاتی هستند ۳. تا چه حد بایستی در باره ازدواج قبل پرسید و علت جدایی و نوع رابطه با همسر سابق مورد بررسی قرار بگیره؟ ۴. اگر دو طرف دارای فرزند باشند از ازدواج قبل چه رفتار و مسائلی رو باید در این رابطه جدید لحاظ کنند
۳ پاسخ۷۰ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 12467
سلام من یک زن ۲۷ ساله هستم که یکبار ازدواج کردم و یک پسر ۷ ساله دارم که تا چند ماه دیگه دادگاه هضانتش رو به پدرش میده و هر خاستگاری قراره واسه من بیاد مادرم اجازه نمیده میگه بچتو بزرگ کن درصورتی که پدر بچم داره ازدواج میکنه و همه مسعولیت بچه به گردن من هست مادرم میگه اگه تو ازدواج کنی بچتو پدرش میگیره و تا اخر عمرت باید بچتو نگه داری من خیلی تنهام خانواده ام درکی ندارن نمیدونم باید چیکار کنم
حضانت فرزند بعد از طلاقگرفتن حضانتمشکلات ازدواج مجدد با وجود فرزندانازدواج مجدد با وجود فرزندانمشکلات ازدواج مجدد
۱ پاسخ۳۰ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 12187
میترسم خودمو بخوان ولی بعدا بابچه هام ناسازگاری کنه
۱ پاسخ۲۷ بازدید