پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/06/24

سوال 995292

سلام وقتتون بخیر، چندماهی هست باآقایی آشنا شدم که ازنظر شرایط با هم تناسب داریم اما مسئله ای که وجود داره اینه که ایشون دوتا خواهر مجرد دارن که مشکل دارن،هربار راجبشون سوال پرسیدم به جواب درستی نرسیدم یه بار گفتن ناراحتی اعصاب دارن،یه بار گفتن مشکل روحی یه بار گفتن مادرزادی و کم سواد هستن و گفتن مشکلی نیست و چیزی نیست، درنهایت آدرس محل زندگیشونو دادن و گفتن خودتون تحقیق کنید تا مطمئن بشید.من با خانوادم صحبت کردم اما میگن باشرایط خواهراشون مورد مناسبی نیست ازطرفی مردد شدم ازطرفی هم نمیخوام ایشونو قضاوت کنم.چیکارکنم؟ممنون میشم راهنماییم کنید.
1403/06/14

سوال 995215

سلام خسته نباشیدیه پسر هستم ۲۹ ساله به دلایل مشکلات خانوادگی بین والدینم تا این سن جرات وارد شدن به یک رابطه رو نداشتم میترسیدم به کسی اعتماد کنم در ظاهر آدم خشک و مغروریم ولی در باطن آدمی به شدت احساسی ام حدود ۳ ماه پیش با یک خانوم آشنا شدم اوایل خیلی همچی خوب بود منو وابسته و دلبسته خودش کرد تا این که حدود ماه پیش بود متوجه شدم ایشون متاهل هستن و به گفته خودش در حال جدا شدن بودن بعد دعوایی که داشتیم من از ایشون جدا شدم الان واقعا احساس دلتنگی و تنهایی شدیدی دارم و اصلا دلم نمیخواد سمت اون خانوم برگردم نمی‌دونم چیکار کنم و ترس از اعتماد به بقیه شدید تر شده درونم چیکار کنم اون حس وابستگی رو از بین ببرم
1401/05/19

سوال 18597

با سلام برادر 34 ساله ای دارم سرکار هفته ای 1یا 2 بار میرود و کمی رفتار زنانه دارد و بسیار لوس و خود خواه و...یعنی مادرم لوسش کرده و پدرم ادم بسیار بدهن وخسیس و دست بزن دریق از محبت به دختر به دخترش از بچگی مورد هجوم پدرم بودم ولی سنم که بالاتر رفت ازش دوری میکردم که کمتر اسیب ببینم پدرم با اینکه وضع مالی خوبی دارد خرجی نمیدهد واتفاقا برکت ندارد مالش چون مثل گداها زندگی میکند مادرم سالها از وقتی با او ازدواج کرد دچار پارانوید طبق نظر پزشک شده بنده خدا با وجود بیماری خودش را به در دیوار میزند تا شکم مارا سیر کند و از قیافه افتاده پدرم هم همینطور مشکلم الان برادرم هست چون از سالها قبل به این زندگی عادت کردم برادرم از صبح تا شب زیر کولر است و درخانه به سختی مسولیتی قبول میکند من مسولیت تمیز کردن خانه دارم چون مادرم بیمار است وخیلی ناراحتم مادرم میگه ازدواج کند اما من میدانم چون نه سرکار میرود نه مسولیت پذیر است تو چاه میافتد دوست ندارم بدبخت شود با ایشان چندین بار صحبت کردم فایده نداشته چه کارکنم؟
1401/03/06

سوال 17008

سلام من خانوادم نماز نمیخونن با اینکه سنشون بالاست و من خیلی نگران اخرتشونم نمیدونم چیکار کنم هرچی میگم گوش نمیدن خودمم افسردگی و اضطراب دارم و نباید انقدر نگران بشم ولی دست خودم نیست
1400/11/17

سوال 15015

من پیس دانشگاهی هستم و خانواده روی من فشار غیر درسی می آورد، تنش زیاد است گیر زیاد است، چیکار کنم؟ هر چقدر هم حرف نمیزنم بی تفاوتم فرقی نمیکنه
1400/08/23

سوال 13789

سلام خسته نباشید من دختر ۳۲ ساله هستم پدرم از نظر شغلی در فامیل کمترین سطح داشت و از طرفی چندبار به مادرم خیانت کرده و چندبار چند ماه ما را ترک کرده بود من تقریبا شخصیتم شکاک شده از بچگی و تا عاشق یه پسر میشم حساس میشم بهش یا گیر میدم میره یامتاسفانه بعضی وقتها حدسم درست بوده خیانت کرده متنفر میشم ازش دیگه نمیتونم ببخشمش چون پدرم اینجوری بوده وبرادرم ندارم کلا زیاد به مردها اعتماد ندارم
1400/08/19

سوال 13707

سلام من دختری26ساله هستم تا به حال خواستگار نداشتم و اگر در دانشگاه و یا جاهای دیگه استادهام بهم پیشنهاد میدادن به خاطر اعتیاد و اجاره نشینی ترس داشتم مغرور نبودم ولی من و یک دختر معقول میدیدن وهمین باعث نیشد نزارم بیلن خواستگاری خیلی دلم میخواد یک انسان فهمیده و باشعور بیاد و ازصفر یک زندگی و بسازیم و شروع کنیم کسی که خدا رو بشناسه و من روهم برای رسیدن به خدا حمایت کنه این ترسهام آزارم میده که نکنه تاابد این طوری بمونم و کسی به خاطر مشکلات خانوادگیم جلونیاد