سلام مامانم بهم میگه شوهرت ادم خوبی نیست همش منو میترسونه. ما الان ۲ نیم عقد هستیم گفتن تا خونه نگیره نمتونه بری من چکار کنم الان به هر شرایط اقام همه چیزش فروخت خونه کوچک گرفت. الان میگه ن عروسی باید بگیره همونجا مادرم میخاد واقعا خسته شدم شوهرم شنیده همش غر میزنه بعد قسم میخوره من نمیام عروسیت همونجا خودش باشع میگیره با مامانم حرف میزنم با دعوا جوابم میده یا میگع چرا ما باید به ساز شوهرت بسازیم .
ماه دیگه عروسیمه و قراره تو خونه مادر شوهرم تو یک طبقه مستقل زندگی کنم ولی از الان میترسم نمی دونم چطوری باید رفتار کنم که هم حرمت ها حفظ بشه هم اختلاف پیش نیاد؟