پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/09/03

سوال 995725

سلام دختر متولد دهه ۵۰ هستم با موردی متولد دهه ۴۰ و تحصیل کرده تفاوت سنی ۱۱ سال و مطلقه که حدود ۲۰ساله جدا شده و فرزند متاهل و مستقل داره اشنا شدم حدود یک ماهه..اولش در تماس تلفنی جذب صحبتهاشون شدم و تفاوت سنی زیاد برام مهم نبود ظاهرش هم برام قابل قبول بود ولی خانواده زیاد موافق نبودن بخاطر تفاوت سنی ...و البته مدت جدایی هم نگفتم ۲۰ سال و..فکر میکردم نسبت به سنشون فعال هستن چند جلسه دیدار و تماس تلفنی داشتیم متوجه شدم از نظر مذهبی مشابه نیستیم من اهل واجبات ایشون بیشتر روزه و تقریبا خط قرمزی نداشتن گناه براش معنایی نداشت و میگفت من اسمش حال بد میزارم اگه عملی حالمون رو خوب کنه اشکال نداره و.‌ سوال که میپرسیدم خیلی حاشیه میرفت همش میگفت فکر میکنی بعد از اشنایی اصطکاکی بوجود نمیاد یا فکر میکنی بعد از ازدواج چی نگرانتون میکنه انگار وسواس فکری داشت ..بهش گفتم فکر میکنی چه موقع باید خانواده ها اشنا بشن گفت تا وقتی حس نزدیکی داشته باشیم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم و فکر میکردم از نظر شخصیتی و..دیگر موارد مشابه هستیم ولی مدام استرس داشتم..ولی جلسه چهارم حسم کاملا برعکس شد که ترجیح دادم زیاد نگاهش نکنم البته ایشون متوجه نشد و گفت باید بازم صحبت کنیم..شبش حسم بهم گفت ادامه ندم و با مشاوری مشورت کنم ..ولی متوجه شدم مشاور هم نیاز ندارم حسم ادامه ارتباط را تأیید نمیکنه ...مطمئنم فردا نظرم رو درباره زمان دیدار بعدی می پرسه چطوری بگم جوابم منفیه و محترمانه علتش چی بگم به نظرتون که نگه چرا زودتر نگفتی و ادامه دادی و..؟؟؟
1403/06/21

سوال 995270

سلام.زمانی که صحبت از مسائل سیاسیِ روز مطرح میشه وقتی کسی مخالف عقیده من صحبتی میکنه (۸۰٪ همراه با بی احترامی هست)ناراحت میشم و احساس تنهایی میکنم. به خاطر همین جزء ۵ سوال اولی که مادرم یا خودم با خواستگاران صحبت میکنیم میپرسم که چه خط فکری دارند و با چه گروهی موافق یا مخالف هستند و چرا. حتی اگه بقیه معیار ها را داشته باشند رد میکنم. فکر میکنم کار درستی انجام میدهم، میخوام مطمئن بشم . ممنون میشم راهنمایی کنید.( در حال حاضر در خانه با پدر و برادرم دو خط فکری کاملا متفاوت داریم و چالشهایی ایجاد میشه ) ۲۸ ساله/خانم/مطلقه
1401/10/09

سوال 22708

سلام... منتظر جوابتون هستم ممنون میشم زودتر جواب بدین... وسواس عملی دارم تو شستشو.. سر نمازم دچار لکنت زبان میشم کلماتو میکشم وبلند میخونموکند میخونم به حدی بد میخونم که توجه دیگران به سمت من زیاد میشه ولی همین سوره وارکان نمازو بخوام واسه کسی بخونم یعنی تو کنار. تو. نماز. نه. هم تند میخونم وهم بدونه لکنت الان نماز خوندنم عذابی شده واسم... الان موقعی عادتم نماز ندارم خیلی از زندگی لذت میبرم چون نجاست واسم مهم نیست نمازم بهم واجب نیست خیلی خوبه ویک چیز دیگه استرسم بالاس مثلا اگه من تو سرویس بهداشتی باشم کسی بیاد پشت در سرویس در بزنه بگه بیا بیرون اگه من 10دقیقه ای میومدم بیرون بر عکس میشه زمان میره بالا دیر تر میام بیرون یا اگه کسی موقع وضو بامن صحبت کنه از اینکه فراموش نکنم اب قطع میکنم ولی خیلی دست میکشم دستامو یا صورتمو... چیکار کنم خوب بشم استرسم از بین بره دارو. یا چیزی هست راهنماییم کنید بگیرم خوب بشم هم واسه استرس هم واسه وسواسیم.... متشکر...
1401/06/13

سوال 19192

سلام من دوست دارم با یه خانم مذهبی ازدواج کنم ولی اکثر خانم های مذهبی اسم هوایی مثل فاطمه زهرا و زینب و اینها دارند و من به این اسمها وسواس دارم و من ترس دارم هنگام همبستری با همسرم که این اسم ها رو داشته باشه افکار بدی توی ذهنم بیاد که خدایی نکرده با این بزرگواران همبستر شدم
1400/07/11

سوال 11412

من به همه چی حساسم .احساس میکنم گناه مینویسن واسم یه مثال بزنم من به تازگی جدا شدم از همسرم و حق عایله مندی رو از فیش حقوقیم دادم کارگزینی حذف کنه در این بین شیطان میخواست منو گول بزنه و این جدا شدنمو به امام علی ربط بدم و میخواست من بگم که حق عایله مندیم به امام علی ربط داره که من اینکارو نکردم و مقاومت کردم در برابر شیطان رجیم.حالا این مدت حساسم و استرس دارم فک میکنم گناه نوشته شده واسم .فک میکنم امام علی بهم ناراحته و گناه نوشته .درحالیکه من گفته شیطان رو عملی نکردم و گفته شیطان رو به زبانم جاری نکردم .شما میتونید کمکم کنید از این حساسیت جدا بشم ؟خیلی تو رنج هستم و اسایشم بهم خورده