پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/05/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
اضطراب
سلام من یه مشکلی دارم ..متاسفانه وقتی از طرف همدم درخواست ورودی دارم با شک وتردید تایید میکنم چون متاسفانه هر موردی که به من معرفی شد یه مشکلی داشت و ۹۰درصد به این باور رسیدم هر مردی تو همدم هست یه مشکلی داره که تو دور واطرافش کسی رو انتخاب نمیکنه و مگر میشه یه اقا اصلا خانم مورد علاقش و سلیقش تو دور اطرافش نباشه ؟چون واسه دختر فرق میکنه منه دختر جون نمیتونم برم به هرکس ازش خوشم اومد پیشنهاد بدم پس به این باور رسیدم نمیدونم چقدر صحیحه یا نه
مورد دوم وقتی کسی رو باکلی تردید تایید میکنم طرف اقا بااینکه شماره من براش میره میبینید دو سه روز طول میکشه یه پیام به من بده و این باز منو عصبی و
مضطرب میکنه باخودم میگم حتما با متاهله یا نمی خواد یا تکلیفش باخودش معلوم نیس حتما ذوقی نداره و..
می شه راهنمایی کنید چه کنم؟
۵ پاسخ۱۹۱ بازدید
1404/02/15
ناشناسخانواده و روابط
چکار کنم ؟
سلام راستش یک سوال داشتم واین که من تا الان خواستگاری چند نفر رفتم با هم تفاهمات خیلی خوبی داریم جوری که انگار کپی همدیگه بودیم ، بعد وقتی داستان میرسه سر تعیین مهریه چون واقعا نباید هرچیزی رو امضا کرد و آدم باید محتاط باشه خانواده های افرادی که به خواستگاریشون رفتم همشون دم از مهریه صد الا چهارصد سکه میزنن!!!!شاید منو درک کنید و شاید هم نه ولی خدایی این همه زیاد نیست؟مگه زندگی همش پول و مهریه اخه؟وقتی انسان ها شخصیت داشته باشن شعور داشته باشن مهریه کم هم میتونه دوام زندگی رو تضمین کنه !حقیقتا منم از آینده خودم ترسیدم و روی همه این کیس هارو خط زدم چون واقعا نمیشه به انسان اعتماد کرد دیدید شاید روزی با کمترین مشکلی گذاشت و رفت!!!راستش خیلی از پسر ها اعتماد کردن تحقیق کردن پرس و جو کردن ولی بازم شکست خوردن و دارن مهریه میدن !نمیگم همه زندگی ها به شکست ختم میشه چون بعضی از زن ها و مردا زندگیشون رو باهم ساختن و با هم پیشرفت کردن !بنظرتون آیا باز هم اعتماد کنم و این مقدار مهریه رو امضا کنم؟چون آخه داخل همین برنامه هم چندبار دیدم که میگن پسرا حواسشون باشه چیرو امضا میکنن این دیگه حرف شماست !من خودم مهریه مورد نظرم ۳۵تا۴۰ سکه هستش که با پول الان واقعا دیگه زیاده!!!نمیدونم اگر خود زن ها بودن چنین چیزی رو قبول میکردن یا خیر !!الان واقعا گیر کردم چون خیلی هارو دیدم سر اعتماد بیجا و ناآگاه نابود شدن !تحقیق میکنم پرس و جو میکنم ولی وقتی نظر خانم درباره چنین مهریه ای رو میبینم و اصرارش رو با تمام حواسم درک میکنم از ازدواج پشیمون میشم نظر شما چیه؟
۳ پاسخ۱۳۴ بازدید
1403/12/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 996650
سلام وقتتون بخیر، خداقوت، ازدواج یه خانم بدون سابقه ازدواج، با اقایی که یکسال بزرگترهستن (38و39) دارای3فرزنددرست است؟ چه مشکلاتی ممکن است ایجاد بشه؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
۴ پاسخ۲۱ بازدید
1403/09/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995840
سلام خانم شربیانی عزیزخسته نباشیدسوال کرده بودیدچندموردرو...ما۱۱ماهه باهمیم وروزاول اومدن خاستگاری انگشترانداختن درخانواده وچندتابزرگتروچون شرط خونه گذاشتم گفتم ملک بخرن بعدعقدکنیم خریدملک طول کشیدمنم میدونستم به اسونی نیست تواین اوضاع مملکت خریدملک اگه خودشون داشتن وهمونومیزدن یاشش دنگ یاسه دنگ چراولی ایشون رفتن برای من خریدن واین خریدملک هشت ماه طول کشیدتاکارکردن وروپسندازفعلی خودشون گذاشتن برای خریدخونه.تاخریدوتموم شدوسندش یه ماه طول کشبدبیادهمون هشت ماه وخورده طول کشید. براهمین ازدواجمون طول کشیدبه هرحال.بعدمدارس شروع شدمنم فرزندمواینجاثبت نام کردم ودرس میخونه ایشونم همسن بچه من بچه داره اونجاثبت نامه ودرس میخونه یخورده بخاطرمدارس وامتحان وگرفتاری های زندگی نشدبعدایشون کارشون روبیشترکردن چون روشون برای زندگی وخریدخونه ووخرج وهزینه های دیگه فشاربودکارش بیشترشده ووفت وزمان کم میارن کارشونم جوریه برمیدارن قبول میکنن کارمشتری روبایدانجام بدن وتحویل بدن دیگه هی سرش شلوغترشدتوکاروزندگی ازیطرف دیگم ماشینشون خراب شدودرست نشدمجبورشدن اونوبدن وسه برابرهزینه کنن ماشین جدیدونوبگیرن وهزینه وفشاروچک واینازیاددارن شرایط نشدوقت برای دیدن ماباشه.این مابین تواین یازده ماه پنج ماه وهموندیدیم براهمین شرایط هاشدوگرنه ایشون جونشون داره درمیره فقط یه ساعت منوبیین ازطرف دیگه هم این وسط نقل مکان داشتن برای خودشون برای خونه ای که زندگی میکنن وبازهم این مابین چون میخان مهمونی وجشن بگیرن سمت خودشون برای عقدمون میگن هزینه میخادوهزینه های مهظروعقدوحلقه وحتی چیزای دیگه فکرمیکنن وابایدکارکنه که بتونه برسونه همروقراراخرمون دیگه تاقبل عیدبوده که دستش خالی شده یه مقداردیگه کارکنن جمع کنن برای کارای اخرمون.مخالفتی ندارن خانواده اگه بخادبه حرف اون هاباشه ازخداشونه ازدواج کنم برم ولحظه ای اینجانباشم صحبت کردم درموردمشکلات خانوادگی خودم درگفتگوهاهرخاستگاری میومدبرام مادرمن هدفش اینه من برم براش مهم نیست خوب هست زندگیم بعدهایابد.درمورداین اقاهیچ جرف منفی نمیزنن جون بهشون احترام گذاشته وبراشون هنیشه خوب بوده ومحبت کرده چیزخاصی ومخالفتی نکردن تاالان ندیدنمون وطول کشیدن عقدمون بنابرچیزهایی اتفاق افتاده که گفتم بخاطرهمون شرایط وموردها.ایشون تاقبل عقدگفتم مسکن خریدن حتی طلای قراردادی من روخریدن بیشترازاونم خریدن.فقط میگم این مشکلات مابین خودمون هم هی قهراشتی قهراشتی گاهی حالم ازاین رابطه بهم میخورداین اواخرخیلی قهرواشتی داشتیم به حالت سردی رسیده دیگه پای حرف ایشون بشینی مقصرهمش طرف مقابل رومیدونه ودلیل رفتاراش رفتارای طرف میدونه ولی درصورتی که من خیلی مثال هازدم جاهایی که واقعاعقلی واحساسی منطقی فکرمیکنم بی تقصیربی گناه بودم ایشون اون برخوردروداشتن.دیکه من کوچیکترینش رومیگم براتون من روتوجمع صداکردن من نشنیدم وواقعامتوجه نشدم توشلوغی دوروبرم وسروصداهاایشون قهرکردحرف نزدچندساعت جوری که من برم سمتش وحرف بزنم خنده شوخی کنم شیطونی کنم بخنده وسریع وابده انگارنه اتگارکه قهربوده قبلش قهربودتوقیافه بودچرامن الویتت نیستم چرانشنیدی چندبارصداکردم.یاتومشهدپدرم بودمن نتونستم اومدن کنارم ازخجالت دستشون روبگیرم کل مسیرباهام حرف نزدن توقیافه بودچرادستم رونگرفتی دیگه مامیخایم ازدواج کنیم انگشترانداختم بخای حساب کنی زن منی توتوبازاردستم روردکردی نگرفتی بخاطربابات یااطرافیان رفت جلوترمن قدم زداین اخلاقارونمیدونم چی بزارم اسمش روشخصیتشه بی منطقه بی درکه مفهوم حرفام رونمبفهمه یابدمتوجه میشه کلاقهریه هرچی بهش برمیخوره ذاتیه خصلته براهمین اینقدرسرموضوعات مختلف اتفاق میوفته احساس میکنم اصلاحرف منونمیفهمه تادهن وامیکنم.
۲ پاسخ۱۳ بازدید
1403/09/09
سوال 995764
سلام. من پسری 31 ساله هستم و شاغل در بخش دولتی. تازگی در این سامانه ثبت نام کردم تا انشالله اگر قسمت بشه بتونم ازدواج کنم. خیلی دلم میخواد تشکیل خانواده بدم و از این تنهایی نجات پیدا کنم ولی هر وقت می خوام به یه نفر درخواست بدم هزار جور فکر و ترس میشینه به جونم که نکنه فردا نتونم از پس هزینه های زندگی و انتظارات خانواده ها بر بیام. فکر اینکه من باید حداقل سالی بتونم 100 ملیون پس انداز کنم تا بتونم تو خونه ای که تو تهران رهن کردم بمونم واقعا ترسناکه. دیگه اعتماد به نفسم نابود شده. چه امید و آرزوهایی که با این شرایط اقتصادی کشور داره نابود میشه.
۴ پاسخ۳۶ بازدید
1403/08/02
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995535
باسلام-پسر 27 ساله هستم-در جریان جلسه آشنایی با یک خانم، ایشان صفات حسنه عالی (از نظر من) داشتن.با این حال خودشان به عنوان نقطه ضعف خودشون گفتن :«مشکل من این هست که حساس هستم و معمولا این طور هست که دیر ناراحت میشم ... اما وقتی ناراحت میشم واکنش های شدیدی نشون میدم - مثل داد زدن -و در این صورت برای خاموش شدن خشم باید مستقل از ساعت روز - حتی شب- در خارج از منزل پیاده روی کنم» از طرفی من هم حساس هستم ولی این طور هستم که وقتی عصبانی میشم اصلا داد نمیزنم و بسیارهم صلحجو هستم و تحمل موندن در قهر رو ندارم - به عبارتی ، فضای دعوا و تنشی من رو به شدت بهم میریزه و همواره سعی میکنم دعوا رو خاتمه بدم. در خصوص ادامه دادن جلسات با این خانم چه توصیه ای دارید؟ آیا نیاز به ادامه تحقیقات هست یا باید این کیس رو رد کنیم؟
۴ پاسخ۳۴ بازدید
1403/06/31
ناشناسخانواده و روابط
حل سوء تفاهمات در ارتباطات خانوادگی
گاهی در تماسها و ارتباطات بین خانوادهها سوء تفاهماتی پیش میاد که ممکنه باعث دلخوری بشه.
در چنین مواقعی بهترین روش برای حل این مسائل چیه تا فضای مثبت و سازنده حفظ بشه؟
۰ پاسخ۰ بازدید
1403/06/30
ناشناسپزشکی و سلامت
سوال 995347
دوست عزیز می فرمایید من نمی خواهم به زندگی و همسر ایشان آسیب بزنم شما چه بخواهید چه نخواهید این آسیب رو خواهید زد.خدا رو فراموش نکنید.شما نباید از ازدواج کردن با یک شخصی که مجرد هست نا امید بشید و دل به یک زندگی روی آب ببندین .اگر ما تو زندگیمون آسیب دیدیم نباید دیگران رو هم دچار آسیب کنیم.
شروع مشکلات خانوادگی1ارتباط با مرد متاهل زندگی متاهلی ازدواج با مرد متاهل 1قصد ازدواج با مرد متاهل 2+
۲ پاسخ۱۷ بازدید
1403/06/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995335
سلام خدمت شما بزرگواران.سوالی که دارم اینکه اقایی که در خواستگار یکی از خواسته هاش اینکه مدیریت هزینه ها یعنی به طور کلی دخل و خرح با خانم خونه باشه به نظرتون خوبه ؟یعنی همه کارها با خانم ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
۳ پاسخ۲۷ بازدید
1403/05/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994841
سلام وخسته نباشید خدمت مشاوران عزیزمن یه مدتی هست با یه آقایی آشنا شدم که مجرد هست وخودم مطلقه ودوتا فرزند دارم این آقا دوسه سال از من کوچکتره وهمچنان آشنایی ادامه داره خیلی همدیگه را دوست داریم من بهش گفتم که به خانوادت گفتی که بامن در حال آشنایی هستی گفته میگم تا چند شب پیش که خواهرش از فرانسه اومده بود ایران باهاش در میان گذاشت به این صورت که اگه کسی را بخوام که بچه داره نظر شما چیه که خواهرش گفته هیچ وقت اینکار را نمیکنی ولی این آقا بلند سر خواهرش داد زد که میکنم وچون دوست دا رم وبه هیچ کسی ربطی ندارهبعدش داداشش مانده که هنوز نگفته من بهش گفتم که خانوادت راضی نیستن بیا همینجا ارتباط را تمامش کنیم اون آقا گفته که به من تا اول مهر فرصت بده خودم راضیشون میکنم ...نمیدونم واقعا فرصت بدم تا اول مهر یا این فرصت را قبول نکنم لطفا راهنمایی کنید
۳ پاسخ۱۰ بازدید