پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/02/24
سوال 993871
سلام..وقتی چنین مشکلاتی رو ازسوی بانوان سرزمینم میشنوم متاسف میشمک تو چ جامعه مریضی داریم نفس میکشیم....تو محیطی ک خانومها مورد یوء استفاده های متعدد مبشن....حتی محیط کارشونم امنیتی از لحاظ اخلاقی نداره....وقتی مشکل یکی از کاربران رو خوندم ک میگفتن چون اهل روابط نایالم نبستن مورد مزاحمت حتی تو میحیط کار قرار میگیرن تا جایی ک حقوقشون هم نادیده گرفته میشه فقط ب خاطر اینکه ب اصولی پایبند هستن ک هر خانومی باید باشه واقعا مایوس شدم....مجریان قانون باید بستری فراهم کنن ک این معضلات دامن گیر بانوان نشه...بنده ی پسرم...مجردم و بشدت با کساییکه ب هرنحوی میخوان از ی خانوم سوء استفاده کنن مخالفم و اگ جایی هم ببینم ک چنین اتفاقی داره میوفته داخل میشم چون متنفرم از هوس بازهایی ک فقط ناموس خودشون براشون مهمه و ب نوامیس دیگرون نظر سو دارنبله کاملا از میحطهای ناسالم کاری این جامعه باخبرم و اینکه هیچ ترتیب اقری هم داده نمیشه...!آدمای مریضی ک با مزاحمت برا ناموس دیگرون رفع مرض میکنن ولی پای ناموس خودشون ک میشه رگ غیرتشون میزنه بیرون....کی میخوایم یاد بگیریم زن ی حرمتی داره ی حق تقدمی داره ی اصول رفتاری داره ک بایرگد طبق همون اصل باهاشون رفتارشهچون یکی کارفرماست و ی خانوم براش کار میکنه باید هرافکار هرز رو تو ذهنش نسبت ب اون بانو داشه باشه...؟فقط واس اینک مثلا کافرماس...؟حالا یکی با ناموسش چنین کاری کنه خوشش میاد..؟بعضیایاد نگرفتنلحظه ای خودشون رو جای طرف مقابل بزارن...اونقدر خودخواهن ک تنها از افکار کثیف و هوسهای نفسانی خودشون پیروی میکنن....واقعا وقتی شاهد این بی عدالتی و ب حرمتی ها نسبت ب خانومها هسم بدجور متاثر و ناامید میشم.....کاش بتونیم هوسهای نفسانی رو تو خودمون بکشیم و دیدگاه سالمی نسبت ب بانوان سرزمین داشه باشیم
۰ پاسخ۱۶ بازدید
1401/04/13
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17870
من ۳۶ سال دارم و فوق لیسانس هستم. نزدیک دو سال هست تو شرکتی مشغول به کار شدم که مدیرم فرد تنوع طلبی هست و به وضوح به خانمها نزدیک میشه لمس میکنه و غیره. من چون چادری هستم فاصله فیزیکی ش رو تا حدی حفظ میکنه ولی ارتباط کلامی و نگاهیش همچنان معنا دار و مشکل دار هست. اما اصل مشکل اینه که علی رغم تربیت فکری و مذهبی من و اینکه به وضوح میبینم با وجود همسر و فرزند ایشون سربه هوا ست و برخوردش با سایر خانمها رنجم میده ؛ بهش وابسته و حتی دل بسته شدم . در حدی که حاضرم سختی بکشم ولی گزندی بهشون نرسه. بنظرم در دوره هایی که تاثیرات هورمونی متغیره این احساسات کم و زیاد میشه. با این شرح و اگاهی من نتونستم به احساسم غلبه کنم . فضا رو هم چند بار سعی کردم ترک کنم ولی انقدر انعطاف به خرج میده و بهانه های من رو تامین مبکنه ک دلیلی برای ترک کار نمیمونه. نمیدونم چه کنم که عقلم به احساسم غلبه کنه
۲ پاسخ۲۹ بازدید