سلام، من پسری 38 ساله هستم. من دوست دارم ازدواج کنم ولی بیش اندازه سخت گیر هستم برای انتخاب با دختری دیگر. شغل و درآمد و خانه دارم ولی نمیدانم برای یک ایراد آن را رد میکنم.
من ۴ ساله ازدواج کردم یه پسر هم دارم ۲ سالشه چند وقته حس میکنم افسردگی گرفتم از وقتی ازدواج کردم حالم بده ازدواج من سنتی بود همسرم روز خواستگاری گقت حق نداری دیگه با دوستات بگردی درس فقط تا لیسانس باید بخونی سرکار فقط وقتی خودم معجزه زدم اجازه داری بیایی جای من کار کنی ولی زده زیر همه چی ۱ ماهه از عقد نگذشته گفت من بچه میخوام من نمیخواستم بچه دار بشم ولی ایشون خیلی اصرار داشتن بعدش دیگه نتونستم درس بخونم اجازه نداد سرکار برم گفت دوس ندارم زنم بدون من جایی بره همش تو خونه ام حق رفتن به بیرون رو تنهایی ندارم از طرفی ایشون اعتیاد شدید به فیلم های پورن داره و از این موضوع خیلی رنج میبرم هرچی بهشون میگم اصلا گوش نمیکنن و کار خودشونو انجام میدن واقعا خسته شدم
چیکار کنم که کار هام رو کُند انجام ندم و سهلانگاری نباشم و تنبلی رو بزارم کنار و جدیت ، سریع بودن ، جدی بودن و.... در انجام کارها و برنامه ریزی داشته باشم ؟
سلام خانم دکتر مبرم شما در پاسخ به خانم نجمه صحبتی از اوج باروری نکردین بلکه فقط فرمودین سن باروری شما رو به اتمام است .پیشرفت های ناباروری ایراندر چندسال اخیر بر کسی پوشیدهنیست. چنانکه می دانیم ناباوری تقریبا دیگه معنایی نداره همهمی دانیم سن اوج باروری چیست اما اینکه بگیم سن باروری رو به اتمام است مسئله ای است قابل تامل. کسانی که مسئولیت و سمتی دارند با یک جمله خود می توانند امید زندگی را رشد دهند و با یک جمله می توانند امید ها را متوقف کنند کلام ما بسیار تاثیرگذار است مراقب باشیم.
سلام وقتتون بخیر . من پسر ۲۴ ساله هستم . مدتی هست تقریبا ۱ سال احساس نیاز به ازدواج پیدا کردم (هم از نظر عاطفی هم جنسی) تا به الان هم میل جنسیمو کنترل کردم ولی مدتی هست حدودا ۶ ماه که به شدت پرخاشگر و عصبی شدم . دکتر هم که رفتم برام آزمایش دادن و گفتن که تستسرون بدن من به شدت بالا هست که با مقوله ازدواج این موضوع درست میشه و گفتن که این عدم تمرکزو پرخاشگری ها به همین علت هست . اما برای ازدواج من مشکلی دارم، اونم اینکه من در حال حاضر دانشجو ارشد هستم و قصد دارم دکتری رشته خودم رو ادامه بدم و همین باعث شده که کار تمام وقت نتونم انجام بدم و درآمدم در حال حاضر ماهی ۱۵ تا ۲۰ هست از کار های جانبی که انجام میدم اما این درآمد ثابت نیست یعنی ممکن هست ماهی ۱۰ باشه یا ۵۰ یا بعضا حتی ماهی هم بدون درآمد باشم . به همین خاطر با خودم می گم که نمی تونم زندگی یک خانم رو همینطور روی احتمالات بنا کنم و تا الان مورد های زیادی هم بودن که به این خاطر من سمتشون نرفتم . از طرفی هم در حال حاضر من توی اوج دوران تحصیلیم هستم و این قضیه میل جنسی به شدت تمرکز من رو گرفته و الان نمی دونم دقیقا چه کاری درست هست و چه کاری درست نیست . از طرف دیگر من تک فرزند هستم و در حال حاضر هم تنها و در منزل شخصی خودم زندگی می کنم ( پدر و مادم از هم جدا شدند) و همین باعث شده که از نظر عاطفی هم نیاز پیدا کنم . می خواستم از شما کمک بگیرم و بپرسم اینکه چه پیشنهادی برای من دارید .
حس می کنم از شوهرم خیلی دور شدم. آدم پرحرفی هستم و نیاز دارم یکی به حرفام گوش کنه. دارم تو ماشین حرف میزنم، وسط صحبتم آهنگ پلی میکنه بعدم طلبکارانه رفتار میکنه. چکار باید بکنم؟