سلام وقت بخیر من یه دختر ۳۵ ساله هستم . که صداقت زیادی دارم و اصلاسیاست ندارم . وقتی صحبت میکنم رک ورو راست همه چیز رو میگم . در واقع سادگی بالا ازتون راهکار میخواستم. و اگر کتابی در این مورد هست معرفی کنید . خیلی ممنونم .
سلام و وقت بخیر خانمی ۲۲ ساله و مجرد هستم ، مدتی هست هروقت با هر آقای مجردی یا هر خانم یا آقایی که پسر جوان دارند برخورد میکنم اولین چیزی که به ذهنم وارد میشه "احتمال پیش اومدن ازدواج" هست و این موضوع ذهنم رو مشغول میکنه ، این مشغولیت ذهنی باعث میشه نسبت به رفتارم با این طرف مقابلم دچار وسواس بشم ، منتظر حرکت یا رفتار خاصی از طرف مقابل باشم ، اعتماد به نفس و رفتار طبیعیم رو از دست بدم و بعدش از این بابت خودم رو سرزنش کنم و افسرده حال بشم .برای حل این مسئله چیکار کنم ؟ متشکرم .
سلامچطوری به کسی که دروغ میگه بگیم چرا دروغ میگی؟ وقتی انکار می کنه که مثلا فلان کار را نکردهو اینکه چکار کنیم دروغ نگه؟؟ وقتی طرف دروغ میگه آدم نمیتونه بهش اعتماد کنه و همه ش نگران هست باید چکار کرد ممنون میشم مشاوران محترم پاسخ بدن
با عرض سلاممن در سن 24 سالگی بعد از یک رابطه عاشقانه با با دختر خانمی که دو سال از من کوچکتر بودن دچار شکست عشقی شدم که متاسفانه دلیل این شکست خودم بودم با این که خیلی دوستش داشتم و عاشقانه میخواستمش ولی با یک سری اخلاقیات بد اونو از خودم روندم که بعد از شش ماه پایان رابطه وقتی که خواستم اشتباهم رو قبول کنم و دوباره به اون خانوم برگردم ایشون گفتن که دارم ازدواج میکنم با اینکه خیلی پشومون بودم از کارم و کلی عذاب وجدان داشتم دیگه نتونستم از ازدواجش جلوگیری کنم و چون خیلی دوستش داشتم نخواستم با آبروریزی وصلتش رو به هم بزنم و اینم میدونستم که دلیل سرد شدنش و تصمیم به ازدواجش خودم بودم از نظر روحی و روانی به شدت آسیب دیدم با اینکه الان 32 سال سن دارم و سالیان زیادی از اون میگذره باز هم اون علاقه درون من از بین نرفته و هنوز هم با همون شدت و آتش عشق اول دوستش دارم و از فکرم بیرون نمیره و هنوز در عذابم این عشق نافرجام هستم با اینکه ایشون ازدواج کرده چندباری به من زنگ زده و جویای احوال من شده و الان از ازدواجش پشیمون هستش با این وجود به خودم اجازه ندادم که بخوام زندگیش رو خراب کنم و بهش بگم که طلاق بگیره و بیاد با من ازدواج کنه و با اینکه هنوز هم دوستش دارم و دلم نمیاد که باهاش بد حرف بزنم چون الان یک زندگی مشترک داره با تند خویی و سرد نشون دادن خودم بهش اجازه نزدیک شدن دوباره رو بهش نمیدم که خدایی ناکرده زندگیش از هم بپاشه . بعد از این خانوم از نظر عاطفی بهم ریختم و نمیتونم با هیچ خانومی ارتباطات برقرار کنم طولانی ترین ارتباط با کسی دیگه جز اون برام خیلی دشوار و عذاب آور هستش نمیدونم چرا نمیتونم کسی رو جای گزینش کنم بیشتر از این میترسم شاید وابستگی به کسی دیگه ای و اشتباهی از طرف من باعث یک شکست دیگه ای بشه من در طول زندگیم با دختر خانوم های زیادی دوست شدم هیچ کدوم عاشقانه نبود ولی اون یک نفر برام واقعا با همه فرق میکرد و بعد از اون دیگه نتونستم با هیچکس حتی دوست بشم فکرش داره دیوونم میکنه موهام بعد از اون شروع به سفید شدن کرد و الان فکر کردن به اون داره همه موهای منو سفید میکنه میشه لطف کنید و منو راهنمایی کنید اگر براتون مقدور هست با تشکر فراوان
چرا ثبت نام کردم تایید نمیشه یک هفته پیشنهادی ندارم این چه نرم افزاری هست کمکی نمیکنه یا پیشنهاد پنج تا آمد طرفها یک هفته آنلاین نیستن رد کردم دیگه پیشنهاد ندارم