

روانشناسی و سلامت روانی
۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبالکننده
سوالات این دستهبندی
1401/05/07
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18348
من دختری 39ساله و مجرد و احتمالا امکان ازدواج دیگه پیش نیاد ،،یه نفر که خودش مجرد باشه و حال منو درک کنه میتونه چهارتا جمله امیدوارکننده بهم بگه که حالم خوب بشه؟؟بهترین سن ازدواج رو از دست دادم از همه افراد هم سن خودم که متاهل هستن و سرخونه زندگیشون فراری هستم چون با دیدن اونا حالم خراب میشه کسی هست کمکم کنه؟
۳ پاسخ۴۷ بازدید
1401/05/07
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18345
یه سوال شما هم برای اینکه دنبال شخص مورد نظرتون بگردید اون بخشی که میشه شخصی سازی کردن نمی تونستین بازه سنی رو تغییر بدید من این مشکل رو دارم :-\
۱ پاسخ۱۴ بازدید
1401/05/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18333
با سلام. جوانی هستم گرم مزاج و خداروشکر تا چهار ماه دیگه ازدواج میکنم آیا تعداد دفعاتی که نیاز به رابطه دارم رو از الان باید بگم به همسرم؟ «هفته ای ۴ نوبت نیاز دارم،»و آیا اصلا ایشون قبول میکنن؟ و مورد دیگه اینکه دوست دارم به ایشون بگم که در موقع خرید لباس زیر برای خودشون نظر من رو هم جویا باشن ولی خب بنا به نوع تربیت و فرهنگ برام سخته که بگم از طرفی خب منم جوونم و دوست دارم که فانتزی خودمو داشته باشم البته در چارچوب شرع و اخلاق ولی نمیدونم اصلا گفتنش صلاح هست یا خیر و کلا نمیدونم زوج ها تو خرید اینجور لباس ها مشورت میکنن با هم یا نه اینم بگم ما تو عقد هستیم و محرمیم بهم
۳ پاسخ۳۴ بازدید
1401/05/06
سوال 18331
با سلام چندوقتی بود از طریق یکی از آشناها با دختری همسن خودم آشناشدم شماره هم رو داشتیم و تبادل پیامک و صحبت درضمن من فوق لیسانس و شاغل رسمی و ایشون لیسانس و بیکار بود هر دومون ۳۷ سال داشتیم دختر خیلی سخت گیری بود با این که خودش میگفت هیچ مشکلی ندارم یک روز بعد ملاقات حضوری و کادو خریدن براش گفت جوابم منفی هست مشکل اینه دوستش دارم و نمیتونم فراموشش کنم چکار کنم
۳ پاسخ۲۳ بازدید
1401/05/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18330
سلام وقت بخبر...من بااقایی تو رابطم ک بخاطرمشکلات زیاد اقتصادی مبگ نمیتونبم ازدواح کنیم...و بخاطر بی ثباتی اخلاقی ک ذارع بعضی وقتامیگ اصن من حسی ندارم بهت...باز بعدچن روزمیگ حالم خوب نبودیا میگ من هرچی میگم براخودته ک اینذع نذاری بامن...خیلی این رابطع تو شرایط بدی قرارم داده...ولی خیلیییی سخته برام جداشدن..الانم ازم خاسه ک دگ تموم کنبم ولی انقددارم اذیت میشم ک ن خاب دارم ن زندگی
۴ پاسخ۲۸ بازدید
1401/05/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18329
سلاممیشه در مورد طرحواره طردشدگی که در روانشناسی مطرح می باشد ، یه کم توضیح بدید.<br>
۱ پاسخ۵۰ بازدید
1401/05/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18328
پسر 3 ساله ام کنجکاوی جنسی داره و در قالب بازی سعی می کنه اندام جنسی همسالان خودش رو ببینه. چطوری باید با پسرم رفتار کنم که این رفتار اشتباه از سرش بیفته؟
۲ پاسخ۵۹ بازدید
1401/05/05
سوال 18324
بابت سوالات خسته کننده و بعرض رساندن پاره ای از مساعل و مشکلاتم و گرفتن وقت شریفتان پوزش میطلبم.درپایان می خواستم بپرسم آیا در شهرستان محل زندگی ما( کرمانشاه )، آدرس یا اطلاعات تماسی از مرکز مشاوره برای حل چنین مشکلاتی و یا روانشناسی قابل اعتماد و خبره برای معرفی و مراجعه ی بنده به همراه فرزندم و مادرش می شناسید،؟لطفا معرفی بفرمایید؟ ممنون.
۲ پاسخ۱۵ بازدید
1401/05/05
سوال 18322
سلام سوال من اینه که افراط در محبت کردن به همسر و ابراز علاقه به ایشان وبر زبان آوردن و ابراز کردن میزان عشق وعلاقه به وی برای تشکر بعنوان همراهی در سختیها و ناملایمات زندگی، و درک متقابل در طی این سالها، بعنوان قدرشناسی و تشکر و ارزشمند دانستن شخص و وجودش چه در جمع فامیلی و چه در منزل شخصی و حریم خصوصی آیا اشکال ،ایراد، یا عواقب بد یا معکوسی میتواند بهمراه داشته باشد یا خیر؟
۲ پاسخ۱۵ بازدید
1401/05/05
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 18316
سلام وقت بخیر تشکر ویژه از شما و تیم خیرخواهانه همدم.بنده 3سال که بخاطر خیانت همسرم جدا شدم تو این سه سال اعتمادمو از دست دادم با 3 نفر که وارد اشناییت شدم درزمان کوتاه درآخر منجربه اتمام اشنایی شد به دلیل عدم اعتماد چون به هر دلیلی اعم از دیر جواب دادن پیام درحال آنلاین بودن طرف مقابل و پشت خط ماندن درحالی که طرف مقابل بیش از نیم ساعت درحال مکالمه میباشد یا خاموش ماندن گوشی در قرار حضوری باعث بدگمانی من و رفتن ذهنم به سوی اتفاقات بد گذشته که تکرار میشه و دیگه میترسم ارامش تنهاییم گرفته بشه دیگه تحمل تکرار سختیارو ندارم.گاهی فک میکنم تنها اومدم تنها میرم بیشتر اوقات بخاطر اینکه کسیو ندارم خالصانه و صادقانه هم پام باشه و یه رفیق که دردامو بگم خالی بشم میشینم تنهایی ساعتها گریه میکنم تا اروم بشم من مشکل افسردگی یا روانی ندارم مشاوره رفتم فقط میگن چون ترس از تنها موندن دارمو به راحتی به دلیل بی اعتمادی رابطه هام تموم میشه درعذابم گاهی احساس پوچی میکنم که اصلا چرا دارم به این زندگی ادامه میدم وقتی همش زندگیم تکراره و یه شادی توش ندارم هیچکس حالمو درک نمیکنه. حتی بعضی وقتا که یکم بی حوصلم تند خویی میکنم همه میزنن تو سرم که بخاطر اخلاقته که شوهرت ولت کرده یا تنها موندی😢من تمام وقتمو با کارو کلاس و گردش فیلم .... پر کردم که ذهنم درگیر باشه به فکرای منفی توجه نکنم اما باز نمیشه که نمیشهنمیدونم چیکار کنم خیلی خستم😭
۳ پاسخ۲۶ بازدید