

روانشناسی و سلامت روانی
۲۹۹٬۰۷۱ سوال۳۰۴٬۳۸۱ دنبالکننده
سوالات این دستهبندی
1401/03/21
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17314
سلام پسر ۲۴ ساله ای هستم. دختری به بنده پیشنهاد شده ک از نظر رنگ پوست با بنده متفاوت هستند یعنی بنده سفید هستم و ایشون سبزه هستند من به ظاهر افراد زیاد اهمیت میدم و از طرفی دوست ندارم رنگ پوست فرزند آینده ام سبزه باشه همچنین دوست دارم همسرم رنگ تیره های از پوست من نداشته باشه و از طرفی خود این مسأله ک من با اختلاف سفید تر از خانم هستم برای اون نیز تبعاتی داشته باشه ب نظرتون این مسأله چقدر حائز اهمیت ه؟
اهمیت ظاهر در ازدواج1مشاوره پیش از ازدواج 1معیارهای انتخاب همسر 3اختلاف رنگ پوست زوجین علاقه همسر سفید پوست
۵ پاسخ۴۰ بازدید
1401/03/21
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17311
<p class="paragraph"> چگونه به یک نوجوان افسرده کمک کنیم؟ </p>
افسردگی 3نوجوان افسرده درمان افسردگی در نوجوانان چگونه به یک نوجوان افسرده کمک کنیمافسردگی در نوجوانان
۲ پاسخ۱۸ بازدید
1401/03/20
سوال 17296
سلام من از یه جایی تاحد بالایی آدم اروم و درونگرایی شدم و بسیار نکته سنجم و تیز بینم تاحد زیادی و سخت گیرم چون اخلاق و شخصیت خودم رو میشناسم اگر طرف مقابلم موارد مهم انتخابم رو نداشته باشه مطمئنم به طلاق می رسم من شرایط و موقعیت هارو شاید بتونم تحمل کنم ولی آدمهایی که برام قابل تحمل نیستن رو نمیتونم تحمل کنم حتی اگر نسبت نزدیکی داشته باشه میگم بلاخره خودمو از اون مورد راحت میکنم شاید یجوری باشه ولی طرف مقابلم با یک حرف باعث میشه دقیق شم که این حرف و کارش نشون دهنده مثلا کوته فکری یا فقط لب و دهن بودن طرفه یا.. خواستگار زیاد داشتم اوایل خودم رو آماده نمیدیدم ولی الان از نظرم خیلی آدما ازدواج رو معامله یا اسباب میبینن برای بیرون آمدن مجردی بی هدف از ازدواجی که مقدس هست و به رو بروشون نگاه نمیکنن که ممکنه اینکه یک انتخاب از روی این بهتر ه اون زیباتره اون ظاهرا خوب به نظر میرسه و نشان دادن بد فکری و نامعقول و ناآگاهانه بودن خودشونو نشان میده و واقعا تحمل آدمای شعور و فکرشون کمه و کوته فکرن آزارم میده تاحدی حق دارم خواستگارامو تا حدی حق دارم رد میکنم چون تو یک شهر کوچک هستم که تا حدی شبیه به هم هستن البته بخاطر جامعه کنونی که ما داریم اعتماد به هیچ وجه برام آسان نیست مخصوصا مجازیش کاملا غیرقابل اعتماده و سختمه حتی برنامه ای مثل همدم و فقط برای مطالب روانشناسیش اینجام به نظرتون من مشکلی داره افکارم؟ چون از نظر من که صاحب افکارمم اشتباه به نظر نمیاد
۲ پاسخ۱۴ بازدید
1401/03/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17295
در امر ازدواج نمیتوانم دقت نظر داشته باشم
۲ پاسخ۱۵ بازدید
1401/03/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17290
سلام من الان حدود ۳۳ سالمه و توی انتخاب همسرم یکم به مشکل خوردم و نمیدونم باید چه تیپ شخصیتی رو انتخاب کنم چه باید کنم
ازدواج با تیپ شخصیتی متفاوت1ناتوانی در انتخاب همسر 1معیارهای انتخاب همسر 2مشاوره پیش از ازدواج 1نقش تیپ شخصیتی در ازدواج
۲ پاسخ۲۰ بازدید
1401/03/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17279
من ادمی هستم اهل کار و تلاش و سعی کردم بهترینها در هرزمینه برای خودم اماده کنم ولی در مقوله ازدواج نتونستم همسری برای خودم پیدا کنم یعنی زمانی که دخترها وارد زندگیم میشدن من شرایط مالیم مهیا نبود ولی حالا شرایط مالیم و زندگیم مهیاست ولی دختری در زندگیم وجود نداره .بنظرتون اشکال کارمن کجاست .؟ و چیکار باید بکنم ؟
۳ پاسخ۴۰ بازدید
1401/03/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17264
سلام. یکی از سینههای من از دیگری مقداری کوچکتر است و نیز بطور کلی دوست دارم سینههایم بزرگتر باشند. این دو مساله همیشه بطور مزمن در ناخودآگاهم هست و اعتمادبنفسم رو کاهش میده و ناراحتم میکنه.راهکارهای پروتز و ... هم میترسم ضرر داشته باشه و یا بدتر بشه.راهحلی هست که به خواستهام برسم؟
۳ پاسخ۱۹ بازدید
1401/03/18
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17254
به کسی که ازدواجش منجر به شکست شده چطور دلداری بدیم؟
۲ پاسخ۱۶ بازدید
1401/03/18
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17252
سلام. من مدتیه مخم اینقدررر تحت فشاره که رد داده و دیگه قید همه چیو زدم و حال نمیکنم جبرا کاریو انجام بدم حتی اگه خدا بگه..از یه طرفی م اعتقادات مذهبیمو نمیتونم بیخیال شم و کلا برم تو فاز شهوت و عشق و حال... ینی گاهی به نعل میزنم گاهی به میخ**** یه روز تا خرخره تو گناهم یه روز توبه... خسته شدم بقرآن ازینهمه بلاتکلیفی....با خدا حال نمیکنم ولی میدونم غیر خدا هم برم جای دیگه، ته نداره و الکی فقط خودمو هدر میدم...فشارایی که رومه منو تبدیل به این موجود بی روحی که میگم کرده،، ننه بابام چندسال پیش طلاق گرفتن از زمان کودکیمم اینقدرررر ترور شخصیتی و کتک خوردم ازشون که الان باوجود اینکه ۲۵ سالمه خودمو یه آشغال بیمصرف بیشتر نمیدونم وهمیشه حرفای ننه و بابام تو مخم تکرار میشه.... از طرفیم اعتقاداتم اجازه نداد ننه مو ول کنم تنها زندگی کنه و رنج بکشه،،، ازش حالم بهم میخوره ولی چون خدا گفته هواشو داشته باش مجبورم تحملش کنم.... بعد از اینهمه عمر، ینفر پیدا شد عاشقش شدم (چون اهل دختربازی و این چیزا نیستم دنبال دوس دختر و اینا نرفتم...چون اعتماد به نفس نداشتم) خلاصه عاشق این دختر شدم و حتی خواستم باش قرار بزارم قرار گذاشتم گلزارشهدا، که نکنه یه وقتی دستم به خطا بره گفتم حداقل بریم پیش شهدا نه کافی شاپ.... یبارم بهش دست نزدم و .... ولی به بدترین شکل شکست عشقی خوردم... اینم از دومین شکست...الانم ۴-۵ ساله که عین خر دارم کار میکنم ولی دو قرون پول ندارم واسه خودم ادم باشم..نه سیگاری م نه رفیق باز نه.... ولی خرج زندگی مشترک خودمو ننه م کردم...تنهایی و بی کسی خیلی بهم فشار میاره و دهنمو سرویس کرده...هیچچچچچ امیدی به آینده ندارم و دوس دارم همین الان ماشین زیرم کنه بمیرم خلاص شم ازینهمه درد... چون میترسم اگه خودکشی کنم برم جهنم، بارها از خودکشی دست کشیدم ولی یادم نمیره از زمانیکه 13 سالم بود بارها و بارها دست به خودکشی زدم ولی پا پس کشیدم.....هرروز میرم سرکار ولی بخدا تمام روز احساس خستگی یی دارم تو روحم که دوس دارم سالها بخوابمو بیدار نشم...یه روز یکی بیاد با مهربونی بیدارم کنه دستمو بگیره بگه داش رضا،، تو از توی سیاهچال در اومدی،پاشو عزیزم روزای سیاه دیگه تموم........... من عین یه ماهی ام که برعکس بزاریش تو لیوان...ینی سرش تو آبه و بدنش بیرون از آب...بقول معروف، زنده س ولی زندگی نمیکنه.....میدونی؟ شاید نتونستم حال زارمو خوب توضیح بدم...ولی بقرآن شبای جمعه هفته به هفته میرم هیئت، تو دلم میگم یا امام حسین ع، آقا بزن تو سر ما آدم شیم، یا ما رو بکش راحت شیم.....ولی هیچ...نه اهل بیت و خدا رو دارم، نه عشق دنیا رو کردم...شدم عین خوارج... نه عشق اینورو کردیم نه عشق اون دنیارو....تو رو خدا منو راهنمایی کنید ولی نه روانشناسانه!! بلکه جوابی که عمق وجودتون باشه و خودتون درک کنید من چی دارم میگم نه اینکه صرفا پاسخی بدین که دیگران میگن یا تو کتابا نوشته...اگه کمکم کنین، من واقعا چیزی ندارم جز اینکه دعا کنم خدا ایشالا شمارو هم مدد بده که کسیو که رسیده ته خط کمک کردین...به قول شاعر: " ما آخر خطیم، اون ور تر ش...".........
۴ پاسخ۱۶۱ بازدید
1401/03/18
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17244
واقعا مردم رد دادن و همدم از مردم بدتر . خوبه نوشتم چجور فردی میخوام اونوقت فردی که هیچ جوره سنخیتی با من نداره . چرا باید بهم درخواست بده. یه وقت رو دل نکنه دهه پنجاهی هست و دهه هفتادی میخواد و تازه سابقه ازدواج هم داره و دختر بدون سابقه ازدواج میخواد.
۳ پاسخ۱۹ بازدید
1401/03/18
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 17229
خواستگارم می خواد که شاغل باشم<br>به نظرتون برای ازدواج مناسبه؟
۲۷۲ پاسخ۶٬۲۰۱ بازدید