پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/06/26
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج دیرهنگام
با سلام
خانمی هستم ۴۷ ساله. کارشناسی ارشد، از ظاهرم کم سن تر نشان میدم و از زیبایی و سلامت ظاهری نسبی برخوردار هستم. سابقه نامزدی ناموفق چندین سال قبل داشتم و به خاطر اتفاقاتی که افتاد دیگه خیلی به ازدواج فکر نمیکردم. بعد از فوت پدرم به این نتیجه رسیدم که همه خواهرها و برادرم زندگی خودشون رو دارند و من هم به فکر ازدواج افتادم.ضمن آشنایی با آقایان حتی آقایونی که قبلا ازدواج کردند و حتی از زندگی قبلیشون فرزند دارند با این سوال مواجه شدم که چرا تا حالا با توجه به شرایط موجود ازدواج نکردم و انگار چالشی رو در ذهن اونها ایجاد میکند. من چه جوابی باید به اونها بدم که هم صادقانه باشه و هم برای اونها سوتفاهم ایجاد نکنه.
با تشکر
۳ پاسخ۱۳۰ بازدید
1404/06/12
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج سوم
سلام من ۳۷سالمه بعد دوبار طلاق گرفتم دومی سال ۹۷بوده و دخترم ۱۷سالشه و شدیدا مخالف ازدواج منه چون باباش اعتیاد داره و فکر میکنه من رو هم ازدست میده الان هم خواستگاری دارم طرفم یه بچه ۷ساله داره اما خودم اصلا شرایط نگهداری یه بچه دیگه رو ندارم ممنون میشم کمکم کنید
۳ پاسخ۸۷ بازدید
1404/05/26
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
آیا این طرز فکر خوب است که با ازدواج مجدد در سن ۳۵سالگی از یه شهر دیگر مفید خواهد بود یا اینکه با صبر پیشه کردن اگر عمری بود در سن ۴۰تا ۴۵اقدام کنم بهتر است؟
۳ پاسخ۸۸ بازدید
1404/05/26
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
رد خواستگار بخاطر اختلاف سنی
سلام وقت بخیر
من خانم ۴۸ ساله و کارمند ومذهبی هستم ۷ساله که شوهرم فوت کرده ودوتا بچه بزرگ دارم مشکل من اینه که تمام خواستگارم کوچیکتر ازخودم بوده از۵سال گرفته تا ۲۰سال که همش و بخاطر اختلاف سنی رد کردم .تاحالا هیچ خواستگاری همسن خودم نداشتم اینم بگم ظاهرم طوریه که ۱۵سال کوچیکتر ازسنم نشون میده دوماه پیش یه خواستگار داشتم ۱۴سال کوچیکتر ازخودم بود میگفت بچه دارنمیشه خانمش هم به همین دلیل ازش جداشده بخاطر تفاوت سنی خیلی مقاومت نشان دادم اما قبول نکرد گفت من مشکلی ندارم میخواست عقد کنیم اما من قبول نکردم جهت آشنایی صیغه ۶ماهه کردیم درمورد بچه دارنشدنش گفت که ژنتیکیه که اسپرم آقا مشکل داره ونمی تونه خودش و به تخمک برسونه ومن فکرمیکنم که آزمایشگاه بارور میکنن وبه رحم خانم میفرستن درواقع حل شدنیه ودوم اینکه گفت سالی دوسه بار (درمناسبتها مشروب میخوره) بخاطر این دوتا مشکل میخوام بهم بزنم هرچی به خودش میگم احتمالا بتونی بچه دار بشی بروایه خانم جوون ازدواج کن برات بچه بیاره قبول نمیکنه میگه اگه قابل درمان هم باشه من بچه نمیخوام بخاطر این دوتا دلیل میخوام بهم بزنم اما طرف اصلا قبول نمیکنه اولا میترسم بعدا پشیمون بشه دوما بخاطر مشروب خوردنش.لطفا من وراهنمایی کنید واینکه من خواستگارم همش کم سن هستن چیکارکنم؟آیا با فرد کوچیکتر ازخودم ازدواج کنم؟ همشون هم موقعیت شون اوکی بوده ازهرلحاظ.اینم بگم این آقا هم جز این دو مشکل آدم خوبیه
۳ پاسخ۱۴۹ بازدید
1404/05/24
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
خواستگار
خواستگاری داشتم که واسطه گفته بود طلاق کرفته،بعدا متوجه شدیم طلاق نگرفته و دوسال خانمش ترکش کرده،به خواستگار گفتم تا وقتی که تکلیف همسرش مشخص نشه،مراحل شناخت ادامه پیدا نمیکنه...در ابتدای امر با ابراز علاقه و حرفهای جنسی او مواجه میشدم که به شدت ناراحت کننده بود،و اعتراض میکردم که نباید جنسی صحبت کنی،حتی یکبار تصویر آلت تناسلیش رو فرستاد...که به او جواب منفی دادم ..چون منطقم میگفت چارچوب رو رعایت نمیکنه،دو تا فرزند داشت،مجدد ارتباط بعد از چند بار جواب منفی شکل میگرفت،منظور از ارتباط پیامی،گویا بلد بود چطور با زبان آدم رو راضی کنه...حتی یکبار گفت که دو الی سه بار به رابطه جنسی در روز احتیاج داره و در هفته چهار بار،وقتی پرسیدم که اگر خانم شما این حجم رابطه رو نتواند،با این اتهام مواجه شدم که وسواس فکری داری یا اینکه مگه تجربه داری که میگی شاید خانم نتونم...آیا این آقا سالم و طبیعی بوده؟و متوجه شدم از رفتارها و صحبتها که آقا قصد داشته من رو از نظر عاطفی به خودش وابسته کنه که یا به عنوان همسر دومش بشم یا مثلا صیغش بشم،حتی پیشنهاد صیغه هم داد...بعد از مدتها که بهش جواب منفی دادم و عقلم میگه مناسب نبوده،گاهی به خاطر ابراز علاقه هاش احساس وابستگی برام پیش می یاد،چه کار کنم؟
۳ پاسخ۱۴۸ بازدید
1404/05/19
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ازدواج
سلام وقت شمابخیر. من قبلا ازدواج کردم و الان خواستگاری دارم که۳۶ ساله هستن و ایشون قبلا با خانومی که بیست سال از خودش بزرگتر بوده صیغه بوده و دوسال آخر ایشون رو عقد میکنه الان حدود شیش ماهه جداشدن. بشدت عاطفی هستن. مشاوره رو قبول ندارن و نمیان .فقط میگن رابطه و عشق مهمه بقیه چیزها حاشیه هست مثلا میگن دوماه صیغه کنیم اگه عاشق هم شدیم بعد خودمون دوتا بدون خانواده عقد کنیم حتی حاضر نیستن با خانواده خواستگاری بیان و میگن باخواهرشون میان دلیلش رو هم میگن ما دیگه نیاز به این حرفها نداریم سنمون گذشته یا قبلا تجربه داشتیم و... ممنون میشم راهنماییم کنید که اصلا ازدواج با چنین فردی درسته؟
۳ پاسخ۱۴۴ بازدید
1404/05/18
ناشناسخانواده و روابط
سختی ازدواج مجدد
با سلام<br />37 ساله ام و 2 سال دوباره مجرد شدم و خیلی دوست دارم ازدواج کنم اما وقتی فکرشو میکنم میبینم از اینکه بخوام دوباره از صفر شروع کنم ، حوصله ی سر قرار رفتنهای مکرر و آشنایی و خواستگاری و انواع و اقسام مراسم وخرید وسایل منزل و انوع خرده فرمایش خانواده خانم را عملی کنم را ندارم حاظرم یک چک بکشم بدم یک نفر برام کارهارو راست وریست کنه بریم سرخونه زندگیمون.
۴ پاسخ۳۷ بازدید
1404/05/14
ناشناسخانواده و روابط
دختر مناسب برای ازدواج
سلام<br />39 سالمه وتک پسر خانواده، سه سال جداشدم خیلی دوست دارم بچه داشته باشم و میبینم سنم داره زیاد میشه و تو این مدت دختر مناسبی پیدا نکردم ،البته یک اشکال هم هست و اون اینه چون صورت گردی دارم کمتر از سنم نشان میدم همه فک میکنن زیر 30 سالمه از طرفی برای خودمم هم دخترهای کم سن زیر 30 سال جذاب هستن که سه چهار مورد پیشنهاد دادم خودم خوشم نیومد یا درجلسه دوم سوم اونا کنسل کردن.<br /> والا نمی دونم چون قیافم کم سن نشان میده زیاد جدی نمیگیرن یا میفهمن مطلق هستم، از طرفی فامیل و آشناها دخترهایی که برام انتخاب میکنن جذاب نیستن یا سنشون 35 به بالاس! <br />هم سن وسالهام یا حتی از خودم خیلی کوچکتر رو میبینم بچه بزرگ دارن افسوس میخورم ، دلم لبریز از عشقه و میخوام عشقم رو به همسر و بچه هام نثار کنم. همسر قبلیم به خاطر سوسول بودن و بچه ننه بودن ازم جداشد و گرنه همدیگر رو دوست داشتیم.<br />لطفا راهنمایی کنید آیا مسیر رو اشتباهی میرم یا درسته میرم فقط باید ناامید نشوم ؟ یا انتخابام اشتباه یا اختلال روانی دارم؟<br />سپاس فراوان
۴ پاسخ۳۰ بازدید
1404/05/12
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
طرح موضوع علت طلاق
سلام.
به تازگی از طریق واسطه یک خواستگار رو پیشنهاد دادن که موقعیت مناسبی دارن
اما ایشون به مدت ۴ سال زندگی مشترک داشتند و جدا شدند.
راهنمایی که از شما بزرگوارن دارم اینکه بفرمایید من چه زمانی(جلسه چندم اشنایی) باید علت طلاق رو از ایشون بپرسم
و به احتمال زیاد جوری ایشون مطرح میکنند که قطعا خانوم مقصر طلاق بودن
چطور میتونم متوجه بشم که چند درصد از صحبت های ایشون صحت داره؟
و اینکه علت طلاق به هر دلیلی بوده چطور متوجه بشم که ایشون تونستن حالات روحی خودشون رو بهبود ببخشن؟
ایا این افراد مشخصه رفتاری خاصی دارند؟
۳ پاسخ۸۸ بازدید
1404/05/12
ناشناسخانواده و روابط
با ناسپاسی و ناسازگاری فرزندانم چه کنم؟
سلام و عرض ادب و احترام به شما مشاوران محترم که خالصانه و بی اجرت و مزدی زحمت می کشید و وقت خود را صرف بهبود مردم و جامعه می کنید.<br />بنده حدود دو سال پیش از همسرم طلاق گرفتم. دو فرزند دارم . یک دختر22 ساله و یک پسر 17 ساله<br />با نیاز خودم به یک همدم و با موافقت فرزندانم، سال پیش ازدواج مجدد داشتم.<br />گذشته از این که پسرم توسط مادرش تحریک شده بود و تا مدتی ناسازگاری می کرد ولی رابطه اش بعد از آن با من و همسرم خوب شد. دخترم هم که از ابتدا رابطه ش بد نبود هرچند در بعضی از مواقع یک سری برخوردهایی بود که ناشی از دیدگاه ها و عملکردهای متفاوت باهم بودند.<br />فرزندان من تحت تربیت مادرشان و تا حدودی ضعف عملکرد خودم، فرزندان پرتوقع و تنبل بار آمده اند بصورتی که حتی کارهای شخصی شان را مادرشان و نیز من انجام میدادیم. (برای مثال تمیز کردن اتاق شخصی - خرید نان و غیره در حد لازم - مرتب کردن کم و لباس های شخصی). حتی طوری بود که مدت یک سالی که مجرد بودم خودم قبل از رفتن سرکار غذای ظهر و بعد از برگشتن از کار، شام را می پختم. حتی در شستن ظرفها نیز مشارکت نداشتند.<br />بعد از ازدواج مجدد، همسرم با راهنمایی همسرم و اینکه متوجه اشتباهم شدم، بعضی از کارهای خانه را از بچه ها مطالبه کردیم (در حد خیلی کم مثلا پهن کردن و جمع کردن سفره و آوردن ظروف غذا با یکی و شستن ظرفها با نفر دیگر یا گردگیری قبل از جارو کردن با دخترم باشد- خرید نان با پسرم - همینطور مرتب کردن اتاقشان). قبلا از لحاظ مالی هم پول تو جیبی هفتگی داشتند و حتی خریدهای شخصی موردی هم که انجام میدادند هزینه اش را پرداخت می کردم (مثل خریدن جوراب و تی شرت و وسایل بهداشتی و غیره شخصی) و بعد از این تغییر رویه، این منابع مالی رو هم به تدریج کم کردم (البته قطع نشد ولی مقداری سخت گیری کردم)<br />اوضاع کجدار و مریض به این صورت می گذشت تا اینکه در طول دوره جنگ 12 روزه، دخترم عنوان کرد که استرس دارد و نمی تواند تهران بماند و خواست که بروند شهرستان. خانواده پدری مادرشان هم با آنها نرفته بود و عنوان کرده بود که به خاطر بچه ها در تهران مانده. دخترم پافشاری شدید که مادرمان به خاطر ما نرفته و باید ما با مادرمان به شهرستان برویم. این موقعیت مصادف بود با بستری شدن مادرم و وخامت حال او که در سی سی یو بستری بود. ما دو خودرو داشتیم که هردو برای من بود ولی یکی را که از شرکت خریده بودیم به نام دخترم بود. و برای دانشگاه و رفتن جایی داده بودم و استفاده می کرد. اصرار داشت که با خودرو به همراه مادرشان به شهرستان بروند (من بخاطر وخامت حال مادرم نمی توانستم بروم و نیز اینکه مادرشان را هم میخواستند با خودشان ببرند). من بخاطر شرایط و عدم آشنایی با جاده مخالفت کردم و این شد شروع ناسازگاری دخترم با ما.<br />هرچند که همان شب اطلاع دادند که مادرم فوت کرده و فردای آن روز رفتیم مراسم خاکسپاری و شب مراسم . فردای بعد از خاکسپاری به همراه یکی از آشنایان بچه ها و مادرشان را راهی شهرستان کردم و خودمان هم با خودروی خودمان رفتیم. بعد از آن دخترم بنای ناسازگاری را گذاشته و در خانه تنش داریم. طوری که جدیدا وقتی که به خانه مادرشان رفتند و آمدند، پسرم هم با او همراه شده و با هردو مشکل پیدا کردیم.<br />این را هم بگویم که همسرم خیلی ملاحظه شان را می کند و برخوردی هم با آنها ندارد غیر وقتهایی که برای انجام کار شخصی شان صحبتی باشد.<br />الان هم که فقط ظرفهای خودشان را می آورند و می برند و می شویند.<br />کلا با ما ارتباط کلامی و همنشینی ندارند.<br />لطفا راهنمایی کنید چه کار کنیم.
۴ پاسخ۶۳ بازدید
1404/05/05
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
سلام وقت بخیر من جداشدم چطور میتونم کسی که هم شرایط خودم هست را پیدا کنم؟
۱ پاسخ۹۳ بازدید
1404/05/04
ناشناسخانواده و روابط
مشاوره قبل ازدواج
سلام و عرض ادب خدمت شما
بنده خانمی هستم متولد 54 سال 97 جدا شدم، در این مدت خواستگار زیاد داشتم ولی هیچکدامشان مناسب من نبودن پشیمان نیستم ک جواب منفی دادم،
ولی از تنهایی کلافه شدم. دوست دارم ازدواج کنم
کیس مناسب نیست، در حال حاضر خواستگاری هست ک البته از طریقه فضای مجازی آشنا شدیم.
محاسن و معایب این شخص 50 در 50 هست،
ولی من تا حدودی خوشم ازش میاد و متقابلا طرف هم بمن علاقه داره ولی چیزی که من رو از آینده ترس دارم. همه خواستگار ها ی مشکلاتی دارند و اگه قبول نکنم. پس باید بپذیرم ک تا آخر عمر تنها باشم.
یا مثلا همین خواستگاری ک در حال حاضر دارم و تا حدودی قلبن پذیرفتم باهاش ازدواج کنم.
ایشان 47 ساله هست سال 1402 جدا شده و دو فرزند پسر داره ک با مادرش زندگی میکنند،
سابقه دو سال زندان داره به دلیل قاچاقچیان مواد مخدر و اکنون بدلیل سکته قلبی ک در برج 11 1403 براش پیش اومده مرخصی بهش دادن و البته قبلأ هم به قید سند زندان جهادی بوده وقتی تحقیق کردم و متوجه این موضوع شدم دچار تردی شدم ک آیا ازدواج با ایشان به طور حتماً میتواند برای من مشکل ساز باشد، خودش میگه برای حسن نیتم بهت ثابت کنم ی خونه شیراز داره ک میگه بنامت میزنم،
و اصرار داره ک با من ازدواج کنه ولی سر در گم هستم نمیدونم باید چکار کنم راه درست چیه
ایشون شخصیت برونگرا یی دارند و خیلی شوخ هست، دو شیف کار میکنه مسعولیت پذیر ه تا حدودی دست ودل بازه روحیه من رو خوب درک میکنه خیلی تو گذشته نیست و انگیزه از نوع ساختن زندگی رو داره،، (معایب ایشان هنوز درگیر قانون هست، سکته قلبی کرده و فشار خون داره و سود جوش میاره اگه من کوتاه بیام پشیمان میشه و معذرت خواهی میکنه، بیمه ندارد ک بفکر بازنشستگی باشم. ی مقدار دروغ گو هست
لطفاً خواهشاً راهنمایی کنید ممنون میشم.
،
۳ پاسخ۱۰۰ بازدید