پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/02/05

سلام من جدا شدم دنبال یک خانم هستمم

من دلم میخواد با خانم آشنا بشم ازدواج کنم
1404/02/04

جطوري دختر پیدا کنیم

چطوری ی خانم پیدا کنم
1403/12/24

سوال 996840

خواهر گلم این فضای مجازی و ....گولت نزنه که بخاطر لحظه ای خنده و شادی و تفریح کنار یه پسر یا به قول خودت دوست پسر که در آینده می خواد نامزدت بشه که اون هم مشخص نیست کل عمرت به فنا بره چه از لحاظ روحی و روانی چه جسمی ماپسرا هم جنس خودمون رو بهتر از شما می شناسیم . وقتی روانشناسی معروفی توی کلیپ می گفت یه پدرومادری دخترشون رو آوردن که مادره گفت دخترم خیلی می ترسه چون فلان روز امتحان ریاضی داره ترس لرز و گاهی گریه می کنه بخاطر امتحان ریاضی هفته بعد. تا اینکه روانشناس به مادره گفت دخترت رو بفرست پیش من و خودتون بیرون منتظر باشید وقتی دختره اومد دیدم ترس و لرز داره انگار یه ترس معمولی نبود و از یه چیزی وحشت داشت تا اینکه گفت دخترم موضوع چیه بخاطر چی می ترسی گفت امتحان ریاضی دارم دوباره روانشناس گفت ببین من می دونم امتحان ریاضی ترس داره اما نه اینقدر که تو وحشت کردی خب نهایت تلاشت رو می کنی تهش اینه که قبول نمیشی گفت راستش رو بگو الان خودت هستی نه پدره و نه مادر گفت اگه راستش رو بگم به خانوادم چیزی نمیگی روانشناس گفت بگو گفت من سه ماهه حامله هستم ......... این داستان واقعی شاید برای برخی درس عبرت بشه که نگذارند خیلی دیر بشه انشالله خدا آخر عاقبت همون رو خدمت به خیر کنه ... سلامتی همه خواهران هم وطنم یا علی
1403/12/15

عصبانیت همسر

شوهرم وقتی عصبانی می‌شه، نه داد می‌زنه، نه چیزی می‌گه، فقط سکوت می‌کنه. گاهی دو سه روز باهام قهره، بدون اینکه حتی بگه از چی ناراحته. نه پیام می‌ده، نه جواب حرف‌هامو می‌ده. منم واقعاً نمی‌دونم باید چیکار کنم. وقتی اینجوری می‌شه، حس می‌کنم ازم فاصله می‌گیره و این منو خیلی اذیت می‌کنه. بارها تلاش کردم حرف بزنم، ولی اون یا بی‌تفاوت نشون می‌ده یا اصلاً گوش نمی‌ده. نمی‌دونم واقعاً توی همچین شرایطی باید سکوت کنم، برم سمتش، یا صبر کنم خودش برگرده. خیلی خسته شدم از این مدل رفتار. واقعاً بلد نیستم چطور باهاش ارتباط برقرار کنم وقتی تو حال خودش فرو می‌ره. می‌تونید راهنمایی‌م کنید؟
1403/12/06

سوال 996672

سلام چطور باید فهمید ک من برای ازدواج مناسب هستم یانه؟و یا اینکه مجرد بمانم بیشتر ب صلاحم هست؟
1403/12/05

سوال 996660

سلام من می خوام روابطم با همسرم بهتر بشه چه کنم
1403/07/26

سوال 995512

سلام خسته نباشید من برای تنظیم ساعت بیولوژیک بدنم موقتا از ملاتونین 3 استفاده می کنم و کمتر از دوز 3 خوابم نمی گیرد اما روز بعد دچار بی حالی و کسالت می شوم و مغزم و ذهنم کند و سست می شود و خوب کار نمی کند شاید ملاتونین باعث سردی مغز می شود به هر حال ذهنم خیلی خسته و بی انژری می شود و این در حالی است که باید کار فکر زیادی انجام بدهم و زیاد درس بخوانم از دیدگاه طب سنتی چه راهکار سریعی برای قوی کردن ذهن در زمانی که ملاتونین مصرف می کنم وجود دارد؟ آیا انفیه و یا بخور نعناع بابونه آویشن می تواند مفید باشد؟
1403/07/22

سوال 995492

ادامه صحبتم آقا جانم این آقا چند بار رد کرده بودن من نمیدونستم تاخودش گفت این کار کردم تانتونی ازدواج کنی به آقاجانم فحاشی کرد
1403/07/09

سوال 995411

با سلامهفت روز پیش از همدم آقایی با تفاوت سنی ۷ سال درخواست آشنایی داشتند من ترجیح دادم از ابتدا شماره رد و بدل نشه و آشنایی اولیه از اتاق دیدار باشه. ولی آقا این روند آشنایی رو نپذیرفتند.و اینکه از لحاظ فرهنگی تفاوت داشتیم ایشون اهل شهرستانی دور از ما بودند و شغلشون ایجاب می کرد در شهر ما ساکن باشن.و خودشون رو از خانواده سطح بالای اقتصادی معرفی کرده بودند در حالی که من در خانواده متوسط و با قناعت بزرگ شدم هر چند در حال حاضر شاغل هستم و موقعیت مالی و اجتماعی خوبی دارم به نظرم اومد این تفاوت سطح خانواده ها مشکل ساز باشه. بنابراین از معرف خواستم معرفی رو رد کنند. الان نشخوار فکری پیدا کردم که کاش با ایشون آشنا میشدم. بعد از این مدت کار درستیه از معرف بخوام معرفی رو به صورتی که مد نظر آقا بوده پیگیری کنند؟ اصلا به نتیجه اش امیدوار نیستم
1403/06/27

سوال 995320

من ۱۲ سال پیش وقتی کنکور دادم و رتبه خوبی بدست آوردم بخاطر یه مشکل شخصی رفتم غیرانتفاعی شهر خودمون خیلی برام مهم بود ارشدم رو برگردم دانشگاه های روزانه چون دلم می خواست تو محیط دانشگاه ازدواج کنم می خواستم جایی باشم که بهش تعلق دارم اما بخاطر چادری بودنم آنقدر استاد و همکلاس اذیتم می کردن مریض شدم ارشدمو مجبور شدم تو شهر خودم بمونم و سطحش پایین بود، استاد نداشتم یه مقاله بنویسم، بعد فارغالتحصیلی ۴ سال تنها فقط روی یه مقاله وقت گذاشتم برای دکترا، بخاطر اینکه این مسئله روی ازدواجم تاثیر گذاشته بود ناراحتی می کردم، همین باعث شد انواع بیماری جسمی رو بگیرم، تا اینکه فکر کردم برم ارشد دوم بگیرم تو دانشگاه های سراسری با استادای اونجا مقاله بنویسم، بخاطر فشارهای عصبی، نمراتم کم میشه، سه ساله نتونستم یه استاد اینجا پیدا کنم باهاش مقاله بنویسم به هرکی هم شرایطمو می گم می گه خودت راهو اشتباه رفتی!
1403/06/25

سوال 995309

با سلام و احترام مجددسوالی قبلی من با شماره 995293 بودببینید قضیه این است که هر چند من می توانم تا 2 سال آینده شروع به درآمدزایی کنم و اتفاقا درآمد خوبی هم داشته باشم اما هر چند به فعالیت در آن کاری که می خواهم انجام بدهم بی علاقه نیستم اما روانشناسی را خیلی بیشتر میپسندم و دوست دارم بدون اینکه تمرکزم روی مسئله و کار دیگری باشد فقط روی روانشناسی تمرکز کنم و کاملا غرق این رشته شوم دوست دارم با این رشته زندگی کنم و از تک تک لحظاتی که با مطالعه روانشناسی میگذرانم لذت ببرم و علاقه ای ندارم ترس از تبعات آینده این کار همچون بالا رفتن سن و ازدواج این لذت را از من بگیرد تنها مشکلی که وجود دارد عرف سن ازدواج در جامعه ما و نگرانی خانواده از این تصمیم من است وگرنه برای خود من اولویت با تحصیل در روانشناسی استبعید می دانم این لذت را بتوانم همزمان با انجام شغل دیگری و همزمان با اینکه ازدواج کرده و مسئولیت قبول کرده ام تجربه کنم
1403/06/18

سوال 995236

سلام و وقت بخیر، دوستان وقتی بچه‌دار شدین، رابطه‌تون با همسرت تحت تأثیر قرار گرفت؟ احساس می‌کنی این تغییر مثبت بوده یا بیشتر چالش‌زا؟

صفحه 25 از 30