من کسی تو رابطه بودم ک هم زن داشت هم بچه داشت ولی خیلی دوسش داشتم بهش وابسته بودم از یطرفم قلبم راضی نبود ببینم با بچهاش اینجور بشه ولی بعدش از هم جدا شدیم دوباره برگشته
سلام وقتتون بخیر من و مادرم متوجه خیانت پدرم شدیم و من دخالتی در تصمیمات مادرم نمیکنم و گذاشتم بین خودشون این قضیه رو حلش کنن و پدرم نمیدونه که من میدونمولی اسیب روحی شدیدی بهم وارد شده نمیدونم چطور باهاش کنار بیام از اینور هم خواستگار برام میاد و هی فکر میکنم در اینده ممکنه این اتفاق هم برام بیوفته و حال روحیم داغونه چیکار کنم برای خودم بنظرتون😢
من اشتباه کردم در مورد درآمد و داراییم به خواستگارم گفتم اونم طمع کرد و برای از دست ندادن من کلی دروغ گفت و پنهان کاری کرد. اگرچه بالاخره دورغاشو درآوردم با یه سیاستی ولی خب وقتم تلف شد و وابستش هم شدم الان با اینکه جواب رد دادم و می دونم آدم دروغگوییه ولی هی بهش فکر میکنم و یه تصویر خیالی ازش تو ذهنم میسازم ک آدم خوب و درستیه. با اینکه میدونم محبت کردنش هم حتی اغراق بود و خیلی واقعی نبود انگار یه چیزی گم کردم یه چیزی کم دارم.... دخترا حواستون باشه تا جاییکه ممکنه بهتر طرف نفهمه شما وضع مالی خوبی دارید
سلام من ۳۷ سالمه معیار من برای ازدواج که خیلی مهم متدین بودن و نماز خوندن طرف تا بعد معیارهای دیگه رو مد نظر بگبرم ولی هیچکدوم از خواستگارهای من این معیار نداره و خونواده ام منو به سخره میگیرن میگن این معیار ول کن چیزهای مهمتری هست من واقعا دیگه دارم شک میکنم به همه چی این دنیا چکار کنمو
سلام وقت بخیر من حدود ۴ساله طلاق گرفتم ۳ساله با یه اقا اشنا شدم با همیم اوایل قصد ازدواج داشت باهم بودیم خانواده ها در جریان بودن من سه تا بچه دارم پیش پدر شون زندگی میکنن دوسال پیش وقتی میخواستیم ازدواج کنیم دختر بزرگم نذاشت میگفت برگرد سر زندگی خودمون ولی من برنگشتم مادر پسره هم ترسید برا اینده حالا دیگه نمیزاره ازدواج کنیم ما همچنان با همیم دور از همم هستیم یکی دوتا کیس اومده سر راهم ولی من به خاطر اون اقا نمیتونم به کسی دیگه فکر کنم اونم دیگه قصد ازدواج نداره لطفا راهنماییم کنید خیلی از لحاظ روحی داغونم