من فردی پاک وباشخصیت هستم ازدواج کردم خانمم رضایت داده ازدواج مجدد کنم وشغل آزاد دارم وخانمی شاغل وطلاق گرفته میخام صادق دوستم داشته باشه آخه پیش خودشان هم زندگی میکنم خانم قبل خودشان شاغل هستن
من ۲۷ساله هستم حدود دوماه پیش دو تا خواستگار داشتم بایکی از خواستگار ها بعد از دو جلسه ملاقات حضوری وارد رابطه ی آشنایی شدم به خاطر شرایط من که مجبور بودم شهرستان باشم ابتدا از طریق چت باهم صحبت میکردیم اما بعد از حل مشکلم یک جلسه ی دیگه ملاقات حضوری باهم داشتیم همه چیز از نگاه من خوب پیش رفت اما بعد از اون ایشون اعلام کرد که دیگه نمیخواد ادامه بده و منصرف شدهخانواده شون خیلی ناراحت بودن و میگفتن از این قضیه عذاب وجدان دارن و میگفتن خود اون آقاهم خیلی ناراحته و...بعد از اون خیلی بهم سخت گذشت خیلی ناراحت بودم از طرفی بااینکه اونا گفته بودن که اشکالی از طرف من ندیدن بازهم نگاه اطرافیان خیلی اذیتم کرد. به اون آقا علاقه مند شده بودم و بااینکه در خانواده ام مخالفت هایی وجود داشت ایشونو میپسندیدمتمام سعیمو کردم که اون آقارو فراموش کنم و به خودم گفتم حالا که نشده دیگه باید همه چیو فراموش کنم و از نو زندگیو شروع کنم اما حس بدی دارم حالم خوب نیست دیگه اصلا به اون آدم فکر نمیکنم ولی نمیدونم چرا احساس نشاط ندارم قبل از اون خیلی سرزنده بودم همه میگن تغییر کردم دارم تلاش میکنم برگردم به زندگی ولی این حرفای بقیه همش اذیتم میکنه و نمیذاره اتفاقی که افتاده رو فراموش کنم چی کار باید بکنم؟من میخوام همون دختر سابق بشم شاد و سرزنده و باعزت نفس
من قبلا سوال عمومی پرسیدم و شما جواب دادید. از همسرم جدا شدم و دو قلو دارم که دخترم اوتیسم داره و ۱۶ سالش هست. پوشک می شه و حرف نمی زنه.الان پیش مادرخانومم هست.من مشهد هستم.در سایت معتبر و قانونی غیر از اینجا(اینجا فعالم نکردند هنوز) موردی پیدا شده که کارمند هستند ولی اهل شهر ی نزدیک مشهد. با ایشون دو جلسه حضوری داشتیم، مثل خود من مذهبی و بسیار فداکار و دلسوز و مهربان. ولی چهره ایشون کمی چشم بادومی هست. پدر و برادرهای ایشون کارگر و جوشکار هستند و من خودم دکترای مهندسی و استاد دانشگاه دولتی هستم. خواهر متخصص قلب، برادر دامپزشک، برادر دکترا از آمریکا و....دارم. ایشون شدیدا به من علاقه دارند و می گن از اخلاق و مذهبی و احساسی بودن تو خوشم میاد. من به خاطر چهره ایشون رو نپسندیدم و عاشق نشدم و بهشون هم غیر مستقیم گفتم دلم نلرزیده ولی گاهی هر ده روز به بهانه ای پیام میدن. می دونم از نظر اخلاقی خوبن ولی من نمی خوام هم خونواده شماتتم کنند و هم جذابیتی برام نداشته باشن.از طرفی در همون سایت بسیاری موارد شاید ۱۶ مورد درخواستم رو بدون رد و بدل پیام رد کردن و دک سه مورد هم بعد از شنیدن شرایط من رد کردن.لطفا راهنماییم کنید.در همین سایت همدم در مورد ظاهر نوشته بود که آیابه بقیه نشونش می دبد؟می تونید تصور کنید دارید می بوسیدش و بغلش کردید؟من چنین حسی ندارم.