پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/06/25
ناشناسخانواده و روابط
پیام بدم یا نه
سلام وقت بخیر ،بنده38 سالمه ،و طرف مقابل42 ما با هم یک جلسه صحبت داشتیم و قرار شد ایشون جواب مثبت یا منفی رو برای ادامه اشنایی اعلام کنن. ولی الان دو روز شده که هیچ خبری ندادن. میخواستم راهنمایی کنید آیا بهشون پیام بدم یا اینکه بیخیالش بشم .
۳ پاسخ۹۸ بازدید
1404/06/25
ناشناسخانواده و روابط
رد و بدل کردن شماره
سلام وقتی خواستگاری در همسریابی اوکی می شود و رابطه ها با هم در تماس اند آیا رد و بدل کردن تلفن دختر و پسر درست است؟ یعنی اونا هم خودشون با هم مکالمه یا چت داشته باشند وقرار بذارند ؟ یا اول دختر و پسر و رابطه ها با هم قرار بذارند بعد اگر خوششون اومد تلفنشان را ردو بدل کنند؟ یک مورد دختر تلفن من رو گرفت گفت عکسامون رو بفرستیم من فرستادم و کلا همه چی رو تمام کرد و حتی عکس خودشم نفرستاد نامرد!
۳ پاسخ۱۱ بازدید
1404/06/25
ناشناسخانواده و روابط
آشنایی با کدام شخص
سلام من دو مورد آشنایی برام پیش اومده شخص اول از نظر سطح علمی بسیار بالاست باهوش و شخصیت کمالگرایی داره اما این اواخر متوجه شدم ایشون قبل از پیشنهاد به من با شخصی بوده که اون طرف بهش خیانت کرده و هنوز هم فراموشش نکرده و در حقیقت شاید به وسیله آشنایی با من بخواد اونو فراموش کنه اما شخص دوم کسی که از نظر اعتقادی به من نزدیک تر و خودم هم ازش خوشم میاد اما متاسفانه به خاطر شرایط خانوادگیش فعلا نمیتونه به شکل جدی پا جلو بذاره یعنی نیتش رو داره اما بلاتکلیف به نظرتون انتخاب صحیح کدوم؟
۳ پاسخ۷۸ بازدید
1404/06/25
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
به هیچ مردی اعتماد ندارم
من چهار ماه پیش بایه آقایی آشنا شدم فاصله مکانی داشتیم مدام به من میگفت تو باید به دیدن من به شهرم بیایی من گفتم ما خانواده مذهبی هستیم اجازه ندارم تنهایی جایی برم قرار ازدواج هم گذاشته بودیم الان رفته کلا از لحاظ روحی به هم ریخته هستم.....
۳ پاسخ۹۲ بازدید
1404/06/23
ناشناسخانواده و روابط
وضعیت مالی
سلام و عرض ادب خدمت مشاوران بزرگوار. دختری ۳۹ ساله هستم که با آقایی همسن خودم حدود ۳ ماه آشنا شدم وقتی آشنایی خانوادهها و دیدن پدرو مادر هم را پیشنهاد میدهم ایشان میگوید هنوز زود است و چی چیزی میخواهی از خانواده من بشنوی؟. این آقا خانهای ۴۰ متری در جنوب شهر اجاره کرده و ماشین ندارند و حقوق ۱۵ میلیونی دارد و فعلا وضعیت اقتصادی ایشون همین قدر است و از طرف خانواده شون هم نمیتواند حمایت شود. خانواده من برای اجاره منزل درصورتی میتوانند حمایت کنند که حمایت از دو طرف باشد یعنی خانواده آقا هم حمایت کنند، خواهرم بزرگترم که متاهل است چندان راضی نیست که از سمت ما حمایت صورت گیرد و معتقده باید حمایت دوجانبه باشد. من هم خانهدار هستم و گاهی کار موقت برایم پیش میاید و مستاجری برایم سخت است و دلشوره میگیرم. به نظرتان صلاح این آشنایی به ادامه دادن است؟ا
۳ پاسخ۱۱۷ بازدید
1404/06/23
ناشناسخانواده و روابط
مشاوره
سلام
من الان حدود 4 ماه است با یک پسری حرف میزنم و پسر میخواد بیاد خواستگاریم پسره با دخترای دیگه رابطه برقرار کرده و اهل مشروبات هست و میگه دیگه میزارم کنار و آدم خوبی میشم نمیدونم چه کار کنم؟
بیاد خواستگاریم یا نه؟ حرفش باور کنم که دیگه نمیره سمت این کارها ؟
باورهای نادرست درباره ازدواجخواستگاریارتباط برقرار کردن با جنس مخالفخوردن مشروبات الکلی تردید_در_انتخاب1+
۳ پاسخ۸۷ بازدید
1404/06/22
ناشناسخانواده و روابط
مشاوره ازدواج
بنده به همراه خانواده جلسه اول خواستگاری رفتم با خانم مورد نظر صحبت شد در مورد شغل با هم صبحت کردیم شغل خودم گفتم شغل خانم هم صحبت کردیم ایشان اشتباه برداشت کردن که نمیخوام خانم شغل داشته باشند و میخوام خانه دار باشن در مورد سفر هم صحبت شد بنده گفتم خیلی اهل سفر هستم ولی خانم اشتباه به خانوادشون گفتن که آقا از سفر خوششون نمیاد آیا چنین دختری واسه ازواج فردی مناسبی هست خانواده نجیبی داره دختر هم پاکه میشه منو راهنمایی کنید؟
۳ پاسخ۱۱۰ بازدید
1404/06/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
ازدواج با فردی که اضطراب اجتماعی داره
با سلام خانومی هستم متولد هفتاد. بعد از طلاق دچار اضطراب اجتماعی و پنیک شدم میتونم با فردی که این شرایط رو داشته باشه و مثل خودم اضطراب اجتماعی و پنیک داشته باشه ازدواج کنم؟
اگه بله چجوری این کیس رو میشه پیدا کرد؟ چون خواستگارهای من بسیار اجتماعی و زن سر زبون دار میخوان.راهنمایی میفرمایید...
۳ پاسخ۶۳ بازدید
1404/06/14
ناشناسخانواده و روابط
ارتباط بگیرم با دختر خانم
ما برای صحبت کردن مهریه وتیکه ها رفتیم صحبت کنیم صحبت شد برادر خانم با بی احترامی به من گفت مردی که شرایط ازدواج را نداره نباید به خواستگاری بااین سن که داری باباش هم میگفت به چه امیدی دختر بدم به شما قبل از خواستگاری من میرفتم تو خونشون شام و نشستن از من سوال میپرسیدن منم واقعیتشو میگفتم وتا ۳ ماه در ارتبااط بودم دختر خانم دوسم دارن اما ارتباط قطع کنم اما با اینکه گذشته دویش دادم نظر شما ارتباط بگیرم باهاش
۳ پاسخ۱۱۸ بازدید
1404/06/14
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
فروپاشی روانی
سلام واقعا دارم به فروپاشی روانی میرسم دیوانه دارم میشم هر خواستگاری سراغ میگیره یا زنگمیزنه حالم بد میشه و عصبی میشم و دلم میخواد همه رو بزنم قبلا اینجوری نبودم یکماهه اینشکلی شدم نمیدونمچم شده با کی دارم لج میکنم هر سری یک بهانه میارم اینکه شغلش فلانه من تحصیلات مهمه البته اینکه خودم ادم بلند پروازی ام هستم بی تاثیر نیست دلم میخواد پیشرفت کنم و خانوادم وقتی ادمی باشه که شغلش خوب باشه و ی لیسانس داشته باشه کافیه و میگن ادمای درسخونده کار ندارن یا عرضه ندارن با خانوادم ابم تو یک جوب نمیره به خدا تحمل سر اومده تحمل زخم زبون و همش گریه گفتن به خاطر اینکه میگی اعتقاد ب رهبری داری همش میرن و نمیان اینارو نگو زندگی این نیس میگن تحصیلات مهم نیست خانوادم حتی من مدرسه فرهنگ قبول شدم گفتن کجا میخوایی بری اینهمه راهو من بچه بودم و چیزی نمیفهمیدم مدرسه به این خوبی رو از دست دادم منو تو همه چیز ازاد میذارن ولی روحیات برونگرایی و بلندپروازی هام به پای بقیه نمیرسه ۲۳ سالمه وکالت خوندم دارم ارشد میگیرم تدریس زبان میکنم رویاهای زیادی دارم ولی روح و روانم داره بهم میریزه قبلانم اینجا کمک خواستم ولی جواب درستی نگرفتم روحیه شاد و پر انرژی م نمیخوام نابود بشه من بین ی عالمه ادم درونگرا ک چالش نمیپذیرن گیر کردم دلم میخواد مثلا برم تهران درس بخونم یا برسم بالا ها
منه ۲۳ ساله مثل یک مرد باید همه مشکلاتموخودم حل کنم فقط انتظار دارن تصمیم درستو بگیرم و اصلا یه کمکی نیس اینکه درک بشم اینکه بدونن زمونه عوض سده دلم میخواست ازدواج خوبی بکنم ولی دیگ کلافه شدم کاش یه ذره درک میشدم باور کنید ت همه زندگیم همیشه خودمو مقصر همه چیز دونستم ی ذزه ب خودم حق نمیدم حوصله زخم زیون ب خاطر اعتقادم به ولایت فقیه دید بزرگم به دینم و ارزوهام ندارم دیگه دارم روانی میشم تهشم هی میگن خودتو بدبخت کن
یه خاستگار. داشتم مثل خودم بلند پرواز و همه اعتقادات عین هم نشد که بشه ناخوداگاه ذهمم پیش اونه تحصیلات بالا و دید پیشرفتانه
باز کسی دیگ بود مهندس بود و من قبول کردم و حتی گفتم مشکلی ندارم ت خونه احازه ای زندگی کنیم واقعا برای مسائل اقتصادی سخت نمیگیرم ولی خودش دیگه نیومد
نمبدوم چرا همه علیه منن😭😭😭 کاش یکی ازین فروپاشی روانی نجاتم میداد
۳ پاسخ۱۲۹ بازدید
1404/06/13
ناشناسخانواده و روابط
فرهنگ متفاوت خانواده با فرزندان
سلام پدر و مادر من تصمیمات نابالغانه و اشتباه زیادی ازشون سرمیزنه و ساده ترین تصمیمات رو نمیتونن بدرستی بگیرن تنش زیاده بینشون گفتگو بلد نیستن ارتباط و تعامل مناسب و طولانی مدتی با دیگران نمیتونن داشته باشن ما ۳ تا بچه ایم که هممون سن ازدواجمون گذشته خواهرم نزدیک ۴۰ برادرم ۳۶ خودم ۳۲ سالمه. بطور خانواده ابرومند و مذهبی هستیم و ازارمون ب کسی نمیرسه اما تو برخورد نزدیکتر چون این تصمیمات درست نیستن باعث خیلی ارتباطات بقیه ماندگار نباش یا از سر رودروایسی باشه.سطح فرهنگ پدر و مادرم متاسفانه دقیقا همون چیزی که ما دوست نداریم با همچین خانواده ای وصلت کنیم و واقعا اذیت میشیم.من و خواهرم کلی خواستگار داشتیم و همرو بخاطر تصمیمات و رفتارشون دور کردن اولش که خاستگارای منو که کوچیکترم تا ۲۷ سالگی رد کردن الانم سن خواهرم بالا رفته خواستگار خیلی کمه و خودمم دارم ۳۰ و میگذرونم و نگرانم.ماهایی که پاسوز پدر مادرمون داریم میشیم و مسئله یکی دوتا نیست که ما بتونیم کاری کنیم از کنترل ما خارجه چیکار کنیم؟ از طرفی از نظز ظاهری بینیم بزرگه و هرکی میاد محترمانه تشریف میبره اغلب از شخصیتم تعریف میکنن ولی چه فایده وقتی میرن.خیلی سعی میکنم عزت نفس و اعتماد بنفس داشته باشم اما دیگه تو این سوال شل کردم واقعا خواست خدا از ما چیه اینکه خوشبختی دیگرانو بشینیم فقط نگاه کنیم؟ ۱۰ سال قبل توکل و توکل و توکل کردیم سعی کردیم رو خودمون کار کنیم رشد کنیم ولی بدون تغییر خانواده بازم چیزی تغییر نکرد و خدا درست نکرد ایندمونو الان تو اینده ۱۰ سال پیش بسر میبریم.
۳ پاسخ۷۸ بازدید
1404/06/13
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
مشاوره فوری فوتی
سلام و خدا قوت
قبلا هم خدمتتون گفتم که با دختر خانمی آشنا شدم از سایت بعد خواستگاری رفتیم خونه شون پیش مادرشون از بچگی زندگی کرده(پدرومادر شون از ۱۰سالگی ایشون و داداشش جدا شدن داداششم پیش پدرشون بوده) که با وجود اینکه من درخواست عکس نکرده بودم عکس پدر برادر و پسر دایی شون فرستاد و بعدش به من گفت عکس بفرستم و من هم برا امکان نداشت چون برا من عکس خواهرام که بهشونم گفتم در مورد عکس خواهرام اصلا و داداشمم نظامی نمیشه و دیگه چیزی نگفتن حالا بعد از ۴ ماه میگن نمیتونم با پدرم دیدار حضوری بزارم چون شغل رسمی ندارین و این همه مدت گفتم دلم میخواد عکس بفرستین نفرستادیم شما خواسته من براتون ارزش نداره
به نظرتون چکار کنم از جهت نماز و پوشش اینا یعنی دینش برام مهم بود پا پیش گذاشتم با این حرفا فکر میکنم کینه ای هستن چون چیزی که چند ماه پیش در موردش بحث نکردن دوباره یادشون افتاده به نظرتون باید تمامش کنیم چون شغل رسمی هم مطرح کردن و چ جور تمام کنم
۳ پاسخ۱۴۰ بازدید