پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297869

با سلام و خسته نباشید آیا با دانستن روز تولد شخص می توان تعیین کرد که نطفه او در چه روزی بسته شده است ؟ با تشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297862

با عرض سلام خدمت خانم آیت اللهی<br>بنده 25 ساله قد 172 و با وزن فجیع 127 كیلو می باشم و فعالیت بدنی ام در حد صفر است و طلبه می باشم و همیشه مشغول مطالعه و درس و بحث و تحرك لازم را ندارم.<br>خواهشمند است رژیم غذایی خوبی را برای این حقیر مشخص بفرمائید تا در اسرع وقت بتوانم وزن خود را كاهش دهم . التماست می كنم كه خیلی زود به سوالم جواب بده چون واقعا دیگه دارم از این وضعیت رنج می كشم.<br>با تشكر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297863

سلام<br>در گوشی های مدل 6131 چگونه می توانم بلوتوس ها و فایلهای دریافتی را مستقیم در حافظه مموری ذخیره كنم و چرا گاهی وقتها فایلها از قسمت پرونده های دریافتی به مموری انتقال پیدا نمی كند<br>با تشكر از زحمات و الطاف شما
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297864

با سلام<br>آیا در اسلام روایتی وجود دارد مبنی بر اینکه مثلا ثواب رفتن به مزار اموات و شهدا در روزهای پنج شنبه بیشتر از روز های غیر پنج شنبه است یا اینکه فرقی وجود ندارد؟<br>با تشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297865

باسلام; از نظر شما (سایت www.silva-glogsky.com)معتبر است ومشکل قانونی داردیا نه؟ چون در این سایت تبلیغاتی(مانند:خود اشتغالی در منزل)وجود دارد که به نظر میرسد دروغ باشد,دراین صورت هم دریافت وجه در ازای بالا بردن آمار بازدید آن شرکت از طریق کلیک کردن تبلیغ بالا برای جلب مشتری حرام است یا نه؟(درضمن دریافت پول به اینصورت میباشد که فرد اگر در روز 10 مرتبه بروی آن کلیک کند ماهانه مبلغ 10000ریال و 5 کلیک 50000ریال دریافت میکند.و فاصله هر کلیک 45دقیقه به بالا باید باشد تا آن کلیک ثبت شود).از شما خیلی خیلی ممنونم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297867

با سلام <br> 1_ایا استفاده از دستگاههای تقویت عضلات بدن وصورت مفید است؟ <br>2_ ایا در صورت استفاده از دستگاه گلوکو متر نیازی به ازمایش قند خون در ازمایشگاه می باشد؟ به عبارت دیگر ایا نتایج این دستگاه قابل اطمینان می باشد؟
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297874

<br>سلام و خسته نباشید<br>به تازگی لاک هایی به بازار آمده است با نام " لاک نمازی " که هیچ گونه مارک و اسمی روی آن نیست و ویژگی آن این است که به راحتی قابل کندن است و نیازی به استون ندارد و به صورت یک لایه ی بسیار نرم از روی ناخن کنده می شود.می خواهم بدانم آیا این لاک ها برای ناخن ضرر دارد و آیا عوارض جانبی دارد یا خیر چون معمولا قسمتی از پوست نیز با لاک در تماس می باشد .<br>از توضیح شما متشکرم<br>
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297875

<br>با سلام و خسته نباشید<br><br>بارها و بارها شنیده ام که امامان در مورد کنیزانشان سخن می گفته اند و در مورد نحئه ی رفتار با آنها نیز در رسال آمده است.<br><br>1.از نظر اسلام کنیز چه کسی است ؟ <br><br>2.آیا داشتن کنیز به نوعی برده داری محسوب نمی شود؟ چه تفاوتی با برده داری می کند ؟( اگر اصلا تفاوتی دارد ) <br><br>3.کنیزان چه کارهای را انجام می دادند؟ همسران ائمه با داشتن کنیز خودشان چه کارهایی را انجام می دادند ؟<br><br>4.احکامی که در مورد نحوه ی رفتار با کنیزان است نشان گر چیست؟ <br><br> متشکرم <br>
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297876

<br>با سلام<br><br>1.من می خواهم در مورد سمبل های دین اسلام ، معانی و تاریخچه ی آنان مطالعه کنم .لطفا منابعی را در مورد این موضوع به من معرفی کنید.<br><br>2.پوشیدن چادر از چه دوره ای و توسط چه کسی رواج پیدا کرد ؟ چگونه چادر به شکل امروزی آن تغییر پیدا کرد ؟<br><br>3.مگر نه این است که در اسلام به پوشیدن رنگ های روشن تاکید شده است و از پوشیدن لباس با رنگ های تیره نهی شده است ، پس این فرهنگ پوشیدن لباس با رنگ های تیره در جامعه و به خصوص محل کار ( که جزو الزامات است و تخطی از آن با برخورد از طرف انتظامات ، حراست ویا بخش گزینش مواجه خواهد شد ) چگونه در جامعه اسلامی مد شده و بر آن تاکید می شود . می دانم که نباید رنگ های زننده پوشید ولی رنگ لیمویی ، صورتی کم رنگ و یاسی و یا اطلسی که اصلا هم زننده نیستند را چرا در سازمانها نمی توان پوشید ؟<br><br>از پاسخ شما سپاسگزارم<br><br><br>
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297877

با سلامآیا این واقعاً درسته كه میگن گوشی 5700 در بین گوشی های نوكیا سرعت پردازش بالاتری رو داره؟
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297878

سلام و خسته نباشید<br>503317 این كد سوال قبل من است<br>من 2 سال پیش از روی احساس این انتخاب كردم نه عقل..برای اینكه گناه نكنم.من درسم ضعیف بوداما اون موفق بود.الان هم موفق توی دانشگاه سراسری درس میخونه.اما من حتی فكر نمی كردم كه دانشگاه قبول بشم. می خواستم كمكم كنه كه منم موفق بشم.هر دو پیش دانشگاهی درس میخوندیم.من شبانه میخوندم.می خواستم منم مثل اون بشم.من هیچ وقت شاگرد خوبی نبودم.اون موقع كه پیش دانشگاهی میخوندم می خواستم تو دانشگاه معتبر قبول بشم مثل دانشگاه تهران.همیشه دوست داشتم اول باشم اما هیچ وقت نشدم.نه به خاطر دیگران كه بگن به به چقدر موفق هستم.من از تعریف كردن خوشم نمیآد چون احساس خوبی پیدا نمیكنم .من به خاطر خودم می خواستم اول باشم.بگذریم<br>من اون موقع فقط به اون فكر میكردم كه چطور بهش برسم. من معیارم این هست كه محجبه باشه كه دیگران نگاهش نكنن.اخلاق داشته باشه ولی من حاضر بودم اگر اخلاق تندی داشته باشه تحمل كنم چون دوسش داشتم.الان نمی دونم دوسش دارم یا نه.به وظیفه همسری خودش عمل كنه.من خودم میدونم كمبود عاطفه منو به این روز انداخته.توی خونواده كسی ندارم كه باهاش حرف بزنم می خواستم یكی رو پیدا كنم كه باهاش حرف بزنم از خودم بگم خودمو خالی كنم بعدش كمكم كنه به هدفهام برسم .همچین كسیو ندارم.هنوزم به دنبالشم.<br>مشكل من فقط ازدواج نیست من تو زندگیم نمیدونم تو چه جایگاهی هستم. من یك نفر میخوام كه حرفامو گوش كنه بعد راهنمایی كنه برام دلسوزی كنه حرفامو بفهمه.من دوستی نداشتم كه این حرفارو بهش بزنم .اولش اینكه با این دختر ازدواج كنم یه ایده بود .بعد كه روابطمون بیشتر شد بهش شدیدن علاقه مند شدم چون اون چیزی كه دنبالش بودم همون محبتی كه میخواستمش درون روابطمون دیدم .نیاز روحی من بیشتر از نیاز جنسی ولی برای اینكه گناه نكنم میخوام ازدواج كنم تا هردو نیازم بر طرف بشن.من معیلر دیگه ای به نظرم نمیرسه كه بگم اصلا بهش فكر نكردم بهم بگید چه معیاری میتونم داشته باشم.من توی خونواده ای زندگی میكنم كه همه رو باید یه جوری تحمل كنم.سلیقه هارو میگم اخلاق هارو و حتی حرف زدن ها.تعریفها وحتی شوخیها.دیگه نمی دونم چی بگم<br>من اخلاق اسلامو قبول دارم فكر میكنم اونم همینطوره پس توی اخلاق باید به یه نقطه مشترك برسیم.<br>چه طوری آشنا شدیم؟ همسایه هستیم .اون موقع كه بچه بودم ازش خوشم میامد.چون با بقیه فرق میكرد.مثلا محجبه بود و من خوشم میامد.سنگین بود مثل خودم .فكر نمیكنم با پسری دوست شده باشه كه اصلا خوشم نمیآد كه یكی از معیارهام هست. این علاقه من بیشتر از موقعی شروع شد كه محبتشو دیدم اگر بخوام بگم از موقعی كه اولین بار دیدمش. من از اون كتاب میگرفتم بعد از 1 ماه كه چند تا كتاب گرفتم اون هم از من كتاب میگرفت.بعد چند بار توی خیابون دیدمش كه یه بار خواستم بهش بگم اما نتونستم..یه بارم بهش زنگ زدم نتونستم بگم گوشی قطع كرد.براش چند بار نامه نوشتم اما میگفت كه نخونده فقط اولیشو نصفه خونده.<br>چقدر میشناسمش؟ اون خودش معیار من بودباهاش بر خورد نداشتم اما میدونم دلسوزه شایدم نازك نارنجی. وقتی جریان منو و ناراحت شدنمو فهمید و گریه كردنموبهم گفت كه نمیخواد اشكمو در بیاره بعد اون قضیه بهم گفت كه شبها كابوس میدیده و سر درد داشته. اون مو قع كه جریان ما داغ بود. كم و بیش از مشكلاتش با خبرم.تازگیها ازش دروغ هم شنیدم(شایدم راست بوده ولی احتمالش كمه) <br>خیلی مقید است.(حرفش رد خور نداره) پیش خانوادهخیلی عزیزه.نمی تونم بگم كه میشناسمش ولی بی اطلاع هم نیستم.البته بگم كه من هنوز تصمیم قطعی نگرفتم كه با اون ازدواج كنم. من دوستش دارم. من الان هم نمی خوام ازدواج كنم.من برای 2 سال دیگه برنامه داشتم كه درسم تموم بشم و كار كنمو بعد ازدواج كنم.من می خواستم بیشتر بشناسمش كه كار خانواده هامون كشید.<br>همخونی معیار؟ اون خودش چون میدونم به دین مقید و من هم هرچی دین بگه قبول دارم. پس خود اون معیار منه در نتیجه هم خونی هم داره.تازه هرچی بگه من قبول دارم اگه مخالف دین نباشه <br>می دونم كه بیشتر از من میفهمه چون هم سن هستیم .میخوام كه كمكم كنه حرفامو بفهمه.<br>چی دیدم؟ مقید بودن به دین كه من هم همینطورم هر چیزی رو از روی دینم قبول دارم.هر چیزی رو كه قبول دارم اجرا میكنم نه حرف دیگران را.بقیشو از روی حرفام میتونید متوجه بشید كه چقدر كمكم كرده كه به اینجا رسیدم و از نجابتش كه كسیو اطرافم ندیدم كه اینطور باشه.<br>پدر منو هم در آورده.<br>آمادگی؟ الان نمیدونم ولی وقتی ازش مطمئن بشم تلاشمو میكنم كه به این آمادگی برسم.وقتی كار كنم میتونم مسئولیت زندگی هم بپذیرم.<br>سربازی معاف هستم.در مورد كار هم رشته خوبی درس میخونم.میتونم كنار پدرم كار كنم .راحت تر از دیگران میتونم كار پیدا كنم.<br>مطمئن از انتخاب؟ نه كاملا ولی به احتمال قوی همونی كه من دنبالشم.باید بیشتر بشناسمش.<br>نه اگه اون منو از روی شناخت رد كنه راضی نیستم زندگیشو خراب كنم.من میخوام خوشبخت بشه همونطور كه میخوام خودم بشم.<br>من اگه بهش دروغ گفتم كه خودكشی كردم اولا چاره نداشتم.نمی دونستم چی كار كنم كسی هم پیشم نبود.داشتم دیونه میشدم .مخم هنگ كرده بود.تنها چیزی كه به ذهنم رسید همین بود.فكر نكردم عواقبش چیه و چوبشم خوردم. حداقل فهمیدم كه دوستم نداره و بعد این همه مدت تكلیفم معلوم شد.اما مادرش بازم ول نمیكنه .هم به من قیافه میگیره هم بازم میاد كتاب میخواد.نمیدونم چی فكر میكنه. خسته شدم دیگه. <br>از یه طرف میترسم باهاش حرف بزنم دوباره ناراحت بشه از یه طرف خانوادم به روی من نمیآرن چون ما مذهبی نسبتا خشك هستیم یعنی حداقل روی صحبت كردن در مورد ان حرفارو نداریم.خودم با اینكه نمیخوام باشم ولی نمیتونم.<br>می خوام اگه شما موافق باشید زنگ بزنم از دلش در بیارم یعنی صحبت كنم چون من نمیتونم تحمل كنم كه كسی از دست من ناراحت بشه یا در مورد من بد فكر كنه منظورم خود كشی كردنمه.ولی میترسم اگه بفهمه دروغ گفتم و دیگه هیچ امیدی نباشه.ولی بهتر از خودكشی كردنه نه.شما از همه جریان ما خبر ندارید .اونقدر خسته ام كه حتی حوصله فكر كردن هم ندارم چه برسه به نوشتن.كسی نیست كمكم كنه.متهم شدم به مردم آزاری و دختر بازی.حتی اگر اون منو نخواد فراموش كردن برام ممكن نیست.چون میدونستم بهش نمی رسم سعی كردم فراموش كنم اما نتونستم و این بلا سرم امد.دیگه نمیتونم فكر كنم.
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 297880

با سلامآیا گوشی ویندوز موبایل با كیبورد QWERTY با قیمت 350 هزار تومان كمتر هست؟كدوم مارك بهتره؟

صفحه 82306 از 82629