پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 109170

با سلام <br />آیا می توان نامه ای را نوشت و سر ساعت در روزی معین ارسال كرد<br />(در ایمل یاهو)<br /><br /> - دیپلم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 593688

سلام من مشكلی كه دارم این است كه همیشه فكر می كنم دیگران در حال نگاه كردن به من هستند حتی وقتی در خانه تنها هستم حس می كنم كه انگار كسی دارد مرا نگاه می كند و هیچ گاه تمركز ندارم و نمی توانم با خودم خلوت كنم و صحبت كنم حتی گاهی در سرم صدا ها و صحبت هایی می شنوم كه كسی یا كسانی (معمولا دو نفر) با من حرف می زنند.چكار می توانم برای حل مشكلم بكنم؟
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 115389

با سلام لطفا غنیترین كتاب درباره ی تری دی مكس را معرفی نمایید كه آموزش آن در سطح حرفه ای باشد <br />باتشكر<br /> - 16 ساله - دبیرستان
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 235303

بسمه تعالی<br>با عرض سلام :<br>من رتبه ۵۸ در کنکور انسانی امسال بدست آورده ام (۵۶ در زیرگروه ۱و ۴۷ در زیر گروه ۵)<br>به رشته ی روانشناسی(زیر گروه ۵) تمایل دارم ولی با توجه به رتبه ام و اینکه مادرم نیز وکیل هستند بسیار به خواندن حقوق (زیر گروه ۱)تشویق می شوم ولی علاقه ی زیادی به آن ندارم و با توجه به آینده اجتماعی و شغلی واقعا در مورد انتخاب بین این دو شک دارم (اصلا جسارت و فن بیان خوبی ندارم ولی خیلی اهل پژوهش ام فکر نمی کنم بدرد حقوق بخورم ولی می ترسم با انتخاب نکردن حقوق بعد ها پشیمان شوم ) لطفا برای اتنخاب صحیح راهنمایی ام کنید. <br> با تشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 611876

سلام خواهر من كه 22 سال سن دارد 3 هفته است كه مهمان خانه ماست در این مدت من فهمیدم خواهرم با شوهره دوستش كه خیلى با هم صمیمى هستند خیلى صمیمى است به طورى كه هر شب با شوهرش صحبت میكنند چت میكنند و اوهم خیلى به او آبراز دلتنگى میكند به نظر شما باید من چه كنم آیا مو ضوع را با مادرم یا دوستش در میان بگذارم البته خواهرم به من میگوید با دوستش است ولى من فهمیدم كه با شوهره او صحبت میكند البته چون منزل ما دور است آنها در این چند هفته هم دیگر را ندیدند ممنون از پاسخ شما
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 389907

سلام با عرض خسته نباشید خدمت مشاور محترم من دانشجو سال دوم مهندسی برق هستم حدود 4 ماه كه یه موضوعی خیلی ذهنم رو مشغول كرده به طوری كه همه ی هدفم شده تا قبل از این درس واسم خیلی مهم بود ولی حالا خیلی نمی تونم درس بخونم و همه ی درسام انباشته شده و از این بابت خیلی نگرانم من می خواهم من رو طوری راهنمایی كنی كه هم بتونم به درسام برسم هم به این موضوع .خیلی واسه فراموش كردنش ولی متاسفانه نشد و حالا مطمئنم هیچ راهی واسه فراموشیش ندارم فقط می خوام كمكم كنید كه بتونم به كارای دیگم و بخصوص درسام برسم.مسئله اینه كه یكی خیلی فكرم رو اسیر كرده .احساس میكنم اونم مثل من.یعنی این رو با رفتار و نگاهاش از همون ترمای اول فهمونده بود تا حالا برخورد مستقیمی باهاش نداشتم ولی بدون اینكه خودش بفهمه از 4ماه پیش تمام رفتاراشو زیر نظر گرفتم ولی هیچ وقت نتونستم وقتایی كه نگاه كردناشو حس می كردم نگاش كنم مگر چند مورد اتفاقی. بعضی وقتا میگم با سردی رفتارم امتحانش كنم چون خیلی خودم رو تا حالا بی تفاوت نشون دادم ولی می ترسم از دستش بدم حالا باید چكار كنم بهش بفهمونم ؟نگاش كنم؟چكار كنم كه بتونم هم اونو داشته باشم هم درسامو بخونم .خواهش می كنم من رو راهنمایی كنید چون تمام فكرم شده اون با تشكر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 126234

شاید مطرح كردن این موضوع در اینجا درست نیست ولی ترجیح می دهم به شما بگویم . با فرد بسیار با ایمان و پاكی قصد ازدواج داشتم ما بسیار به هم علاقه مند بودیم ولی خانواده ی او مخالفت كردند ما بخاطر انها از هم جدا شدیم . نمی دانم چرا ولی روز تولد حضرت معصومه خواب دیدم رفتم حرمشون و با زاری التماس كمك داشتم بعد صبح فهمیدم اون روز ولادت اون بانو بوده چند روز بعدخواب دیدم اون داره میره مشهد اومده از من هلالیت بگیره دو سه روز بعد خواب دیدم خودم با مادرم رفتیم مشهد و در صحن اقا نماز می خوندم و از مردم می خواستم برام دعا كنن. این خوابها ادامه داره نمیدونم تعبیراتش چیست وباید چه بكنم ویا اینكه خدا میخواد چی رو بفهمم تو رو خدا شما راهنمایی ام كنید من بی سبرانه منتظر جوابم. قلبا از شما ممنونم<br /> - 25 ساله - لیسانس
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 774480

<br>با سلام و تشکر از پاسخ سوال<br>من در مورد خواهرم از شما راهنمایی میخواستم.خواهرم 19 سالشه و مسئله ای که الان داره اینه که نسبت به پدر و مادرم و خواهر اول و همسرم خیلی راحت بی احترامی میکنه.البته این رو میدونم که پدر و مادرم در مورد تربیتش خیلی مسائل رو رعایت نکردن که از روی نا آگاهی بوده که از همه مهمتر تحقیر و ناسزا گفتن به اون جلوی جمع وقتی کار خطا میکرد و مقایسه اون با دیگران و اون محبتی که در اسلام گفته شده باید به دختر بیشتر باشه وجود نداشته.<br>الان خواهرم از لحاظ دینی خیلی ضعیف و حجاب هم همینطور که دائم هم به خاطر این موضوع پدر و مادرم سرزنشش میکنن. دوستهای خیلی بدی داره که خیلی هم بهشون وابسته شده و هر کاری بخاطرشون میکنه و من هم اطلاع دارم که با پسرها هم رابطه داره.<br>جواب پدر و مادرم رو خیلی راحت میده و اونا هم دائم نفرینش میکنن و البته الان خیلی کارهایی که میدونه باعث تحقیر و دعوا میشه ذو پنهانی انجام میده. تو خونواده هم فقط با رن برادرم رابطش خوبه و البته حس میکنم به خاطر اینه که توی کارهای پنهانیش کمکش میکنه.اگه میشه منو راهنمایی کنید<br>
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 825258

&nbsp;باسلام .من حدود سه ماه پیش عمل زیبایی بینی انجام دادم بینی گوشتی با ریشه<br> ی پهن داشتم یک هفته بعد از عمل گچ بینیم را باز کردم ودر آن زمان اندازه <br>بینیم بسیار کوچک بود اما در این مدت سه ماه اندازه آن بزر گ تر و متورم تر<br> شده آیا این تغییر طبیعی است؟ اکنون هربار که چسبم را باز میکنم بعد از <br>3یا 4 ساعت بینی به شدت متورم و بزرگ می شود و مجبور می شوم که دوباره از <br>چسب استفاده کنم و پزشک متخصص من در حال حاضر خارج از کشور هستند .می <br>خواستم بدانم که آیا باید همچنان از چسب استفاده کنم ؟<br><br>
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 809676

سلام دوست خوبم،‌می خواستم در زمینه ی مشكلی كه چند روزی هست واسم پیش اومده كمكم كنی. من حدودا شش ماهی میشه كه با همسرم ازدواج كردم. قبل از ازدواج با او، مدت دو سال با هم آشنا بودیم . البته از همان اوایل قصد هر دومون ازدواج بود. كه به دلیل مخالفت خانواده او این ماجرا به طول انجامید . هر چند در نهایت به ازدواج ختم شد.دراوایل آشنایی ام با همسرم از فرد دیگری كه از همكارانم بود نیز خوشم آمد و به دلم نشست. وقتی در ذهن خودم اون آقا و همسرم رو مقایسه می كردم،‌اون آقا اولویت اولم میشد و همسرم اولویت دوم. البته من تا حد زیادی تلاش كردم كه همكارم رو متوجه خودم كنم. البته به شیوه مثبت و نه تابلو. نتیجه تلاش من فقط صمیمیت در احوالپرسی كردن و راجع به موضوعات كاری و ادامه تحصیل صحبت كردن شد و نه بیشتر. از طرفی چون خانواده اش رو بعدها شناختم بیشتر به دلم نشست ( چون ما ساكن شهر كوچكی هستیم،‌آدم ها زود همدیگه رو می شناسند ) به خاطر اینكه در مقایسه با خانواده همسرم بهتر بودند و بیشتر به دلم می نشستند و من دلم میخواست وارد چنین خانواده ای بشم. نتیجه اینكه اون هیچ وقت پا رو فراتر نگذاشت و با من صمیمی تر نشد و خواستگاری نكرد. توی این مدت همسرم تلاش می كرد كه خانواده اش رو به ازدواج با من راضی كنه( البته من و همسرم حدودا سه ماهی كات كردیم،‌اون هم درخواست من . چون از مخالفت خانواده اش خسته شده بودم، نمیخواستم فرصت های دیگه ام رو ازدست بدم) در نهایت خانواده همسرم راضی شدند و پا پیش گذاشتند. الان من دو گزینه داشتم مردی كه دوستم داشت و خواستگارم بود اما اولویت دوم بود . و مردی كه فقط اولویت اول بود و خواستگارم نبود. من هم با مشورت با دیگران تصمیم گرفتم با همسرم ازدواج كم. حالا مشكلی كه چند روزی است گریبانگیرم شده اینه كه اون آقا به تازگی با یكی از همكارانمون عقد كرده . و من به جای اینكه بی تفاوت باشم و به زندگیم دلگرم،‌چند روزی است كه همه اش دارم گریه می كنم و حالت افسردگی دارم،‌مثل كسی می مونم كه عشقش بهش خیانت كرد، در عین اینكه در كنار همسر خوبم هستم احساس تنهایی می كنم. احساس می كنم اون دختر از من خوشبخت تره،‌ه همه اش آه می كشم و گذشته رو مرور می كنم... از این رفتار خودم شاكی ام،‌واقعا دلم می خواد بدونم ریشه این مشكلم چیه و چرا این واكنش رو نشون دادم. دوست دارم این قضیه واسم عادی بشه. ممنون میشم اگه كمكم كنید.<br>راستی من دلم یه پاسخ و راهنمایی خوب و عمیق می خواد، راهنمایی های كلیشه ای خسته ام می كنه. میخوام مشكلم ریشه ای حل بشه. باز هم یك دنیا ممنونم<br><br><br>
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 251535

۱- تیم ملی فوتبال امید ایران تاکنون چند بار و در چه سالهایی به المپیک صعود کرده و با کدام سر مربی ها وبهترین نتیجه کدام دوره بدست آمده است؟<br>۲-مقام دومی پرسپولیس در جام در جام آسیا در سال ۱۹۹۲ در کدام کشور و با کدام تیم بدست آمد؟ مقام دومی استقلال در جام باشگاه های آسیا چطور؟(بجز دومی تهران در سال۷۸ البته)<br>۳-مقام سومی استقلال نیز در کجا و با شکست کدام تیم بدست آمد؟(بجز سومی تهران در سال۷۹ البته)
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 118316

ایا فضله پرندگانی كه حلال گوشت نیستند مثل طوطی یا مرغ مینا نجس است ؟<br /> - دیپلم

صفحه 82449 از 82629