پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 912234

سلام من جدیدا بدنبال مدرسه پیشدانشگاهی میگردم مامانم واسه چند تا مدرسه استخاره کرد (بدون اینکه بره تحقیق و پرس وجو) همشون بد اومدن فقط یکیشون خوب اومد . وقتی مامانم رفت همون مدرسه واس تحقیق خوب نبود.چن تا مدرسه دیگه هم رفت وبعد از تحقیق استخاره گرفتیم و همشون بد اومدن . چون الان ثبت نام مدرسه پیش دانشگاهی پول زیادی میخواد(بالای 10میلیون)مامانم اصرار داره که استخاره کنیم چون اگه مدرسه خوبی نرم پولمون هدر میره .در ضمن من بچه درس خونیم و میخوام پزشکی قبول شم.انتخاب ی مدرسه خوب واسم مهمه. نمیدونم چرا همشون بد میان؟هر وقت هم در این مورد بحث میکنیم صبر میاد ؟تا الان واس حدودا ده تا یا بیشتر مدرسه استخاره گرفتیم که همشون بد اومدن ب جز همون یکی که مامانم رفت وگفت دانش اموزاش راضی نبودن . واس همین مدرسه که گفتم خوب اومده حاج آقا گفتش که سوره یوسف اومده اون جایی که حضرت یعقوب به بچه هاش میگه از در های مختلفی وارد بشن وبر خدا توکل کنن نمیدونم چی کار کنم چرا همش بد میاد ؟
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 300313

با سلام و خسته نباشید اگر ممکن است منابع ازمون کارشناسی ارشد رشته مهندسی کشاورزی گرایش علوم و صنایع غذایی و کتابهای پیشنهادی را ذکر کنید اگر ممکن است سرفصل های سازمان سنجش که در ازمون <br>مورد سوال قرار می گیرند را برای هر درس ذکر کنید که ما از سردرگمی خارج شویم چون برای این رشته در هر دانشگاه مباحث مختلفی در دروس مختلف تدریس می شود با تشکر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 892898

سلام.من حدود 5 ماه پیش یکباره در دانشگاه بیهوش شدم.بطوریکه بی اراده ادرار و مدفوع هم کرده بوده ام. و دوستان گفتند که حالات تشنج داشتم.&lt;br&gt;1 ماه کامل بعد از آن روز سردرد وحالت تهوع و عدم تعادل داشتم.طوریکه نفس کشیدن سخت می شد.از آن روز در ماه 1 تا 2 بار این طور شده و بعد هر بار 3-4 روز کامل سردرد دارم.نظر مشاور می خواستم
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 495883

من دانش آموز پیش دانشگاهی هستم و امسال كنكور ریاضی میدهم و وضعیت درسی تقریبا درحد متوسط رو به بالا دارم .<br>من سال قبل در امتحان ورودی حوزه شركت كردم و پذیرفته شدم اما نرفتم .<br>به نظر شما حوزه بروم موفق میشوم یا دانشگاه ؟<br>لطفا یك راهنمایی كامل .<br>با تشكر
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 311237

با توجه به مساله زیر( مسئله 588ـ آیا استخاره به طریقی که امروزه در میان ما متداول است، شرعاً وارد و پسندیده است؟ و آیا تکرار آن ضرری دارد اگر با تصدّق همراه شود تا با خواسته استخاره کننده، برابر گردد؟ <br>جواب: استخاره به هنگام حیرت و تساوی احتمالات و رجحان نداشتن یک احتمال، به قصد رجاء انجام می شود آن هم پس از فکر و مشورت، اما تکرار آن به سبب حیرت، صحیح نیست مگر در صورت تغییر موضوع و دادن صدقه به مقدار از مال. )دادن صدقه واجب است در استخاره یا خیر؟
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 39885

با سلام و خسته نباشید من دختری هستم 26 ساله و تا الان خواستگارایی كه داشتم بعد از جلس[ دوم تماس گرفتند و گفتند استخاره كردهایم و جواب منفی آمده در صورتی كه در جلسه اول از همه چیز راضی بودند و من نه خودم و نه خانوادم هیچ مشكلی نداریم ولی نمیدانم چرا اینطوری میشود.<br />منتظر ÷اسخ شما هستم<br />با تشكر و س÷اس
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 918674

. از طرفی خونواده من از من پرسیدن چی شد؟ ایشون هر بار تو این حدود ی ماه می گفتن به خونواده سلام برسون و خبری هم می گرفت. البته کار شرکت ما واقعا زیاد بود و سخت. دیگه کلافه شده بودم و گفتم بزار بگن دختره سبکه و رفتم بهش گفتم ببخشید تا کی امروز و فردا میارید و ایشون گفتن پدرم راضی نیست و بقیه دایی و خاله و مادر و خونواده راضی هستن. قبلش به من گفته بود کسی رو حرف من حرف نمیزنه همه برای مشورت میانی پیش من. من ساده هم باور کردم! تا اینکه دیگه تصمیم گرفتم که استعفا بدم چون خسته شده بودم از همه چیز!!!!!!!!!!!! و بسیار می ترسیدم که نکنه کسی چیزی بفهمه و متأسفانه مدیر من نمی دونم از کجا و چجوری ولی رابطه بدی با این آقا نداشت و لی ی چیزایی فهمیده بود و به من تیکه انداخت. و من اونروز فقط اینقدر بود که برم خونه و نشستم کلی گریه کردم و بعد به ایشون پیام دادم کسی از صمیمی ترین دوستام نمی دونن شما چیزی گفتی؟ گفت نه نگران نباش اون شعور نداره و ... ما فقط ی بار بیرون رفتیم اونم نیم ساعت اونم تو پارک و با رعایت همه چیز ایش.ن کلی در مورد اعتقاد و مذهب حرف زد. ولی حس کردم اونروز برخورد غیرعادی داشت چون دو تا از دوستاش که همکار منم بودن از کنار ما رد شدن و با خنده به این آقا نگاه کردن حالا گیرم اینا شک من! همون روز های اول بود که بعد این نیم ساعت گفتش که ی روز با هم میریم ی مکان نذهبی و حرفای آخرو می زنیم منم گفتم باید اول برنامه زمانی رو بدی. چون من سختم هست و درست نیست هرچند نرفتیم!!! بالاخره من استعفا دادم و به محض اینکه از شرکت اومدم بیرون و بدون اینکه با ایشون خداحافظی کنم پیام دادن که ما نمی تونیم با هم ازدواج کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد از کلی بد و بیراه گفتن من ایشون فردای اونروز گفتن استخاره بد اومده بود گفتم اولا استخاره مال اینجور مواقع نیست و دوما شما اون اوایل استخاره کردی چرا بهانه در میاریدو بعد گفتن پدر راضی نمیشه میگه راهتون دوره از شهر ما تا شهر ایشون 3 ساعت شاید حداکثر حداکثر4ساعت باشه.
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 529278

با سلام <br>من به نظر واجازه شوهرم در سفر کربلا نام نویسی کردم ولی خود شوهرم به دلیل مشکل سربازی نمی توانند باما بیایندومن باپدر ومادرم می روم؛اما چون به نظر خودم نبوده احساس خوبی نسبت به تنها رفتن ندارم ودلم شور می زند ؛استخاره برای رفتن کردم بدآمده؛حال واقعا نمی دانم چکار کنم از طرفی سفر نزدیک است واز طرف دیگر بین دوراهی مانده ام,ازشما خواهشمندم در این مسئله راهنمایی ام کنید؛ودرصورت نیاز استخاره ای برای رفتن ونرفتنم بکنید ؛از اینکه راهنمایی ام کنید ممنون می شوم.
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 217536

با سلام من آدم کم حرفی هستم و خلا قیت چندانی در صحبت کردن و یافتن مو ضمعات تازه برای صحبت ندارم. و با اینکه یکسال بیشتر از عقدم نمی گذرد اما هیچ حرف دیگه ای برای گفتن با همسرم ندارم. و هرچند از ابتدا نیز همین گونه بودم و الان بدتر.و این در حالیست که فکر می کنم و کاملا احساس می کنم که دارم از او دور می شوم. آیا میتوانید به من کمک کنید تا مهارت لازم برای یافتن مو ضوعات صحبت را بیابم و یا راههای صحبت کردن و ادامه دادن کلام را.؟مو در ضمن همسر من خبر نگار بودند والان سربازند.و آدم کم حرفی نیستندو در جمع بسیار شلوغ هستندو یا خودش سر به سر دیگران می گذارد ویا اگر با او حرف بزنند به اصطلاح کم نمی آوردو همین موضوع نگرانی مرا تشدید میکند که حتما مشگل از من است که نمیتوانم راهی ویا موضوعی برای صحبت با او بیابم.و این باعث نگرانی من برای آینده ام هم شده است که مبادا در زندگی روزانه بدون داشتن حرفی با هم حل شویم.واینکه من هم جنسهای خودم را که تازه ازدواج کرده اند میبینمودر حالیکه با من هم زمان هستند ولی همگی بسیار فعال و خلاق در صحبت هستند و مکالماتشون بسیار طولانیست در حالیکه صحبت من به سلام واحوالژرسی چند تا قربون صدقه ختم میشه منو لطفا راهنمایی کنید تا ارتباط کلامی بیشتری با همسرم بیابم و همچنین موضوع بیشتری برای صحبت .لطفا راهنمایی به سوی مشاور راهنمایی آخر باشد چون امکانش برای من سخت می باشد خیلی متشکرم.
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 608292

باسلام واحترام.من 30 سال دارم ومجرد.در25سالگی یک عقدناموفق که در27بدلیل مشکلات شدیداخلاقی شخص تمام شد.خانم دکترمشکل اساسی که من دارم که واقعاخستم کرده اینه که الان 4ساله فقط دارم دورخودم میچرخم.دارم به سن 31میرسموهیچ کاری توزندگیم نکردم.خیلی ازدوستانم پزشک یا استاددانشگاه یا..افرادموفقی شدندومن شاگرداول همه اونهابودم.کارشناسی شیمی دارموزبان تدریس میکنم.دوره کارشناسیم بابحرانهای عشقی همراه بودودانشجوی موفقی نبودم.درحد نمره پاس.که اونهم البته به شکست انجامید.یک عشق سنتی وپاک.الان خیلی مسیرزندگیموگم کردم.خواهش میکنم کمکم کنید.میخام تلاش کنموبهترباشم.اما...هربارسراغ یک هدف ویک رویامیرم چون ذهن خسته وسختی کشیده ای دارم دیگه نمیدونم کدوم راه درسته؟باورتون میشه انگارنرمال نیستم.یکبارکلی هزینه میکنم تصمیم میگیرم رشته خودم که علاقه متوسطی هم دارم فوق لیسانس.بعدپشیمون و2باره کلی هزینه تصمیم میگیرم نویسندگی وفیلنلمه نویس راامتحان کنم.وبعدبازمیبینم احتمال موفقیتش کمه.بعددوباره به حرفه تدریسم زبان که همیشه علاقه فراوان داشتمو کتابهای ارشدمترجمی که میبینم بیفایدست چون لیسانسشوندارموبعداحق تدریس دانشگاه ندارمو....دوباره شیمی وداروسازی و....خلاصه یک چرخه گیج کننده بوجودامده واین وسط هربارازپدریامادرم کمک میخام میگن فقط شیمی بخون ومن ازبیسوادیم وسختی رشته میترسم.این هزینه ها چندان هم برام اسون نبوده وخوب متحمل شدم به امیدموفقیت. باورتون نمیشه حتا یکسری به بازیگری هم فکرکردم.پارسال چندماه تمام ادبیات خوندموارشدادبیات قبول شدموپدرم بااینکه موافق نبود بنده خداهزینه ثبتنامودادوبازهمون ترم اول انصراف زدم چون فهمیدم تاکارشناسیشونداشته باشی بیفایدست.هیچ وقت خودمو نمیبخشم که چرا همون سالها که باشیمی زبان هم قبول نرفتم.والان دیگه برای جبران دیره.اونسالهاعشقم این بودکه داروسازبشم یاشیمی دارویی بخونم.درصورتیکه شایدبایدانسانی میرفتم.خلاصه خانم دکترمیدونم شماروهم کلافه کردم.حس میکنم اصلاآدم نرمالی نیستم بخدااینطورنبودم.توروخدامنوازین گیجی نجات بدید.من میخام یک زن موفق برای خودم خانوادم وجامعه بشم.فقط راهو حسابی گم کردمونمیدونم چکارکنم.والبته داره سالهای عمرمیره الان4ساله دورخودم میچرخم.تازگیهابسیارعصبی وسردردبد میگیرم.ازبس فکر؟بگید من چکارکنم؟واردچه حرفه ای بشم که موفق بشم؟شیمی؟زبان؟ادبیات فارسی؟بازیگری؟مترجمی؟نویسندگی؟یا...........؟شماروبخداکمکم کنید.درانتها ازتون خیلی معذرت میخام که وقتتونوگرفتم وباتمام قلبم ازتون ممنونم.
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 512356

باعرض سلام و خسته نباشید <br>1-می خواستم بپرسم که فرق دانشجویی که لیسانس کامپیوتر گرفته و در دبیرستان در رشته ریاضی تحصیل کرده با کسی که او هم لیسانس کامپیوتر گرفته ولی در هنرستان تحصیل کرده چیست؟ آیا در استخدام ادارات و شرکت ها تفاوتی براین دو قائل خواهندشد یا نه ؟<br>2- سوال دومم اینکه اگر فردی دارای لیسانس نرم افزار کامپیوتر باشد، در چه زمینه هایی می تواند شاغل شود و در کل بازار کار رشته ی کامپیوتر در آینده چطور است <br>
1399/07/07
ناشناسعمومی

سوال 101215

با سلام خدمت كارشناس محترم .<br />مدتیست پوست دست و صورت من به علت اینكه زیاد در معرض تابش نور خورشید بود به رنگ برنزه در آمده ... آیا این امكان وجود داره كه درصورت عدم مجاورت در نور خورشید، رنگ پوستم به حالت قبلی برگرده ؟ یا تا ابد همینجور میمونه ؟<br /><br /> - پیمان حبیبیان - 19 ساله - دیپلم

صفحه 82484 از 82629