پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1404/06/22

متاهل

مرد متاهلی با ۳تا بچه با خانم مجردی فقط پیامکی بودن، و اون مرد قصدش این بوده زن قبلی رو طلاق بده. الان خانواده دختر متوجه شدن.و باابن شرایط دختر نمیدن خاتواده دختر با اون مرد حرف زدن و چندبارهم قول داده ک مزاحم نشه ووپیام‌نده. ولی مرد برای معذرت خواهی میاد درخونه دختر که بشدت حساسن. اصلا مرد ول کن نیست.چندین بار تماسش رو روی گوشی پدر دختر دیدن. ولی رد تماس بوده.بااینکه ازش قول گرفتن ولی فایده نداشته. خاتواده دختر میگن بحاطر آبرو هر دو طرف هیچی شکایت نکنن ولی اون نمیفهمه. این تازگی هم دیدن ک درخونه اومده ولی با حرف دختر رفته. کار هرشبش شده میاد سرخیابون و الانم در خونه. قطعا برخورد خانواده دختر خوب نخواهد بود. دختر ه میگه باهاس حرف بزنم دیگه مزاحم‌نمیشه .الان شما بگید چکار کنن؟ خانواده مرد هم اگه بدونن،نمیگذرن و آبرو ریزی میشه. بخش حقوقب پیام‌دادم‌ولی کسی جواب نداد ،شما کمک کنید......ن
1403/10/29

سوال 996140

با سلام خدمت شمامن حدودا سه ساله با یه آقا تو‌محیط کارم آشنا شدم ( من که اومدم شروع بکار کردم ایشون ۱۵ سال بود که اینجا کار میکرد ، در واقع همون سال اول حضورم در اینجا با ایشون آشناشدم) بینمون شماره رد و بدل شد و من هم به خیال ازدواج باهاشون وارد رابطه شدم ( رابطه پیامکی و دیداری) ولی هرچی می‌گذشت خواستگاری نمیومدن و میگفتن قراره بهشون ارث برسه و دستشون الان خالیه ، خلاصه تا شد یکسال وایشون ناگهان گفتن که قبلاً متاهل بودن ( توجه کنید گفتن قبلاً) و الان جدا شدن فقط مونده مهریه .. من همون موقع خواستم ازشون جدا بشم و حتی شماره هاشون بلاک کردم اما متاسفانه چون همکار بودیم مرتب تو‌محل کار میومدن پیشم و قسم که بخاطر بچه دار نمیشن مجبور شدن از هم جدا بشن و ... تا اینکه حدود دوماه قبل یه خانومی بهم پیام دادن و بد و بیراه بهم گفتن که چرا با شوهرش در ارتباطم اونموقع دنیا رو سرم خراب شد و محکم و قاطع و با دعوا با این آقا برخورد کردم و گفتم دیگه به هیچ عنوان حق نداره بمن نزدیک بشه اما متاسفانه باز دست بردار نیستن و مرتب تهدیدم میکنن که اگر ارتباطمو قطع کنم آبروتو میبرم(در صورتی که من هیچ کاری نکردم ولی متاسفانه بخاطر آبروم میترسم) البته میگن که مدتهاست از اون خانم جدا شدن و فقط مونده مسئله مهریه اما هنوز حکم طلاقشان صادر نشده و ایشون میگن اون خانم بهت زنگ زده که فقط بترسونتت و ما اصلا دیگه با هم زندگی نمیکنیم، ایشون میگن من فقط و فقط قصدم باهات ازدواج هست ، ولی از اون طرف هم میترسم که دروغ بگه و هنوز با خانومش داره زندگی می‌کنه ، از اینطرف هم ایشون ول کن نیست و مرتب تو محل کارم مزاحمم‌میشه و تهدیدم می‌کنه که اگر باهاش قطع ارتباط کنم آبرومو می‌بره ، تورو خدا بگید چیکار کنم
1403/10/12

سوال 995999

با سلام خدمت شمامن حدود دوسال پیش در محل کارم با یه آقا آشنا شدم و شماره بینمون رد و بدل شد و با پیامک و دیدار مرتب با هم بودیم وهرچی بهشون میگفتم بیان خواستگاری میگفتن فعلا وضع مالیشون خوب نیست تا شد یکسال ، وارد سال دوم که شدیم یکدفعه گفتن متاهل بودن و الان هم درشرف جدایی هستن که من ناراحت شدم و رابطه رو قطع کردم اما متاسفانه ایشون تو‌محل کار دست بردارم نبودن و میگفتن که ما دادگاه هم رفتیم و فقط مونده مهریه که اقساطی بشه تا جدا بشیم وخلاصه شد سه سال تا اینکه یه بیست روز پیش یه خانمی بهم پیام دادن و تهدید و ... که با شوهرم رابطه داری ..منم گریه و قسم که نمی‌دونستم خلاصه بازهم خودمو کنار کشیدم و بااون آقا برخورد شدید کردم که چرا بهم دروغ گفته و .. ایشون قسم میخوره که خانمش فقط خواسته من رو بترسونه اونها از هم جدا هستن فقط مونده مهریه .. خلاصه هرچی می‌خوام که از این آقا جدا بشم ایشون با تهدید و اینکه بهم علاقه شدید داره و قصدش هم فقط ازدواجه نمیزارن. واقعا دارم دیوانه میشم توروخدا بگید چیکار کنم
1403/06/30

سوال 995347

دوست عزیز می فرمایید من نمی خواهم به زندگی و همسر ایشان آسیب بزنم شما چه بخواهید چه نخواهید این آسیب رو خواهید زد.خدا رو فراموش نکنید.شما نباید از ازدواج کردن با یک شخصی که مجرد هست نا امید بشید و دل به یک زندگی روی آب ببندین .اگر ما تو زندگیمون آسیب دیدیم نباید دیگران رو هم دچار آسیب کنیم.
1403/06/29

سوال 995340

من پیرو پرسش قبلی ام توضیحاتی براتون میفرستم دختری که با مرد متاهل آشنا شده ام من چند سال قبل ایشان را دیده بودم دنبالم آمده بودند ولی چون در شرایط مناسبی نبودم ارتباطی بین مان شکل نگرفت چند سال بعد دوباره ایشان را دیدم ازشون پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت بله و من بسیار ناراحت شدم. اینبار شماره شان را دادند و با هم صحبت کردیم. میدانید هیچ مورد دیگه ای ندارم بعید هم میدانم از این ببعد داشته باشم شاید هم یه مورد بیخود باشد که یک زندگی کوتاه نافرجام باهاش داشته باشم فقط برای اینکه ازدواج کنم و مجرد نمانم. به یک نفر در زندگیم نیاز دارم دوست دارم خانواده تشکیل بدهم حتا با وجود مشقت هایی که در رابطه ای که گفتم هست من نمیخواهم به زندگی و همسر ایشان آسیب بزنم واقعا این را نمیخواهم ولی خب چه کنم. حتا خودم را جای ایشان میگذارم که اگر من بودم هم ناراحت میشدم کس دیگری وارد زندگی ام میشد
1403/06/29

سوال 995338

۴۴ ساله و دوشیزه هستم بدون سابقه ازدواج با آقایی آشنا شده ام برای ازدواج که ایشان متاهل و بدون فرزند هستند. چه کار کنم که کمترین استرس و عذاب را داشته باشم و بتوانم زندگی خوبی بسازم. در ضمن هیچ کیس ازدواج دیگری ندارم و میخواهم ازدواج کنم شاید بتوانم بچه دار هم شوم. چطور خانواده ام را به این ازدواج راضی کنم
1403/06/04
ناشناسحقوقی

سوال 995122

آیا امکان دارد ازدواج دایم در شناسنامه خانم قید شود در شناسنامه آقا خیر؟ آقا متاهل هستند
1403/05/21

سوال 994945

سلام من ی پسر ۲۹ ساله هستم ک ی بار ازدواج ناموفق داشتم ک ی دختر بچه ۴ ساله دارم ۴ ساله ک جداشم چند وقته از ی خانوم ک غریبه است مورد پسنده بنده بوده از ایشون خوشم اومده اما نمیدونم چطور ب این خانوم چطور ابراز علاقه کنم که ی از شرایط فعلی ایشون باخبر بشم
1403/05/02

سوال 994658

سلام من 38 سالم هست، از بوشهر هستم یه بار در زمان عقد به دلیل نداشتن اختلاف فرهنگی جدا شدم، کارمندم، اکثر مردهایی که بهم معرفی میشه، جدا شدند و بچه دارند، به نظر شما در موردش فکر کنم یا منتظر بمونم که مورد بدون بچه بیاد.
1403/02/18

سوال 993826

سلام وخسته نباشیدمیگم به مشاوران عزیز،من یه مشکلی دارم من یه مرده متاهل رودوس دارم خودم پنج ساله طلاق گرفتم وچهارساله بااین آقاچت میکنم البته دوس داشتنه من یه طرفه هست اینوخیلی وقته متوجه شدم ولی نمیتونم ایشونوفراموش کنم همیشه من پیام میدم همیشه من حالشومیپرسم ایشون شخصیت خودشیفته دارن واینکه ازمن رابطه جنسی خواستن واصلانمیخوان صیغه کنن ومیگن خودمون صیغه روبخونیم درسته ،راستشوبخوایین من پنج ساله رابطه جنسی ندارم ازیه طرف وسوسه شدم قبول کنم وهم نیازجنسیم رفع شه هم برام آرزوعه باکسی که چهارساله دوسش دارم رابطه جنسی داشته باشم ازطرفه دیگه عذاب وجدان دارم که یعنی چی که بامردمتاهل رابطه داشته باشم واقعامن نمیدونم چیکارکنم نه میتونم فراموشش کنم نه میتونم درخواستشوقبول کنم ازیه طرفم نیازجنسیم اذیتم میکنه واقعااحساس میکنم توجهنم گیرکردم حالم واقعابده نه میتونم این وربرم نه میتونم اونوربرم این وسط توبلاتکلیفی گیرکردم.باوجودنیازشدیدجنسیم میدونم رابطه داشته باشم اشتباهه ولی چندین بارتلاش کردم فراموشش کنم نتونستم حتی چن بارفوشش دادم ولی بازنتونستم تحمل کنم باخواهش والتماس به غلط کردن افتادم احساس میکنم یه دردبی درمون گرفتم🥺😔😞
1402/09/19

سوال 991301

من کسی تو رابطه بودم ک هم زن داشت هم بچه داشت ولی خیلی دوسش داشتم بهش وابسته بودم از یطرفم قلبم راضی نبود ببینم با بچهاش اینجور بشه ولی بعدش از هم جدا شدیم دوباره برگشته
1401/11/11

سوال 23919

سلام من باشخصی دوستم که متاهله وبچه داره خیلی هم دوسش دارم چون عشق اول زندگیم بود ولی نشدباهم ازدواج کنیم رفت ازدواج کردبعدازدولزده سال بعد دوباره اومد توزندگیم باکلی صحبت تونست دوباره باهام دوست بشه ازیطرف خیلی دوسش دارن ازطرفی خیلی اذیت میشم میبینم زن داره ازطرفی هم احساس گناه میکنم احساس خیانت به همجنس خودم نمیدونم چیکارکنم باهاشون فقط دوست هستم ورابطه ای بینمون نیست ولی باز حس بدی دارم میشه راهنماییم کنید

صفحه 1 از 2