سلام منوقبلنا خوش قلب تر بوددم مثبت فک میکردم اما الان زود بقیه رو قصاوت میکنم و فکرای منفی میکنم و بد دل شدم و هی دو دوتا چهارتا میکنم و فک میکنم بقیه باهام بدن یا مجبوری کنارمن و به دل میگیرم یا در مورد آینده بدبین و ناامیدم ....
اینا همه تاثیرات اخلاقای مامانم و ابجیمه که روم اثر گذاشتن
و از این بابت خیلیی ناراحتم
چیکار کنم این حالت در بیام چون مادر و خواهر مثل دوست یا فامیل نیستن که بشه کنارشون گذاشت و ارتباط رو باهاشون کم کرد
سلام من یک خواهر دارم که سه سال از من کوچیکتره و هر دو مجرد هستیم کلا دوتا اخلاق کاملا متفاوت و مجزا داریم هیچیمون شبیه هم نیست خواهر من همش درحال ایراد گرفتن و غر زدن سر منه واقعا دیگه اعصابشو ندارم ازش به خاطر غرور و تکبر وخودخواهیش و نگاه از بالا به پاینشو و غرزدنا و ایراد گرفتناش متنفرم چیکار کنم در ضمن چون فرزند کوچیکه خانواده است مادر من همیشه طرف اونه