پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/07/12
ناشناسحقوقی
مشکلات مالی
بنده جداشدم وفعلا مجردهستم ،میخاستم بدونم الان که پدرم بازنشسته است وحقوق مستمری میگیره میتوم ازحقوق ایشون سهمی داشته باشم یاخیر؟؟؟پدرومادرم هردوخداروشکر درقیدحیات هستند
ازنظر مالی درشرایط سختی هستم ،دوتابچه دارم ،ولی خب پدرم کمکی نمیکنندبه من ،بااینکه یه ملک دارن دادن برادرم ساکن شده نزدیک به ۷،۸ ساله برادرم دارم ازملک استفاده میکنه ،ایا من بااین شرایطم میتونم درخواست قانونی داشته باشم بابت اینکه پدرم کمک مالی بهم بکنه یا خیر؟شاغل هستم ولی واقعا دیگه بدنم کشش کارنداره ،چکارمیتونم بکنم ازنظرقانونی ؟
۱ پاسخ۱۰۵ بازدید
1404/03/12
ناشناسخانواده و روابط
ترس از ازدواج
با سلام من همونم که گفتم آقا پسر تر از ازدواج دارن
بنده ۳۷ سالم هست وایشون ۳۵ ساله
بله آشنایی ما به قصد ازدواج هست . این اقا میگن که من بعد از ورشکستگی( که مسببش دوستان و نزدیکان و کسانی بودن که من بهشون اعتماد داشتم) سختی هایی زیادی کشیدم تا تونستم سرپا شم واقعا تحمل یه شکست دیگه رو ندارم از اعتماد دوباره ترس دارم
میگن که گاهی اوقات فک میکنم اصلا شاید اشتباهه با این ترس به ازدواج فک کنم
۳ پاسخ۶۲ بازدید
1404/03/07
ناشناسخانواده و روابط
چکار کنم آیا اصلا ازدواج کنم ؟
سلام راستش من وقتی میرم خواستگاری یک دختری وقتی بحث مسائل مالی میاد وسط به خونواده دختر میگم که من مهریه رو به هیچ وجه قبول ندارم ولی اینو قبول میکنم که هرچی تو زندگی بدست اومد نصف نصف باشه یعنی دیگه مال من یا مال تو نباشه وکلن برای «ما»باشه .من حتی به این هم راضیم که هرچی رو که قبل از ازدواج هم بدست آوردم با هم نصف کنیم ولی اونا قبول نمیکنن میگن باید حتما مهریه باشه !!!!آخه شما هم وضعیت مهریه رو که میدونید به هیچ وجه نمیشه به مهریه اعتماد کرد الان بیشتر دوستای من سر همین مسئله مهریه ازدواج نمیکنن ولی من چنین درخواستی رو که به خانواده دختر و خود دختر میدم قبول نمیکنن من خودم ۲۵سالمه و دوتا خونه یک ماشین شاسی دارم اصلا هم خسیس نیستم . من کلن شیوه فکرم اینجوریه که اگر زنی وارد زندگیم شد بهش به عنوان کنیز و برده نگاه نکنم بلکه به عنوان شریک مهم و همسر وفادار بهش نگاه کنم کسی که بتونم بهش اعتماد کنم ولی واقعا اکثرا رو مهریه بیشتر فشار میارن بخدا مهریه ظلم تو این وضع
راستش پدرم بهم گفت تو ارزشت بیشتر از این حرف هاست و خودتو با این دخترا کوچیک نکن من ناراحت شدم ولی وقتی اینجور ادمارو میبینم واقعا احساس میکنم حرف پدرم راسته
۳ پاسخ۹۷ بازدید
1404/02/27
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
سلام و وقت بخیر خدمت کارشناسان عزیز،بنده چهل سالمه با خانمی 35 ساله آشنا شده بودم از طریق یکی از همین موسسه های ازدواج ،ایشون در اوایل آشنایی خیلی خوب بودن و با تمام حرفهای بنده موافق بودن ،روزی ک قرار حضوری گذاشته بودیم ایشون آخر حرفاشون گفتن که من مهریه پنج تا چهارده تا باشه اصلا قبول نمیکنم باید صد به بالا باشه کاری نداریم بالاخره باشوخی کردن و صحبت کردن بنده رو راضی کردن،ایشون با محل زندگی آینده بگی نگی مشکل داشتن وبا صحبتهای بنده قبول کردن ک یکی دوسالی زندگی کنیم و بعد جابجا بشیم،بعد از مهریه و مسکن گیر دادن که سرویس طلا میتونی بخری یا نه ،و من چون واقعا دست و بالم خالی بود و میدونستم نمیتونماز عهده اش بر بیام قبول نکردم ،و ایشون خیلی راحت پشت پا زد به همه قول و قرارهایی ک گذاشته بودیم و کلا کات کرد،سوال بنده اینه که آیا ممکنه ایشون پشیمون بشه و برگرده ،یا صلاح میدونید که دوباره به ایشون پیام بدم و صحبتی داشته باشم،اگه بله چه صحبتی کنم که راضی به زندگی بشه ،ببخشید زیاد شد صحبتهام ولی خیلی این مسئله برام مهمه ،چون واقعا از ایشون خوشم اومده بود،ممنون
۵ پاسخ۱۴۰ بازدید
1404/02/18
ناشناسخانواده و روابط
خانمها از زندگی کردن چی میخوان ارامش یا پول
سلام و عرض ادب به همه دوستان
من شخصا یه چیزی رو نمیتونم درک کنم و اصلا متوجه نمیشم خواهش میکنم راهنماییم کنید، وقتی برنامه شخصی رو معرفی میکنه و مشخصات و اطلاعات طرف مقابل رو میخونم و میبینم رزومه ای که از خودش داده حداقل هشتاد درصدش به من میخوره و درخواست اشنایی بیشتر رو میدم و وقتی با اون خانم چند روز صحبت میکنم میبینم تمام صحبتهایی که کردیم نشان از درک متقابل هستش و از نظر برخورد و شخصیتی یکی هستیم ولی همیشه یه جای کار میلنگه و اونم این هستش که وقتی طرف مقابل میبینه من خونه ندارم خیلی راحت میگه شرمنده شما آدم فوق العاده خوبی هستی از نظر شخصیتی و چهره و همه چی اوکی هستی ولی من یه پشتوانه ای باید داشته باشم شما الان چهل سالتون هستش و خونه ندارید من باید یه پشتوانه داشته باشم. این یه موضوع هستش که من نمیتونم درک کنم چون خیلیها خونه ندارند ولی زندگی فوق العاده خوبی در کنار هم دارند و موضوع دیگه اینکه من یه پسر دارم و توی مشخصاتی که از خودم ثبت کردم همه رو توضیح دادم و میبینم یه خانم گفته خب من فرزند اقا رو قبول میکنم ولی زمانی که با طرف مقابل صحبت میکنم و میگم من یه فرزند دارم شما مشکلی ندارید و اوکی هستید در جوابم میگن اگر من بچم رو بیارم پیشمون شما مشکلی نداری منم میگم خب نه چه ایرادی داره اتفاقا زمانی که بچه هامون کنارمون باشه راحتتر و بهتر میتونیم آرامش رو به هم بدیم و اینجوری دغدغه کمتری داریم وقتی این صحبتها که میشه و همه چی اوکی میشه به اون خانم میگم که خداروشکر یکی هستش که زندگیش شباهتهای زیادی به خودم داره پس میتونیم خانواده ها رو در جریان کامل بزاریم و موضوع رو جدیتر پیش ببریم در همین لحظه هستش که با این واکنش روبرو میشم که اگر بخوایم زندگی رو شروع کنیم پشتوانه من و بچم چی هستش واقعا این چیزا رو نمیفهمم و نمیتونم درک کنم مگه پشتوانه قویتر از رفتار و کردار و شخصیت بالا و حتی سالم بودن طرف داریم من نمیفهمم چطوری خانمها با حقوق صد میلیون ماهانه که در میارم نمیتونن زندگی رو اداره کنن و بچرخونن یکی این مطلب رو برای من روشن کنه که خانمها از زندگی مشترک چی میخوان پول میخوان مادیات میخوان یا یه آدمی رو میخوان که سالم و درست باشه تا بتونن کنارش آرامش و آسایش رو داشته باشن . این رو هم میدونم و میفهمم که پول شاید هفتاد درصد ارامش و اسایش رو توی زندگی بیاره ولی نمیفهمم که چطور با این درامد من نمیتونن زندگی کنن . بعضی اوقات میگم ولش کن کسی دیگه زندگی کن نیست و فقط توی دنیا پول هستش که جواب میده ولی باز میگم نه آدم به یه همدم نیاز داره
ازدواج بخاطر پولحقوق غیر مالی زن در ازدواج عدم درک متقابل همسران مسائل مالی وضعیت مالی بعد از ازدواج 5+
۳ پاسخ۱۱۵ بازدید
1403/08/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995612
سلام خسته نباشید خانم ۴۳ ساله هستم چند بار میخواستم خودم بروم درخواست ورودی پرداخت کنم هزینه اش و همدم خودم انتخاب کنم ولی نتونستم با خودم کنار بیا یم این انتخاب کنم .مرد زتدگیمو میگم یک وقت بد نباشد یا مسخره ام نکنند که من خانم هستم خودم خواستگاری کردم ازیک آقا مورد تمسخر قرار نگیرم و خیلی سوالها دیگر تو ذهن ام میاد . ( حالا میخواهم از شما مشاور عزیز کمک بگیرم چیکار کنم این کار و تصمیم برای یک خانم چقدر درست هست ؟؟ دجار مشکل در آینده نمیشوم ؟ لطفا کاملا کمک کنید منفی و مثبت بودن این تصمیم ؟؟؟ ممنون میشم نمیتونم تصمیم بگیرم
۳ پاسخ۳۰ بازدید
1403/05/27
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج و مدیریت مالی
دختر ۳۴ سالهام با شرایط مالی خوب. خواستگار ۴۰ ساله دارم که از نظر فکری و اخلاقی شبیه من است اما سابقه ورشکستگی دارد و در ۴۰ سالگی دارایی قابل توجهی ندارد. با توجه به اینکه مدیریت مالی نداشته، آیا ازدواج با او تصمیم درستی است؟
مدیریت1انتخاب همسر1مهمترین معیار انتخاب همسر1تردید در تصمیم گیری برای ازدواج1موقعیت اقتصادی نامناسب 1+
۴ پاسخ۳۲ بازدید
1403/05/09
سوال 994798
از تک تک شما مشاوران محترم بابت پاسخهای جامع و بسیار کاربردی نهایت سپاس رو دارم ، درادامه مطلبی که مطرح کردم ( دختر ۳۷ ساله ای که در پیدا کردن همسر هم کفو و متناسب با شرایطش مشکل داره) در مورد تعدیل تمایلات و توقعات مادی و درنظرگرفتن فاکتورهای دیگه که فرمودین باید عرض کنم به شخصه بارها در مورد خواستگارانی که داشتم این مساله رو رعایت کردم و با این دید به مساله خواستگاری نگاه کردم که نباید دنبال اشتراکات و تشابهات ۱۰۰ درصدی بود چون عملا غیر ممکنه و فقط انتخاب رو سختتر میکنه اما زمانی که میبینم کمرنگ کردن هرکدوم از این ملاکها چه درمورد مسایل مادی و چه دیگر ملاکها مثل تحصیلات و شغل و شان خانوادگی در ازدواج باعث بروز چه مشکلاتی در رابطه میشه مجبورم به این مسایل جدی تر نگاه کنم بعنوان مثال سالها پیش در مورد یکی از خواستگارانم به سالم بودن ، ایمان و خانواده ساده اما خوبشون اکتفا کردم و با علم به اینکه اون آقا از لحاظ مالی در حد معمولی و عرف جامعه اما بسیار پایینتر از ما قرار داشتن طی صحبتهامون من به یک منزل استیجاری کوچیک در یک شهرستان دور از خانوادم با حداقل امکانات زندگی راضی شدم گرچه بسیار مردد بودم آیا در عمل و درطولانی مدت میتونم با این شرایط کنار بیام؟منتها اون آقا طی همون مراحل اولیه آشنایی توقعات مالی بسیار زیاد و عجیب و نابجایی از خانواده من پیدا کردند ، علاوه بر اینها اون آقا چون از هر لحاظ مارو بسیار بالاتر از خودشون میدیدن به اشتباه هر حرف یا عمل من و خانوادم رو مبنی بر فخرفروشی و تحقیر خودشون تلقی میکردن، و من تمام وقت و انرژیم بجای پیشبرد رابطه و شناخت بیشتر، صرف توضیح مداوم و رفع سوتفاهمهای ساخته ی ذهن اون آقا میشد و درنهایت بخاطر فشار همین مشکلات و اختلافات فاحش اقتصادی و فرهنگی و غیره که بین ما نمایان شد خواستگاری رو کنسل کردم.و این تجربه برای من حاصل شد که توجه به کفویت مالی با طرف مقابل بسیار مهمه که شاید اگر همترازی و تشابه اقتصادی بین ما وجود داشت اینهمه مشکلات عجیب هم بوجود نمی اومد چون من پذیرفته بودم که برای ازدواج با هر فردی باید کمی از توقعات و خواسته هام کم کنم درحالی که مشکلات از عدم تناسبها بوجود اومده بودن نه از توقعات من.ازاین تجربه که بگذریم مواردی بوده که خود آقایون طی صحبتهای اولیه خواستگاری بعد از دیدن و شنیدن موقعیت خانوادگی من اقرار کردند که فاصله طبقاتی ما از لحاظ اقتصادی و دیگر مسایل بسیار زیاد هست و از این بابت اظهار نگرانی کردن که ممکنه نتونن همسر مناسبی برای من باشن و خودشون خواستگاری رو کنسل کردن....بنابراین مجددا عرض میکنم که بنده در ازدواج دنبال اشتراکات و تشابهات ۱۰۰درصدی با طرف مقابلم نیستم اما سوال اصلی من این هست : دختری که از ابتدای زندگیش در رفاه مالی بوده و به این سبک زندگی عادت کرده آیا توقع نابجایی هست که دنبال هم کفو بودن و داشتن حدددداقل شباهتها با همسر آیندش باشه؟ آیا همچین دختری میتونه به یکباره از یک عمر زندگی در رفاه و ثروت به یک زندگی معمولی وارد بشه و بتونه بسرعت و موفقیت آمیز خودش رو با شرایط جدید وفق بده؟ آیا همگی شما مشاوران محترم ازدواج یک دختر بسیار مرفه رو با یک فرد معمولی از نظر اقتصادی تایید میفرمایید؟ضمن اینکه بنده با توجه به شرایطم ملاکهای دیگه ای مثل تحصیلات، اعتقادات مذهبی متعادل، جایگاه شغلی و اجتماعی ، خانوادگی و غیره هم برام مطرح و بسیار مهمه که هرکدوم چالشهای خاص خودش رو داره
مهمترین معیار انتخاب همسر1اضطراب و استرس1تمایل به ازدواج1تردید در تصمیم گیری1معیارهای انتخاب همسر15+
۵ پاسخ۲۳ بازدید
1403/02/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993762
سلام علیکم عرض ادب و خسته نباشید خدمت شما .من ۲ جلسه با آقایی صحبت کردم که آشنای ما هستن،از لحاظ روحیات و اعتقادات تقریبا مشابه هستیمولی از بعد مالی ، حقوق ایشان شاید ۶ برابر کمتر از پدرمو همه به من میگن که اگر میتونی این شرایط رو تحمل کنی ادامه بدهماشین دارن ، درمورد خانه پول واریز میکنن (ماهی ۲ تومن دستش میمونه) و مهمتر اینکه من مطمئن نیستم چهره ایشان بعنوان همسر به دلم نشسته باشهیعنی معذرت میخوام مثلا بوسیدن رو من نمیتونم باهاشون تصور کنم. حتی اول که عکس ایشون رو دیدم هم خوشم نیومده بود(بطور کلی ظاهرشون اوکیه ولی معیار من با خانواده فرق داره در زیبایی)چهرهاشون با چیزی که در فکر من بود فرق داره کمی حس میکنم پسر خیلی خوبیه و پرتلاش و البته از من بسیار پختهتر هست که نگرانم میترسم بیدلیل رد کنم و پیش خدا شرمنده باشم.چه راهکاری پیشنهاد میدین؟خصوصا درمورد ظاهر ایشون
۴ پاسخ۲۳ بازدید
1403/01/06
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 993387
سلام من جدا شدم ۵۰ سال سن دارم تنها هستم دنبال یکی هستم کنارم باشه ولی اکثر بانوان دنبال پ ل یا طلا هستن نه زندگی خسته شدم موقعیت خ بی هم دارم هیچی هم نمیخام ولی نمیشه لطفا راهنمایی کنین ممنون
۵ پاسخ۴۵ بازدید
1402/12/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993292
باسلام ووقت بخیرخدمت مشاوران عزیزیک سوالی دارم درمرحله اول اشنای وقتی سوالاتی روازیک آقا پرسیدم جواب همه سوالات وداداماهیچ کدام ازپاسخها رونپسندیدم مثلا داشتن خانه برای آقای ۴۲ ساله ماشین ودرامد که دارای یک فرزند ۱۶ ساله هم باشند واقعا لازم وضروری هست به نظرمن منی که تاحالا ازدواج نکردم براشون ارزوی موفقیت کردم وایشاندرپاسخ میگن که همه چیزروبه من دروغ گفتند میخواستند من روبسنجند سوال اینه ایا درهمان اول اشنای دروغ گفتند درست است برای سنجدیدن طرف مقابل سپاسگذارم
۶ پاسخ۲۶ بازدید