پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

12 ماه پیش

بی علاقگی تحصیلی

سلام-برادرم دانشجوی ترم هفتم کارشناسی رشته کامپیوتر است . ایشان از اولین سال تحصیلی اش با دروس این رشته (خصوصا دروس ریاضی آن که تعداد آنها زیاد است) ارتباط نگرفته است. الان ترم 7 است و 62 واحد باقی مانده دارد(77 واحد را تا الان با کلی عذاب پاس کرده). بنظر میاد که اگر در دروس مانده مردود نشود، تا نیمسال 10 بتواند فارغ التحصیل شود. اما من اصلا اراده ای برای تغییر در او نمیبینم و هنوزهم به راحت طلبی هایش ادامه میدهد. با این که همیشه حمایتش میکنیم و کمکش میکنیم و در پایان هر ترم با تجربیات تلخ مردودی روبرو میشود، اما حاضر نیست برای موفقیت خودش تلاش بکنه. حتی به او پیشنهاد کردم که از رشته تحصیلی اش انصراف دهد و تغییر رشته دهد و حاضر به این کار هم نیست. چیزی که من میبینم این هست که ایشان دارن عمر و سلامتی بدنی خود را نابود میکنند (که در اثر اضطراب های پیاپی به انواع مشکلات دچار شده اند) . نه میتونیم رهایش کنیم (که اخراج شود و به سربازی برود) و نه میتونیم بیشتر از این کمکش کنیم. واقعا چه کنیم؟ چون در زمانی که نصیحتش میکنم بنظر میاد که گوش میده و فردایش به همان رفتارها ادامه میده و از والدینم نیز حرف شنوی زیادی نداره.ممنون
1404/07/14

زیادی خوب بودن

سلام و وقت بخیر خدمت مشاوران عزیز خانم دکتر،بنده ۳۶سالمه وهمیشه از کودکی یه حس بدی نسبت به مظلومیتِ مادرم داشتم! مادرم یه خانمه۵۵ساله هستن،به شدت مهربون،دست و دل باز و به معنای واقعی خاااااانوم (عاشقانه دوسش دارم و حاضرم تمام داراییمو بهش ببخشم) ولی مشکل من اینه که،(مخصوصا از زمان فوت پدرم که برای ۱۴سال پیشه) مادرم همیشه مظلوم و ساده بوده و خیلیا چه تو فامیل چه غریبه از رفتارش سواستفاده میکنن و باعث ناراحتیش میشن بی اعتماد بنفسیشون و خجالتی بودنشون باعث شده با اینکه مادرم جوون هستن ولی همیشه برای کارهای پزشکی و غیره یکی از بچه ها همراهش باشن و در نبودمون من همش استرس میگیرم ک اتفاقی براشون نیوفته این کارهای مادرم واقعا باعث شده من بشدت حرص بخورم و از بچگی همش ناراحته مادرم باشم و در حال حاضر عصبی و پرخاشگر بشم نسبت بهشون،این در حالیه که بعضی وقتا از شدت عصبانیت تو دلم " ازش متنفر میشم،بدم‌میاد ازش،دلم میخواد بزنمش حتی" با اینکه از سمتی دیوانه وار دوستش دارم. همین مسائل باعث شده ؛ من که عاشق پدرم بودم و همیشه براش فاتحه میفرستادم الان بابت اذیت هایی ک خواسته یا ناخواسته از طرف ایشون به مادرم میشد و مادرم هم هیچ واکنشی نسبت بهشون نمیدادن و فقط تو خودشون میریختن،از شدت ناراحتی و فشار روحی دیگه حتی سرخاکشونم نمیرم دوست داشتم مادرم مقدر تر ،محکم تر ومدیرتر بودن(خیلی از خانم ها و اقایون هستن ک سنشون بالاتر و از پا افتاده شدن نسبت به مادر بنده، ولی ماشالله زبرو زرنگن) هم از دست خودم خسته شدم هم از دست مادرم،هرچیم بهش میگم انگار نه انگار امکان مستقل شدنمم فعلا نیست تا ازش دور باشم خواهش میکنم کمکم کنید،چون این موضوع باعث شده من حتی اگه جایی داره بهم خوش میگذره هی ناراحت مادرم و تنهاییش باشم
1403/08/05

سوال 995551

سلام.فرزنرانی که در بزرگسالی مورد ظلم پدر و مادر قرار می‌گیرند از بابت اخلاقی و قرآنی چه عکس العملی می‌توانند داشته باشند
1403/06/05

سوال 995145

چطور می تونم بین ایجاد استقلال برای کودکم و تربیت، تعادل برقرار کرد؟<br>حتی اگه این استقلال منجر به رفتارهای پرخطر شود؟
1401/09/22

سوال 22130

پدر در دوران جنینی که فرزندش در شکم مادر است، چگونه می تواند با او ارتباط عاطفی برقرار کند؟
1400/07/11
ناشناسعمومی

سوال 8273

چند آیه در قرآن کریم در مورد احترام به والدین است؟ کدام آیات؟
1400/07/11
ناشناسعمومی

سوال 5334

کدام آیات قرآن کریم درباره احترام به والدین است؟