خیلی خستم، خیلی حس پوچی دارم. دیگه انگار باید تا آخر عمرم تنها بسوزم و بسازم. مفید و درس عبرت بودم واسه بقیه. خودم هیچ و هیچ و هیچ...کاش تموم بشه این هیچ بودن. این عدم اعتماد به نفس.... درس بخون، پاک زندگی کن، سرت به کار خودت باشه، به پدر و مادر خدمت کن، آخرشم تنها بمون. خدایا عدالتت کجاس به ما همنشون بده....اعتقادم به همه چی از بین رفته به همه چی...زندگی فقط برای یسریاس بقیه اومدیم بحر تماشا و عبرت بقیه
سلام لطفا راهنمایی بفرمایید خانم بنده بسیار پرخاشگر و عصبی هستند و خیلی مواقع در حال غر زدن هستن.متاسفانه این رفتار ایشون خیلی روی اخلاق و رفتار خودم و دو تا فرزندم تاثیر گذاشته.مدام فکر میکنه باید به من و بچهها تذکر بده و جالب این جاست که با صدای بلند و داد وبیداد به ما گوشزد میکنه که آروم باشیم.معمولا همیشه سر مسایلی که به وجود میاد من و بچهها مقصریم.خیلی خیلی خسته ام از زندگی و شاید باورتون نشه فکرای ناخوشایندی به ذهنم میرسه.در منزل ما اصلا رنگ آرامش وجود نداره. در ضمن با کمال احترام به شما اصلا به روانشناس و اینجور مسایل اعتقادی ندارند.
سلام من از زمان کرونا یعنی سه سال پیش دچار اضطراب شدم و به محض مصرف دارو که توسط روانپزشک تجویز شده بود حالم خوب شد به خاطر بهبودی الان شش ماهه که تحت نظر پزشک در حال قطع کردن دارو هستم. اگر خواستگاری داشته باشم این موضوع رو چه زمانی باید بهش بگم ؟ممنونم از پاسخگویی