سلام ۴۰ساله هستم متاسفانه بعد از فوت مادرم پدرم و خواهر و برادرهام تو زندگی خودشون هستن و در واقع توجهی به خواسته من نداشتن در واقع اصلا طی این ۱۰سال تنها بودنم یکبار هم حرفی نزدن و بنده با پسرم زندگی میکنم البته یکی از دلایل وجود پسرم بوده و همچنین بنده به هیچ وجه نتونستم به زبون بیارم به نوعی روم نشده
سلاممن متولد فصل زمستان هستمبنابراین از نظر سال تولد یه سال بزرگتر بنظر برسمبنابراین بسیاری از کیس های پیشنهادی به همین علت از دست دادامبنظر شما آیا در پروفایلم میتوانم تغییر ایجاد کنم
سلام وقت بخیربنده 28 سال سن دارم و باید تشکیل خانواده بدم.بنده به عکاسی علاقه شدیدی دارم ولی در حوزه ی صنعت فعالیت دارم، و اصلا از کار صنعتی خوشم نمیاد ولی چند سال هست که به خاطر پدر و مادرم توی این کار هستم.نزدیک 2 سال هست که تصمیم دارم توی کار عکاسی فعالیت داشته باشم ولی متاسفانه خانواده به من اعتماد ندارن و میگن که این کار مناسب نیست و برای تامین خرج زندگی به مشکل برمیخوری. متاسفانه هنوز تکلیفم با خودم مشخص نیست که میخوام چیکاره باشم توی زندگی؟ عکاس یا صنعتگرواقعا از کار صنعتی خسته شدم خیلی خسته شدم، کمکم کنید لطفاچطور میتونم خانواده رو متقاعد کنم؟ با این وضعیت فکر میکنم توی ازدواج به مشکل برخورد کنم. تشکر
سلام من 35سالمه مجردم و هیچ خواستگاری ندارم منو پدر و مادرم هستیم داداش دوتا داشتم فوت شدن خیلی جسمی نابود شدم کلن خونه ام هیچ خوشی ندارم مشکلات دارم و من مبتلا ب بیماری تالاسمی هستم بخاطر این مشکل مردم فکری ندارن فکر میکنن مشکل خاصیه خواستگار ندارم کسی نیس درکم کنه
25ساله هستم و 5ساله ازدواج کردم، منو همسرم هردو دانشجو بودیم که ازدواج کردیم و همچنان هم دانشجو هستیم. پدر شوهرم با وجود وضعیت مالی عالی بدترین خونه را برای ما اجاره کردند در دورترین نقطه به دانشگاه و با اینکه پدرم از آنها خواست که اجازه بدهند پدرم خونه نزدیکتری اجاره کنند آنها قبول نکردند، و از لحاظ مالی من با پس اندازی که از قبل داشتم هزینه ها را به عهده داشتم، بعد از دوسال هم پدرم برای ما خونه اجاره کردند، پدر و مادر همسرم از این لحاظ استرس فوق العاده ای را به من وارد کردند، و من هر لحظه از آنها ناراحتم و احساس تنفر دارم. بالا رفتن هزینه های اجاره منزل باعث غم بزرگی در زندگی من میشه، که میخواستم بابت کنترلش راهنمایی بگیرم
سلام خسته نباشید یک خواستگار برایم معرفی شده اول مادرشان تماس گرفت با مادر من صحبت کرد و شماره تلفن من را از مادرم گرفت که بدهد به پسرش بامن تماس بگیرد صحبت کنیم ولی متاسفانه پسرشان بعد از دو روز برای من مسیج زدند گفتند مادرم با مادر شما در مورد من که همه مورد را گفته با تلفن حالا شما عکستان را برای من بفرستید . من در جواب ایشان گفتم مادر هایمان صحبت کردند من که با شما صحبت نکردم و شما وعقاید شما را هنوز نشنیدم با مسیج که نمیشه همدیگر را شناخت از دادن عکس متاسفم نمیتونم عکس بدهم ( در ضمن این آقا متولد ۵۳ هم هستند ) به نظر شما کار و روش لم درست بوده ؟ و ایشان هم بهشان بر خورد وبا همان مسیج خداحافظی کرد
سلام خیلی کاری هستم و خودمو به آبو آتیش زدم که وضع مالیم بهتر بشه خیلیم کارا انجام دادم خیلم تلاش کردم ولی برشکست شدم الانم تقریبا میشه گفت کارگر هستم و تنها زندگی میکنم از پس زندگیم برمیام ولی درآمدم زیاد نیس زیاد مادی نیستم ولی همیشه دلم میخواسته که همسرآیندم تو رفاع کامل باشه و هیچ وقت حسرت نخوره چون خودم خیلی سختی کشیدم و کمک کردن به دیگران حالمو خوب میکنه همه میگن مهربونم و روشن فکرم بنظرتون میتونم یه خانمی که وضع مالیشی خوب باشه ازدواج کنم بخدا هیچی برام از مال دنیا ارزش نداره و سعیمو میکنم برای زندگی خوب تا خوشحال باشه الان ۲۸ سالمه و خیلی دلم میخواد زن و بچه داشته باشم