پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/01/11

سوال 993441

سلام من تو زندگیم متوجه یه چیز عجیبی شدم مثلا برای ادامه تحصیل من حین اشتغال در مقطع کارشناسی ارشد در یکی از دانشگاههای خوب ایران درس خوندم باوجود اینکه در محل کارم همکاران حسود خیلی سنگ جلوی پام می انداختند خودبخود شرایطی ایجاد شد که راحت درسم تمام کردم مثلا در یک ترم استادی که زباد سخت گیر نبود چند درس ارائه میداد خودم دست خداوند را پشتم حس میکردم یعنی در تمام موارد شانس آوردم در مورد خیلی اتفاقات دبگه زندگیم هم خدا کمکم کرد برای بدست آوردن شغل یا سربازی یا گرفتن گواهی نامه رانندگی و ...خودم کمک خداوند را حس میکردم ولی نمیدونم در بحث ازدواج چرا خدا کمکم نمیکنه به شدت تشنه ازدواج و تشکیل خانواده هستم ولی نمیدونم چرا همش دختر خانمهای عجیب غریب سر راهم میاند مثلا طرف آنقدر خودشیفته است که براحتی به خودش اجازه میده به من توهین کنه یا برای طرف کلی انرژی میذارم گل میخرم غرق محبت میکنم ولی طرف بی دلیل ردم میکنه با طرف مشکل جسمی داره آنچنان هم زیبا نیست دوست داره زودتر از من فرار کنه درصورتیکه در بین آقایان من بد نیستم یا کلی هزینه و انرژی صرف میکنم منت فامیل میکشم که بامن بیاند منزل دختر خانم و میرم خواستگاری دختر یه دفعه معلوم میشه بنده خدا بیماری صعب العلاج داره البته تک و توک موارد خوبی داشتم ولی یا خودم یه حرف اشتباهی میگم یا تصمیم اشتباهی با دخالت منفی دیگران میگیرم که همه چیز خراب میشه واقعا خودم حس کردم خدا انگار نمیخواهد ازدواج کنم دعا و نذر و کمک به فقرا همیشه کردم ولی نمیدونم انگار ازدواجم طلسم شده همکارام با اولین خواستگاری ازدواج میکنند حتی در همین همدم تونستند مورد ازدواج خوب پیدا کنند ولی من نمیدونم چرا هرچی جلوتر میرم موارد ازدواجم بدتر میشه آیا دلیل روانشناسی میشه برای این مورد پیدا کرد گیر من در کائنات چیست فقط دنبال یک رفیق و دوست و همراه برای ادامه زندگی هستم ولی هر کس گیر میارم طوری حرف میزنه انگار با دشمن یا رقیبش طرفه من خرافاتی نیستم ولی انگار نفرین یا دعایید پشت سرمه چکار کنم
1403/01/11

سوال 993440

سلام لطفاً کمکم کنید از همه چیز بدم میاد خاطرات گذشته یادم میوفته چکار کنم حالم اصلا خوب نیست از زمین و زمان بدم میاد
1403/01/10

سوال 993435

سلام من همونی هستم که از خانومم تازه جدا شدم و نه خونه دارم و نه ماشین و شاید هم اگه بتونم مهاجرت کنم در مورد مهاجرت و همچنین سختی هایی که داره بهم مشاوره دادید ممنونم ولی به نظر من اگه من بتونم برم شاید بهتر باشه چون وقتی من اینجا تعلقی ندارم برای چی اینجا بمونم و خودمو گول بزنم ایران هم که شرایطش داره بدتر میشه حداقل اگه از اینجا برم و میتونم تمام فکر و ذکر و انرژی که دارم اونجا بذارم که فشار روم کمتر بشه و اینجوری حداقل خانومم که خیلی دوسش داشتم از یادم میره و حداقل اینکه شرایط ایران رو دیگه نمی‌بینم حتی اگه بری افغانستان از اینجا بهتره خودمم زیاد دیگه مایل نیستم ازدواج کنم چون اکثر خانوما برای پول ازدواج میکنن اگه یه روزی هم اگه ازدواج بکنم انرژی رو برای خانومای اونطرف می‌زارم فکر کنم اونا بهتر از ما باشن حداقل اونا به تعهد اعتقاد دارن بازم ممنون که راهنمایی کردید
1403/01/10

سوال 993429

مشکلاتم یکی دوتا نیست، شوهرم اعتیاد شدیدی به بازی آنلاین پیدا کرده، بدن ساز بود ، الان شش ماه رنگ باشگاه رو ندیده، من دیگه حالم بد میشه گوشی رو دستش میبینم، به‌شمار میگم قشقرق به پا میکنه میگه من سرگرمی ديگه ای ندارم، چی کار باید کرد؟ کاری که از دست خودم بر بیاد
1403/01/10

سوال 993428

یه پسر چهارساله دارم، وقتی بچه ای وسیله اش رو از دستش میگیره مقاومتت نمیکنه و سریع اون وسیله رو میده به اونا، من حیلی حرص میخورم، راهنمایی کنید لطفا
1403/01/10

سوال 993426

سلام مشاورهای محترمی که میگن تست نئو اهمیت خاصی نداره و خیلی بهش تکیه نکنید، پس چرا توی صنف تون تست میگیرید از کاربر ؟ اونم با هزینه های گزاف؟ اگر اهمیتی نداره چرا اصلا استفاده میشه؟ دو پهلو صحبت میکنید، میگید مهمه اما بهش تکیه نکنيد!
1403/01/10

سوال 993425

سلام خدمت مشاوران گرامیمن با خواستگارم سه ماهه که در دوران آشنایی هستیم ایشون اولای ارتباط خوب بودن ولی بعد که شناختمون کامل تر شد این اواخر از لحن حرف زدنشون من حس میکنم دارن منو تحقیر میکنن مثلا میگن شما ذهنتون ریاضیه و صفر و یکی عمل میکنه اگر از سرکار آدم بیاد خسته باشه مجبور میکنید یه کاری رو انجام بده یا اینکه من مثل شما نیستم برای هر دقیقه از زندگیم برنامه داشته باشم شما خیلی گیر میدی و این حرفادر کل وقتی باهاشون این اواخر حرف میزنم حس میکنم اعتماد به نفسم رو از دست میدم یعنی غیر مستقیم من رو میکوبن، از طرفی حدود 9 سال فاصله سنی داریم(ایشون 33 سالشه) من دختر شاغل و تحصیل کرده ام ایشون هم همینطورن و خیلی از ملاکامون به هم میخوره اما این اخلاق ایشون منو آزار میده نمیدونم با این وضعیت ادامه بدم یا نه؟ در ضمن ایشون از ابتدای ارتباط هم در مورد مسائل مالی با من شفاف نبودن و با کلی سوال در مورد داراییشون بالاخره من متوجه شدم اما در پاسخ به سوالات مالی هم گارد میگرفتن و میگفتن شما خیلی جزئی نگرید. از مشاوران خواهش میکنم منو راهنمایی کنن
1403/01/10

سوال 993424

سلام منم یک زندگی اجباری دارم تحمل میکنم
1403/01/10

سوال 993423

سلام وقتتون بخیر من تازه از همسرم جدا شدممن یه مشکل اساسی دارم اینم اون که من نه خونه و نه ماشین دارم علتشم اینکه کلا من برای زندگی قبلیم خرج کردم منظورم مهریه نیست بلکه من خرج کردم و اون جمع کرده البته نوش جونشسوالم اینکه من میتونم ازدواج کنم یا نه؟ یا به فکر این باشم که تمام توانم رو جمع کنم برای از ایران رفتن لطفاً راهنماییم کنید واقعا نیاز به کمک دارم ممنون
1403/01/10

سوال 993421

سلامبعد از اینکه تو برنانه همدم معرفی شدیم.برای اولین دیدار که بیرون قرار گذاشتیم با مادرامون، چه چیزهایی باید بپرسيم تا بفهمیم باید باهاش ادامه داد؟ و اینکه بعد از جلسه اول که بیرون همو دیدیم بعدش قرار خواستگاری بذاریم؟
1403/01/09

سوال 993419

سلام و درودمن و خواستگارم تست نئو دادیم چند مورد با هم تفاوت داشت میخواستم بدونم نظر مشاوران راجع به این موارد چیه آیا مشکل ساز است یا نه؟مولفه قاطعیت من بالا ایشون بسیار بالامولفه دیدگاه من پایین ایشون بالامولفه صداقت من نرمال ایشون پایینمولفه نوع دوستی من پایین ایشون بالامولفه نظم من نرمال ایشون بسیار پایینمولفه تصمیم گیری من بالا ایشون پایینمولفه شایستگی من نرمال ایشون بالامولفه ی خویشتن داری هر دو بالامولفه فعالیت ایشون بالا من پایینپیشاپیش ممنونم از مشاوران عزیز🙏
1403/01/09

سوال 993417

سلام وقت بخیرمن دختری 24 ساله هستم که یک خواستگار دارم با 10 سال فاصله ی سنی، حدودا 4 ماهه که با هم در ارتباطیم، مشکلی که دارم اینه که به صورت کلی با ایشون به مشکل یا چالش آنچنانی در صحبت ها برنخوردم به صورت کلی ایشون خیلی پخته تر از من هستن اما شوخ طبع هستن و در هنگام صحبت هاشون بعضی وقتها حس میکنم بهم توهین میشه مثلا در زمان صحبت هامون از ویژگی و شناخت هامون بهم گفتن شما انتقاد پذیر نیستی و قدرت طلبی، البته من خودم به شخصه فکر میکنم همینجوری ام اما از طرفی وابسته ی خانواده ام و حرفای ایشون رو که به خانواده میگم اونا میگن چرا جوابش رو ندادی یا اینکه جلوش نباید کم بیاری نمیدونم چیکار کنم قدرت فکر کردن ندارم نمیتونم به تنهایی تصمیم بگیرم. در ضمن این آقا اعتماد به نفس بالایی دارن و کلا خودشون رو دست بالا میگیرن و یکی دوبار به خنده و شوخی بین حرفاشون گفتن من دارم خیلی اشتباه میکنم که ازدواج میکنم ولی این حرفشون هم به من برخورد

صفحه 196 از 644