پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/05/06

سوال 18340

سلام خسته نباشید بند رفتم خواستگاری یک دختر خانم که 3سال از خودم بزرگتر هست سواد خودم دیپلم هست ولی اون راهنمایی خونده بنده در اسر یک اتفاق شنوایی کم شده باید از سمعک استفاده کنم که بهش گفتم همان روزی خواستگاری وحتی تواتاق هم به دختر خانم گفتم گفت مشکل نداره بعد حرف زد با ایشان زیاد تو دل نبود چهره ایشان بعد که با خانواده خودم مشهورت گرفتم قبول کردم بروم آزمایش خون روزی که رفتم آزمایش خون خواهرش به مادر گفت بود قوده ترولید داره زمان که رفتم خواستگاری هیچ بهم نگفتن حتی زمانی که با دختر خانم تو اتاق تنها حرف زدم هیچ نگفت حتی ازش سوال کردم گفتم مشکل چیز هست بگو بین خودمان می ماند هیچ نگفت رفتم آزمایش خونه خدا شکر مشکل نبود خون به هم خورد کل ایشان دو هفته با من آشنا شده بعد رفتم مشاوره قبل ازدواج مشاوره به من گفت ایشان مشکل دید مستقیم داره یعنی وقت باهاش حرف می زنی یک کلمه نگاه می کند بعدش سرش می اندازد پایین روز اول خیال کردم برای شرم‌و حیا هست ولی این جوری نبود مشاوره بهم گفت باید دختر خانم آزمایش ژنتیک بده دیگه من منصرف شدم ازدواج کنسل شد حال بعد از مدتی دختر خانم هی به من پیام میده میگی دوست دارم بهتر از من پیدا نم کنی من بهت وابسته شدم و از این حرف من بهش گفتم من چقدر با من بود که وابسته شد میگه نه امد من عشق خودت کردی رفتی حال هی بهم پیام می دهد زنگ میزنم من مجبور شدم بزارمش تو لیست سیاه بلاکش کردم ول کن نیست تو این جریان که بهم پیام می دهد خانواده دختر خبر نداره ولی خانواده ما خبر داره من میترسم باهاش باشم به من وابسته بشه بعد دیگه بد بشه من عذاب وجدان دادم می خواستم بدون چی کار کنم ممنون میشم راهنمایی کنید با تشکر
1401/05/06

سوال 18339

سلام من دنبال یه رابطه موقت و کوتاه مدت هستم اما کسی رو تا حالا پیدا نکردم لطفا کمکم کنید
1401/05/06

سوال 18338

سلام چطور ی برنامه همدم رو بروزرسانی کنم ممنونم.🙏
1401/05/06

سوال 18337

<p class="paragraph"> برای من نوشته در استان شما بالای ۱۰۰۰ نفر هستند بعد جالبه جست و جو میزنم کلا ۴ نفر که اصلا ملاک و معیار یا در سطح من نیستن .... کاش برنامه همدم گزینه های انتخاب بیشتر کنه برای امتحان زدم مثلا من یک گزینه فقط انتخاب و زدم حقوق بالا طرف نوشته لیسانس بیکار ببخشید این کجاش حقوق بالا هست .. من بچه مذهبی با ۳۴ سال سن جراح فوق تخصص حقوق خدا رو شکر از قشر کارمند بالاتره ولی نزدم این ها بر چه ملاکی بچه پولدار شدند ... من محل زندگیم شمال تهران و ماشین خارجی و غیره دارم این ها بر چه ملاکی همدم زده حقوق بالا ... یا دیپلم بیکار ؟ حقوق بالاش کجاست ؟ توهین به مدرک نمیکنم خدای نکرده میخوام بدونم همدم چطور تشخیص داده حقوق بالا هستن وقتی طرف بیکار هست ؟ و یک درخواست دارم لطفا انتخاب گزینه ها خیلی اسم ندارن خط تیره گذاشتن این نشد من چطور بفهمم این اسم یا فامیلیش اول اطلاعاتس هم داده بشه چطور تایید شده </p>
1401/05/06

سوال 18336

با سلام و احترامبه نظر شما درسته که طرف مقابل توی دوران آشنایی مدام ما رو محک بزنه ؟ یا قضاوت کنه ؟راستش من توی چنین موقعیتی قرار گرفتم و اصلا نمیتونستم خودم باشم چون مدام میترسیدم مورد قضاوت نادرست قرار بگیرم ‌در آخر هم نتونستم خودمو ابراز کنم و چنین شد و توی جلسه دوم اون آقا گفت ما دنیامون متفاوته هست .در صورتیکه رفتار خودشون باعث شده بود من اصلا نتونم خودم باشم .میخواستم بدونم من باید چی کار کنم ؟ توی این موقعیت واقعا خیلی سخته زیر ذره بین و قضاوت باشی راستش خودم ترجیح میدم کم کم طرفمو بشناسم .اما الان نمیدونم چی درسته و چی غلط سپاسگزارم
1401/05/06

سوال 18335

اینجانب دختری 39 ساله از ارومیه هستم و تاکنون موفق به ازدواج نشده ام و خیلی نگران و مضطرب از این بابت هستم و موردهای مناسب پیش نمیآید و یا اصلا موردی نیست و از طرفی نگرانم که بچه دار نشنوم و واقعا نگران هستم خواهشمندم راهنمایی بفرماید مرسی
1401/05/06

سوال 18334

سلام من احساس میکنم که برای فرار از خانوادم میخوام ازدواج کنم چون واقعا دیگه دلم نمیخواد باهاشون زندگی کنم همش با خودم میگم یه روز به مرگمم مونده باشه اصلا پیر شده باشم که بگن تو دیگه الان رفتن از خونه پدری به چه دردت میخوره بازم دوست دارم فقط برم به جای دور زندگی خودمو داشته باشم و هیچ وقت دیگه خانوادمو نبینم از وقتی به دنیا اومدم همش دعوا و حال بد و مادر و پدری که همش محدودت میکنن و احساس میکنم تمام شور و اعتماد به نفسم رو همه وجودمو اینا تو کودکی ام و تو طول زندگی تو این خونه سمی خراب کردن و منو از لحاظ روحی له و لورده کردن احساس میکنم با این حال ازدواج کردنم یه اشتباه بزرگه چون به محض اینکه بتونم مستقل شم شاید اصلا شوهرمم نخوام چون از هر چی مرده بدم میاد انگار شوهر به چشم من یه کسی که فقط میاد منو از اینجا میبره و چند سال خونه یه مرده دیگه بتونم پیشرفت کنم و بعدشم رها شم و واقعا این اشتباست چه بسا یه شوهری گیرم بیاد سلطه گرتر از خانوادم فقط دلم میخواد یکی بیاد منو ببره و برام پدری کنه واقعا تنها چیزی که نیاز دارم، شوهر نیست فقط یه ادمه یه انسان یه کسی که دست و پای شکسته روحی منو ترمیم کنه و کمکم کنه رو پام وایسم خیلی حالم بده واقعا کلافه و بلاتکلیفم روحیه خیلی ضعیفی هم دارم دلم میخواد مستقل شم اما خانوادم نمیذارن سرهرکاری که میتونم انجام بدم برم ولی من هیچ مهارتی ندارم و میگن بیا خودت بی عرضه و به درد نخوری وگرنه برو کار کن بعد از طرفی کارایی مثل فروشندگی و منشی گری که میتونم انجام بدم رو نمیذارن و مخالفت میکنن توقع دارن یه شغل سطح بالا برم که دهنشون بسته شه و مخالفت نکنن کاش یه پول گنده گیرم میومد از این خونه میرفتم تو خونه خودم زندگی میکردم خودم پول داشتم که خودمو از نظر مالی ساپورت کنم که برم دنبال ارزوهام دنبال ازادی دنبال ارامش دنبال حال خوب دنبال پیشرفت و شادی حالم بده خیلی خستم از حال بد
1401/05/06

سوال 18332

سلام خانم دکتر از راهنمایی شما ممنونم. در مورد مشکل شون به من توضیح دادن و در جریان مشکل هستم. بنا به پیشنهاد شما یک قرار دیدار می‌خوام بگذارم تا بیشتر باهاشون آشنا بشم. در این دیدار راجب چه مواردی صحبت کنیم بهتره ؟ اگر فرصت و نوبت پیدا کنم بنا دارم یک مشاوره ازدواج هم بریم. در تهران.
1401/05/05

سوال 18327

سلام آیا ازدواج با دختر خیلی خوشگل اشتباهه؟ من پسر ۲۹ ساله هستم.ایشون ۲۴. منتها از ۲ لحاظ فرق داریم.۱ چهره۲ یکم اعتقادات. من مذهبی ام ایشون متوسط__ من چهره م متوسطه.ایشون خیلی خوشگل هم سفید پوستن هم چشمای رنگی دارن .طوری که سریع میشه تفاوت چهره رو حس کرد. خودم قبلا میگفتم نباید ۲ نفر با ۲ سطح چهره متفاوت ازدواج کنن وگرنه همه ش داستان میشه. الان خودم تردید دارم. شغل هردومون توی بیمارستانه ولی پیش هم نیستیم. هم شهری هستیم. ولی هم قومیت نیستیم و فرهنگ هامون فرق داره.
1401/05/05

سوال 18326

درموردش یکبار صحبت کردم و گفته من چطوری بااین همه مشغل کاری میتونم برم سمت همچین چیزی، ولی خب میگم که رفتارش شک برانگیز هست، آخه چه علتی داره بره تو ماشین ی تماس انجام بده و بیاد؟یا مثلا چرا باید گوشیش رو جوری تنظیم کنه که وقتی پیام میاد روی صفحه نشون نده و فقط صدای پیام بیاد! همسرم وقتی میخوایم بریم بیرون مهمونی به ظاهر اهمیت میده ن ب خودش تنها به منم همینطور، با وجود این اخلاقش چن شب پیش عروسی دعوت بودیم وقتی من حاضر شدم بهش گفتم طلا هام میدی استفاده کنم گفت ن، آخه چرا طلا ها منو ازم گرفته، شوهر من همیشه فکر میکنه بخاطر پول همسرش شدم و این اواخر که دعوامون شد طلاها رو ازم گرفت. منم اصلا بهش نگفتم چرا میگیری ازم ولی واسه عروسی توقع داشتم که بهم بده اما نداد.. کاراش طبیعی نیست و از اينکه حرف بزنم باز بحثی بشه میترسم، اما اینجوری هم من دارم از پا در میام 😔
1401/05/05

سوال 18321

درضمن درک بالای شما نسبت به موضوع و میزان اهمیتی که برای حل مشکلاتی که برایتان نوشته بودم قائل شده بودید را از پاسخ دلسوزانه و کامل و همراه با خیرخواهیتان و وقت ارزشمندی که صرف کرده بودید، برایم کاملا قابل درک و لمس بود و صمیمانه ازشما کمال تسشکر را دارم. اجرکم عند الله
1401/05/05

سوال 18320

سلام عرض میکنم و خیلی متشکرم از هر دو بزرگواری که زحمت کشیدند وقت گذاشتند و مطلب بنده رو خواندند و پاسخ دادند! 🙏سرکار خانم عطاریان ضمن تشکر ویژه بابت توضیحات مفیدو سازنده و پیشنهاداتارزنده ای که فرمودید میخواستم از شما سوال کنم که آیا راهی برای ارسال همین توضیحات و یا در صورت لزوم بیشتر ، از طرف شما برای همسر سابقم جهت آگاهی از نحوه ی برخورد صحیح ، یا یادگیری و بکارگیری قاطعیت و روش صحیح در برخورد با پسرمان و همچنین همکاری بامن و قاطی نکردن مسائل زندگی قدیممان در روند تصمیم گیری و تربیت فرزندمان وجود دارد یا خیر؟ چون با شناختی که از ایشان دارم فکر نمیکنم به درخواست و توصیه ی من حاضر به همکاری بابنده یا اقدام برای مشاوره رفتن بخاطر پسرمان را داشته باشند!!در صورت امکان لطفا راهنایی بفرمایید ممنون و سپاسگذارم.خداوند خیرتون بده

صفحه 484 از 644