من پسری هستم۱۵ساله که علاقه شدیدی به پا و جوراب شیشه ای دام البته پای زنها و دختران. من اولین باری که این حس به هم دست داد برمیگرده به دوران۶سالگی م وقتی خواب بودم زن دایی م کنارم نشست و کف پاهاش رو داد طرف من و نمیدونم چرا وقتی دست به پاهاش میزنم چیزی بهم نمیگه بلکه خوشش میاد بعضی موقع ها هم خودش پاش رو میچسبونه به پاهام.
۱۰ سال پیش عاشق یه دختری بودم مادرم مخالفت کرد بعدش یه سری شکست های دیگه هم تجربه کردم و گفتم مجرد میمونم. مدت زیادی گذشته الان ۳۶ سالمه و سالهاست خودخواسته تنهام آدم به شدت درونگرایی هستم سالهاست حتی یه دوست پسر هم ندارم البته افسرده نیستم فقط همه چیو درون خودم زندگی میکنم دیگه دلم میخواد سروسامون بگیرم ازدواج کنمبه نظرتون من باید با یه دختر درونگرا مثل خودم ازدواج کنم یا یه دختر اجتماعی پر جنب و جوش؟
سلام من چهارساله طلاق گرفتم ودارم نیازجنسیم روسرکوب میکنم تابه حال هم صیغه کسی نشدم و ازصیغه شدن ورفتن آبروم میترسم وازطرفی هم واقعادارم اذیت میشم مشکلم جوریه که نه میشه به کسی گفت نه میشه ازکسی راهنمایی خواست،خانواده منم سنتی هستندوصیغه برای خانواده مااصلاقابل هضم نیست،واقعیتش من بعضی وقتاخودارضایی میکنم،خیلی کم اوردم واقعانمیدونم چیکارکنم،خواستگاری هم ندارم ازدواج کنم ولی درخواست صیغه زیاددارم،میشه لطف کنیدمنوراهنمایی بکنیدبه نظرم این همه سرکوب کردن نیازجنسیم وخودارضاییم به بدنم صدمه بزنه،خواهش میکنم راهنماییم بکنید
من فقط ۲۰ سالمه اما اونقدر شکسته و غمگینم که هیچ امید و انگیزهای ندارمهرروز میگم ای کاش امروز روز اخر عمرم باشه، خیلی شده به خودکشی فکرکنم اما مادرم که میاد جلو چشمم دلم نمیاد و باز صبر و تحمل میکنم فقط و فقط بخاطر مامانم.هی سرزنش میشنوم چون صرفا خاستگار ندارم و اگرم داشته باشم به نتیجه نمیرسهبا اینکه هیچ تفریح و خوشی و خوشگذرونی مثل بقیه دخترا ندارم و فقط درس میخونم، میخان از درسمم محرومم کن و این بیشتر و بیشتر عذابم میدهبشدت خسته و بی طاقت شدمتا میام میگم همه چیز خوب پیش میره باز یجوری باید زندگیم بریزه بهمخیلی نیاز به ارامش دارم.
خانم من راز دار نیست و هر چی که تو خونه میگذره رو به مادرش تعریف می کنه بارها بهش گفتم از این رفتارت خوشم نمیاد ولی باز هم تکرار میکنه دیگه موندم باهاش چطوری رفتار کنم؟