پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/04/04

سوال 17664

سلام. به چهل سالگی رسیدم ولی اشتیاقی برای ازدواج ندارم. میخواستم که کمکم کنید و پند و اندرز و نصیحت و راهکاری که به من انگیزه ای قوی برای ازدواج بده در اختیارم قرار بدهید. سپاسگزارم.
1401/04/04

سوال 17663

سلام وقتتون بخیر من ی خانم ۲۰ ساله هستم و دوساله ک ازدواج کردم و من ب تازگی فهمیدم که مشکل روانی پارانوئید دارم و متاسفانه شوهرم رو خیلی اذیت میکنم بی دلیل همیشه بهش شک میکنم به همه خیلی بدگمان شدم رفتم هزینه مشاوره رو پرسیدم برای درمان میگفتن جلسه ای ۶۰۰الی۸۰۰ تومنه و من واقعا توان پرداختشو ندارم دیگه نمیدونم چیکار کنم رفتم یکمم درموردش تحقیق کردم و فهمیدم این رفتارا ناخوداگاه اتفاق میافتن و واقعا دست خودم نیست
1401/04/04

سوال 17662

مدارک من کامل است اما هر مرتبه پیام میاد مدارکت رو کامل کن
1401/04/03

سوال 17640

سلام وقت بخیر <br>پدر و مادر هردو به شدت مذهبی هستند. هردو بازنشسته هستند.من تمام عموهایم سیگاری بودند و هستند. یکیشون بیماری ریه شدید داره. یکیشون سکته کرد فوت کرد.یکی شون هم همیشه سیگار میکشه. پدرم همیشه می‌گفت تو جوونی سیگار تست کرده خوشش نیومده دیگه نکشیده. چند روز پیش که از سرکار برمی‌گشتم جلوم دیدم بابام داره می‌ره اومدم برم جلو سلام کنم دیدم سیگار دستشه‌ وحشت کردم. نرفتم. بعد که انداخت رفتم جلو سلام علیک کردم. حرفهای دیگه زدم ولی این رو نگفتم . خودش هم شوکه شده بود وقتی منو دید. نمی‌دونم چیکار کنم تمام وجودم ناراحتی و بغض . مامانم بفهمه دق میکنم. خیلی رو بابام حساب داره. حتی سیگار هم یه جور خطاست واسش. چون تمام عمر حداقل تا جایی که خودش می‌گفت نکشید. بنظرتون چیکار کنم؟ رابطه م با پدرم دوستانه س ولی خب حرف جدی باهم نمی‌زنیم در حد صحبت عادی و احوال پرسیه. خیلی نگرانشم. توروخدا کمکم کنید. الان روزی شاید یکی دو نخ باشه ولی میترسم بهش بگم بدتر بشه یا قبحش بریزه. از طرفی نمی‌دونم چرا داره می‌کشه اصلا!همیشه برادراشو سرزنش میکرد که این چه کوفتی میکشید.میخواستم یه پیام مفصل بدم واتس اپ و ازش خواهش کنم بذاره کنار. ولی خواستم اول مشورت بگیرم
1401/04/03

سوال 17628

سلام من همون پسری 24ساله هستم که گفتم دوست داشتم سرپرستی یک زن بیوه رو به عهده بگیرم ولی پدر من بازنشسته ارتش پدافند هوایی ای کاش تو دوره نوجوانی کار میکردم الان یک حرفه ای بلدم اون موقع که خونمون پایگاه سوم شکاری همدان بود ای می رفتم آرایشگری یاد میگرفتم الان یکی از رفیقام ازدواج کرده همین پارسال هم تتو کاره هم آرایشگر من میترسم سنم بره بالا دیگه نتونم ازدواج کنم هم ازدواج کرده بودم خوب ما چهار ساله شهرمان را آورده ایم ملایر میدانم مهریه حق زنه چون نباید یک نفری مفت به دست بیاری الان آیا با این گرونی ها میشه ازدواج کرد خیلی بد اوضاع اقتصادی خراب شده ازدواج خیلی خوبه ولی من دوست داشتم خوب من دمه صبح ها خیلی اذیت میشم افسردگی دوقطبی خفیف هستش ای کاش به جایی اینکه تو کودکی فیلم مستهجن بیبنم مینشستم برنامه نویسی میکردم خوب فقط من چون من به مدت یک هفته بیمارستان سینا همدان بستری وقتی یک زن وشوهر میبینم تو خیابون زنش باردار داره توجش میکنه مراقبشه حالم خیلی بد میشه خوب بعضی رفیقام میگن برو دنبال زنان تن فروش ازدواج سفید ولی من دوست ندارم این کارو انجام بدم من خیلی عطش ازدواج دارم ولی احساس میکنم تربیت بد پدر ومادرم باعث شده چون تک فرزند بودم واین که درسن17سالگی خداوند به من یک خواهر داد اگر به این دلیل گفتم یک زن بیوه رو دوست داشتم سرپرستی به عهده بگیرم هم براش هم بچه اش به عهده بگیرم هم خوب من دوست داشتم حتی سه تا چهار تا بچه داشته باشم هیچ جز ازدواج برای آدم آرامش نمیاره
1401/04/03

سوال 17627

سلام من۳۶سالمه همسرم۳۰سالشه ۱۳ساله ازدواج کردیم من بیشتر تنهایی وباهم بودن ونبودن توی شلوغی وجمع رودوست دارم اما خانومم برعکس منه بابت اینم خیلی به مشکل بر میخورم اگه میشه من وراهنمایی کنید
1401/04/02

سوال 17612

سلام بهتره كه قسمت مشاوره آقايون و خانم ها جدا باشد كه سوالات همديگرو نبينند
1401/04/02

سوال 17609

سلام من ۴۱ سالم و ی عقد ناموفق داشتم ۱۸ سالگی... وسواس فکری زیادی بخاطر شکست قبلی دارم.. مرتب خودم سرزنش میکنم ک من اگ مثلا ب معرف از همون سن پایین سپرده بودم کیس خوب معرفی کرده بودن.. اگ زودتر سرکار رفته بودم کیس خوب معرفی شده بود و .اگگگگگ .... و مرتب فکرم درگیر و ناراحت ازدواجم هستم و خودم مقصر میبینم.و میگم خدا میخواسته من خودم ...کیس های با بچه هم واسم سخت قبول کردن حالا.لطفا راهنمایی کنید چکار کنم آروم بشم.
1401/04/01

سوال 17602

سلام یه نفرهست خیلی عصبی اگ حتاکسی باهاش حرف میزنه دادوبیدادمیکنه دست بزن داره سنی ام نداره تازه ۲۰ سالشه ولی زودعصبی میشه هرچی اززبونش بیادبه طرف مقابلش میگه کلاعصبی شده زیادتوهین میکنه به هیج عنوانم پیش مشاوره نمیره چکاربایدکرداعصابش اروم شه
1401/04/01

سوال 17597

سلام من نمیتونم به پسری اعتمادکنم احساس میکنم همه پسرامثل همن یه بارشکست خوردمه واس همین دیگه به کسی نمیتونم اعتمادکنم چکاربایدکنم که بتونم اعتمادکنم
1401/04/01

سوال 17596

بلوغ زودرس چه عواقبی دارد
1401/04/01

سوال 17594

سلاممشکل من اینه که وقتی خواستگار واسم میاد و با هم وارد مرحله آشنایی میشیم سریع دچار وابستگی میشم و وقتی خواستگاری به هم میخوره دچار افسردگی میشم و احساس میکنم شکست عشقی خوردم خیلی حس بدی میگیرم و دوست دارم همش گریه کنم با این که تمام تلاشمو میکنم که اون ازدواج سر بگیره ولی باز بهم میخوره نمیدونم چکار کنم؟ سنم هم بالا رفته و بالای ۳۰ سال دارم همش نگرانم که همیشه مجرد بمونم لطفا منو راهنمایی کنید.

صفحه 262 از 423