سلام.قبلا گفتم پسری گفتن صیغه محرمیت بخونیم ک بیشتر اشنا شیم.بی خودی قصاوتش نکردم.و یک ماه و نیم باهاش حرف میزدم تلفنی،دوشهردوریم،۳۶م،ایشان۳۵بهشون وابسته شدمچ کنم؟
سلام یک کلیپ از اقای دکتر عزیزی دیدم میگفتن برونگرا ها خیلی مثبت اندیش و ساده هستند من مثبت اندیشم خیلی البته به خدا خیلی حسن ظن دارم و همه چیز رو میگم قطعا خواست خدا بوده و خدا برای ادم بد نمیخواد و اگه برای خودمم ناخوشاینده قطعا خیره الان و همه چیز رو تقریبا راحت میگیرم برای خودم و میگم ازدواجمم سپردم به خدا و کسی پیدا شده که به معیار های من میخوره و میگم قطعا ایشونو خدا سر راهم گذاشته و با امید اون میرم جلو ولی این کلیپو دیدم به خودم شک کردم نکنه این از همون مثبت اندیشی زیاد میاد
با سلام.دانشجوی دکترای دانشگاه دولتی در تهران و پسر 28 ساله هستم. اصولا عصبانی نمیشم و خیلی اوقات موضوع رو با گفت و گو حل میکنم. اما احساس میکنم که بسیار موجود حساسی هستم و این حساسیت بیش از حد من رو خیلی اذیت میکنه. مثلا همین دو روز قبل برای جذب در یک موقعیت تدریس (با سابقه تدریس 2 ساله در دانشگاه) به یک آموزشگاه خصوصی مراجعه کردم و مدیر آموزشگاه یک دستمزد خیلی کمتر از حقوق دانشگاه رو به من پیشنهاد داد و در جواب اعتراض من بهم گفتن : «تدریس نباید بیزینس اصلی شما باشه)یعنی تدریس برای من نباید بیزینس باشه ولی باید برای بیزینس ایشون سودآور باشم (به شدت احساس تحقیرشدگی کردم). توی این دو روز بسیار عصبانی بودم و چندین بار توی ذهنم با ایشون درگیری لفظی پیدا کردم!! این حد از حساسیت داره تاثیر بدی روی زندگیم میذاره (شاید انتظار داشتم با یک دانشجوی دکترا بهتر برخورد میکرد). بنظرتون چه کنم؟
سلام ببخشید من پسر هستم 18 سالمه با توجه به این که اینجا افراد زیر 18 سال رو ثبت نام نمیکنن و بنده نیاز به همسر کوچک تر از خودم دارم نمیتونم موردی پیدا کنمبه غیر از اینجا و سایت آدم و حوا چه سایتی معتبر هست که بشه پیدا کرد؟ ممنون میشم راهنمایی کنیدچرا اینجا نمیشه افراد زیر 18 ثبت نام کنن!
چطور میتونم عشق رو فراموش کنم؟خسته ام از سرنوشتم.هیچ کس دوستم ندارهمیخوام خدا خودش مرگم رو برسونه دوست ندارم خودم رو بکشمکاش انقدر فاصله نبود کاش حداقل یه نفر دوسم داشت