پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1402/07/21
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 989638
سلام. وقت بخیر. دختر و ۲۸ ساله هستم. ویژگی که دارم و فکر میکنم دلیل اصلی عدم ادامه آشنایی آقایون با من هست، این هست که در ابتدای رابطه آشنایی که اعتمادم نسبت به آقا جلب نشده کاملا جدی و منطقی برخورد میکنم ولی با گذشت مدتی، خیلی سریع به افراد و حرفهاشون اعتماد میکنم، ازشون توقع دارم مثل اول رابطه مشتاق و علاقه مند باشند و اگر الگوی رفتاری آقا نسبت به اوایل تغییر کنه، حس و فکر میکنم حتما جوابشون منفی هست و یا با موردی مشکلی دارن و نمیخوان در میان بگذارند. همیشه وقتی از آقایی که باهاشون در حال آشنایی هستم میپرسم آیا با موردی مشکلی دارید یا آیا نظرتون تغییر کرده، حس میکنم ناراحت میشن و همین جا رابطه رو خاتمه میدن. بنظرتون کار اشتباهی میکنم که ازشون نظرشون رو جویا میشم؟؟ مشکل دیگری هم که بنظرم میرسه که آقایون نسبت به ادامه منصرف میشن، این هست که فرد بسیار حساس و کم صبری هستم و ابتدا رابطه چون چیزی جدی نیست، مشخص نمیشه ولی با ادامه رابطه، رفتاری از خودم ناخواسته نشون میدم مثل عصبی شدن یا سکوت کردن و باعث میشه فرد مقابلم در تصمیمش تجدیدنظر کنه. آیا باید ابتدای رابطه، بهشون بگم فردی بسیار حساس و کم صبر هستم؟؟ (دلایل رو از آقایون که جویا شدم هیچکدوم نه به من و نه معرفان، دلیل خاتمه رو نگفتن. ولی یک نفر دلیل تفاوت فرهنگ تربیتی رو عنوان کرد که اونم دقیق متوجه نشدم منظورشون چی بود)
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1402/04/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28670
میترسم به خواستگاری بروم و اصولش را بلد نیستم. چه کار کنم؟
۱ پاسخ۸ بازدید
1401/08/20
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 21272
سلام خسته نباشید، دختری هستم که 30 سالمه، در دوران دانشجوییم یکی از استادام به من ابراز علاقه می کردند، منم به مرور به ایشون وابسته و علاقه مند شدم، ما باهم دوست نبودیم و ابراز علاقه آقا فقط در کلاس درس و دانشگاه بود و بعد از کلاسم منو تا خونه مون تعقیب می کردچند سالی به همین منوال گذاشت ومن دانشجوی سال آخربودم، موضوع رو با مادرم در میون گذاشتم، مادرم به دانشگاه اومدن و با آقا صحبت کردند اما آقا حاشا کردند. ضربه روحی شدیدی به من وارد شد چون من که دانشجوی ممتاز کلاس بودم به شدت دچار افت تحصیلی شدم و در این مدت بسیاری از موقعیت های خوب ازدواجم رو هم از دست دادم و بسیار افسرده و بیمار شدم، انگیزم نسبت به زندگی از دست دادم، برای ازدواج و انتخاب همسر هم بسیار سخت گیر شدم و نمیتونم درست تصمیم بگیرم، هر وقت قراره برام خواستگار بیاد دیدم به شدت منفیه و حتی اگه موردنسبتا مناسبی هم باشه به دلیل های الکی ردش می کنم و بعدش بسیار افسرده و پشیمون میشم و گریه می کنم، خواهر کوچکترم ازدواج کرده و رفته سر خونه و زندگیش و حالا سرکوفت و غرغر های بقیه هم برای اینکه زودتر ازدواج کنم نمکی روی زخمم که بیشتر داغونم می کنه، خیلی دلشکسته و افسرده شدم لطفا منو راهنمایی کنید، باتشکر
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1400/07/11
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 11788
سلام. چند سالی است که از آمدن خواستگار منزجر شدم. به دلیل اینکه خواستگار های قبلی بیشتر رفتارهای توهین آمیز داشتند. وقتی صحبت از آمدن خواستگار میشه به حدی حالم بد میشه که احساس تهوع بهم دست میده فشارم میفته و پرخاشگر میشم. در کل حس بسیار بدی پیدا میکنم. لطفا راهنمایی کنید. ممنون
۱ پاسخ۲۹ بازدید