پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/07/07

سوال 995398

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مشاورین محترم، من جهت آشنایی با یک دختر خانم تلفنی چند بار صحبت کردم، اول با مادرشون بعداز اجازه با خودشون، من متولد 66 هستم قد177 و از نظر ظاهر هم قابل قبول هستم، شغل مناسب دارم از نظر روابط عمومی و اخلاق هم خوبم، طرف مقابلمم متولد 74 هستند، محل سکونت و شغل من با خانواده خانم 2 ساعت فاصله دارد، اولین صحبت هم با مادر و دخترخانم همین موضوع بود که ظاهرن تلفنی مخالفتی نداشتن، صحبت های اولیه خوب پیش رفت، من درخواست ملاقات حضوری کردم که موافقت شد، من با مادر رفتم شهرشون ایشون هم با مادر و مادر بزرگشون اومده بودن، کمی صحبت و خوش امد گویی، مادر بزرگ بیشتر صحبت میکردن و دقیقا بعد از چند دقیقه مادربزرگشون گفتن دختر یگونه باید پیش مادرش باشه نه بره شهر دیگه، حس کردم تأثیر زیادی روی خانواده دارن و انگار نمیخواستن نوشون جای دیگه زندگی کنه، حتی دخترخانم توی صحبتهاشون از وابستگی به مادر بزرگ حرف زده بودن، و قرار شد بعداز فکر کردن جواب بدن، که دقیقا بعداز دو روز مادرشون گفتن دخترم نمیتونه شهری دیگه زندگی کنه، من خودم حس این بود که وجود و حرفای مادر بزرگشون توی جلسه خاستگاری تأثیر منفی گذاشت، من از دخترخانم خوشم اومده آیا با این توضیحات میتونم دوباره با مادرشون صحبت کنم و دوباره بخوام ملاقات داشته باشیم و یک بار دیگه گفتگو کنیم؟ یا دیگه باید فراموش کنم و تمام شده بدونم موضوع رو؟ ممنون میشم راهنمایی کنید
1403/07/06

سوال 995392

از مشاورین محترم بابت پاسخگویی سپاسگزارم. این اطلاعات تکمیلی هست. بله ایشون ۳۷ ساله، مدت کوتاهی از آشنایی میگذرد. تشخیص طرحواره هاش از جانب روان درمانگر بوده و جلسات تراپی ظاهرا گروهی برگزار میشده. نمیدونم چند جلسه!! و اینکه بله دقیقا به واسطه کودکی که داشته از جانب پدر آسیب دیده و همچنان هم ارتباط خوبی با پدر نداره طوری که مدام باید به ایشون ثابت بشه که "من میتونم و من بی عرضه نیستم". الان محل زندگیشو جدا کرده و تنها زندگی میکنه. ظاهرا دیگه تحت درمان هم نیستند و میگن که اکثر طرحواره هارو داره برای مثال مهرطلب
1403/06/31

سوال 995353

سلام مدت ۲سال هست که درگیر یک سری اتفاقاتی در زندگیم با افراد نزدیکم شدم یعنی بعداز خیانت کسی که ۱۸سال باهاش رابطه داشتم و متاسفانه خیلی ضربه های عاطفی و مالی زیادی بهم زد احساس میکنم همش درگیر یه موضوعی شدم و هرچه تلاش میکنم به نتیجه نمیرسم
1403/06/31

سوال 995351

سلام من از آقایونی که بهم معرفی میشن خوشم نمیاد هرکاری میکنم نمیتونم اونارو همسر خودم ببینماز نظر ظاهری، فکری، اخلاقی، اعتقادی ، درکشون از دنیا... همه اینا واسم ناخوشایندهانگار همه رو از روی هم کپی کردن فقط چهره هاشون فرق داره..تا الان با خیلیا آشنا شدم ولی فقط از سه نفر خوشم اومده که بخاطر مسائل دیگه بهم خوردهاین موضوع واقعا ناراحتم میکنه به خصوص اینکه خانوادم به شدت منو برای ازدواج تحت فشار گذاشتن و میگن باید زودتر ازدواج کنی دیر شده...
1403/06/26

سوال 995315

خواستگاری دارم که تمام شرایط خانوادگی، سن و... با هم تناسب داریم اما ایشان خیلی در صحبت کردن ریزبین هستن ولی من گاهی بدون دقت حرفی رو میزنم وقتی متوجه حرفم میشم می بینم که حرفم درست نبوده و باید با دقت حرف میزدم،نمیدونم این قضیه در زندگی مشترک مشکل ساز میشه یا نه. چه جور بفهمم که آدم خوبیه. قبلاً خواستگارهایی داشتم که در جامعه افراد خوب و سرشناسی بودن اما متاسفانه پایبند به اخلاقیات نبودن. ایشان هم با توجه به تحقیقات آدم خوبیه اما نگران آینده هستم که نکنه اشتباه کنم
1403/06/26

سوال 995314

سلام من هروقت باکسی آشنامیشوم بعدچندروزمتوجه میشم اون آقاباکسی دیگری نیزدرارتباط است ومن خودبه خوددوست ندارم آشنای روادامه بدم بعضی وقتها اقا قسم میخوره باکس دیگه نیست نمیدانم چکارکنم شاید دارم اشتباه میکنم درکل اقایان زودصمیمی میشوند ومن هم زودمتوجه رفتارانهامیشوم که بعضی هافقط دنبال وقت گذرانی هستندنه ازدواج لطفا راهنمای کنیدچکارکنم اینقدرزوددلسرد نشوم یادرکل چکارکنم باتشکر
1403/06/25

سوال 995308

سلام ممنون از مشاورین عزیزدرجواب دکترعطاریان:بله از نطر ایشان دوستی با دختر امری عادیست،و من هم این مسئله را میپذیرم و برای منم که روابط خارج از چارچوب نباشدعادیست ،از خیلی از جهت مثل سن،تفکرات،رشته،سمت شغل،شخصیت شبیه هستیم،حتی درمورد فرهنگ هم تقریبا هم فرهنگیم
1403/06/24

سوال 995302

سلام.چرا فکر میکنم باید حتما کسی رو دوست داشته باشم و اون هم مرا دوست داشته باشه تا بتونم باهاش ازدواج کنم؟چرا بعد از مدت کوتاهی از خاستگار خسته میشم و نمیخام باهاش ادامه بدم؟و اینکه ب کسی علاقه مندم اما از اینکه باهاش صمیمی بشم و منو ترد کنه می ترسم،و میترسم رفتارش با دوستای دخترش هم مثل رفتارش با من باشه،سنم ۳۷ و ایشان۳۹،همکارم در شهر دیگه هستن،فقط۱بار همدیگه رو ملاقات کردیم،
1403/06/24

سوال 995300

با آقایی که خیلی جزیی نگره چطور میشه رفتار کرد به اندازه‌ای جزیی نگره که حتی به کلماتی هم که آدم استفاده می‌کنه به شدت دقت داره و انتظار داره طرف مقابلش حتی دو کلمه مترادف رو هم در جای خودش به کار ببره
1403/06/24

تشخیص سلامت روان در خواستگاری

چگونه می‌توان پیش از ازدواج، از سلامت روانی خواستگار اطمینان حاصل کرد و چه پرسش‌هایی را می‌توان برای سنجش این موضوع مطرح نمود؟
1403/06/24

سوال 995292

سلام وقتتون بخیر، چندماهی هست باآقایی آشنا شدم که ازنظر شرایط با هم تناسب داریم اما مسئله ای که وجود داره اینه که ایشون دوتا خواهر مجرد دارن که مشکل دارن،هربار راجبشون سوال پرسیدم به جواب درستی نرسیدم یه بار گفتن ناراحتی اعصاب دارن،یه بار گفتن مشکل روحی یه بار گفتن مادرزادی و کم سواد هستن و گفتن مشکلی نیست و چیزی نیست، درنهایت آدرس محل زندگیشونو دادن و گفتن خودتون تحقیق کنید تا مطمئن بشید.من با خانوادم صحبت کردم اما میگن باشرایط خواهراشون مورد مناسبی نیست ازطرفی مردد شدم ازطرفی هم نمیخوام ایشونو قضاوت کنم.چیکارکنم؟ممنون میشم راهنماییم کنید.
1403/06/23

سوال 995288

نمیتونم خوب تصمیم بگیرم نمیدونم چرا با افراد زیادی برای ازدواج صحبت کرده ام ولی هیچ کدام جور نشده یکی هم برای خواستگاری اومد خونه خانواده م قبول نکردند گفتن این کیه انتخاب کردی. خیلی تحت تاثیر احساسات و هیجانات قرار میگیرم درست فکر نمیکنم خیلی حسرت گذشته رو میخورم و حالت غم و اضطراب دارم. سر کار میرم و دیگران از این حالتهام خبر ندارن. با خودم فکر میکنم نکنه اختلال یا مشکل روانی دارم یا جدیدا بهش دچار شدم و خودم خبر ندارمبعضی وقتها بسیار بی پروا میشم در زندگیم پیش اومده دچار هیجانات جنسی میشم و رابطه برقرار میکنم. ولی قلبا دوست داشتم ازدواج میکردم و خانواده تشکیل میدادم. از افرادی که باهاشون آشنا شدم یه تعداد اونا منو نخواستن و یه تعداد هم من نخواستم ، برخی پیگیر بودن ولی من به دلایلی نخواستم مثلا یکی شون لکنت زبان داشت، یکی شون بچه داشت، یکی شون دستش خیلی خالی و بیکار بود...جدیدا چند وقتی با یکی آشنا بودم هیچ سوتی ندادم ولی نخواست که ازدواج کنیم

صفحه 3 از 36