پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/02/05

سوال 993703

سلام چجوری جواب ردو ثبت کنم نمیخوام مستقیم ب اقا بگم از چ طریق ب رابط اطلاع بدم؟
1403/02/05

سوال 993702

سلام وقت بخیر من ۴۲ سال سن دارم و تا بحال ازدواج نکردم و مشکل بیماری افسردگی و تشنج دارم ایا میتوانم ازدواج کنم؟
1403/02/05

سوال 993700

سلام ۲۴ سالم هست و حدودا ۵ ماه هست که جدا شدم . مراحل سوگ رو پشت سر میزارم .و واقف هستم که در چه احوالی هستم .به جز یک مورد ، ثبات خلق ندارم و در طول روز شاید حتی ساعت به ساعت به صورت اساسی خلق ام تغییر می‌کنه ، و اصلا به صورت نرمال نیست این تغییر خلق .حتی جسمم رو هم تحت تاثیر قرار دادهمی‌دونم که باید مجدد به مشاور و روانشناس مراجعه کنم .اما لطفا شما هم به من کمک کنید .
1403/02/05

سوال 993699

سلام پیرو سوال قبل: ممنونم که مشاورین عزیز منو راهنمایی کردین الان سوالم اینه برای اینکه بخوام جواب منفی نهایی رو به این آقا بدم چه جوری باید این جواب رو بهش بدم آخه با ملایمت وحسن خلقی که این آقا از من دیده به شدت وابسته شده و مدام اعلام میکنه نمیتونم بیخیالِ تو بشم، و مطمئنم ذره ای شک ندارم که جوابِ منفی وقاطعِ من برای ایشون خیلی سخت خواهد بود،راستش گذشته از خودم دلم نمیاد با نوعِ جوابی که میدم یه انسان رو جوری دلسرد وناامید کنم که مثلا زندگیش از همینی که هست تباهتر بشه،لطف کنید درمورد اینکه چه جوری این جواب رو بهش بدم که کار از این سخت تر نشه هم منو راهنمایی کنید،آیا نقاط ضعفشو بگم،آیا مشکلاتی که گذروندیم رو بگم،یا دلیل دیگه ای بیارم
1403/02/05

سوال 993698

سلام از مشاورین عزیز میخوام کمکم کنید دختر۳۵ ساله امآخر مرداد با یه پسری که یکسال ازم کوچیکتر بود از طریق یکی از همین سامانه ها آشنا شدم،خانمای خانوادم در جریان بودن،آقاکار نداشت وسیگاری بود و انحراف زانوهم داشت،گفت دیابت هم دارم ولی کنترل شده،،روهم شرایط مناسبی نداشت ولی به محض اینکه عکس منو دید گفت واسه همه چی انگیزه دارم،من ازش خواستم سیگارشو ترک کنه وکار پیدا کنه اونم چندین ماه به گفته ی خودش دنبال کار بود و پیدا نمیکرد تو این مدت میگفت مراقب برادر مریضمم هستم وشرایطم خوب نیست،این مدت چند باری ارتباط به خاطر دلخوریهایی مثل کار پیدا نکردنش یا ترک نکردن سیگارش قطع میشد ومیگفت چون تو قهر میکنی من نمیتونم با دل قرص ترک کنم ولی درواقع چون ترک نمیکرد وکار پیدا نمیکرد حوصله من سر میرفت و چون میخواستم تکلیفم مشخص بشه ارتباط قطع میشد و گاهی از سمتِ من وگاهی از سمتِ ایشون دوباره شکل میگرفت،احساس میکردم بهش علاقه مندم،واین فرصت ها رو به خاطرِ علاقه بهش میدادم،این چند ماه ۳،۴بار همدیگرو دیدیم،داداشش فوت کرد و بعد از چهلمش این رفت دنبال کار بالاخره چند روز قبل از عیدگفت کار پیدا کردم وقسم خورد سیگارو کم کردم ولی اگر باشی وخیالم راحت باشه سیگارو براهمیشه ترک میکنم،،من قبول کردم وخاطر جمعش کردم که هستم بااینکه حقوقش کم بود درحد۷تومن بااینحال من به خانوادم کشوندم واونا رودرجریان کامل قرار دادم وباآقا ملاقات داشتن ولی هیچ کدومشون شرایط آقا رو تایید نکردن، خانوادم اصلا نمیدونستن سیگاری بوده،،حتی به خاطرِ این آقا با دو تا از خواهرامم دلخوری بینمون پیش اومد،بعد از چند روز که دیدمش که بهش بگم نظر خانوادم چیه گفت روزی یکی دونخ سیگار تو مثلا مشکلات کاری و شرایط بحرانی میکشم واین منو خیلی ناامید کرد دیدم بااینکه میخوام حتی خانوادمو محترمانه قانع کنم ولی این آقا حتی خیالِ خودمم راحت نمیکنه،واعتمادمو مدام از بین میبره،بهش دیگه جواب منفی دادم وبه خانوادمم گفتم،،الان دوباره برگشته وقسم خورده که ترک کرده و خواهرشم زنگ زده به من وگفت یکماه وقت بده من ببینم این چکار میکنه،منم الان دوباره ارتباطمو شروع کردم ولی مثل سابق نیستم،،کمکی که ازمشاورین عزیز میخوام اینه که من اصلا الان دیگه نمیدونم با وضعی که پیش اومده حسم چقد واقعیه وچقد کاذبه،اصلا خوب وبدو تشخص نمیدم،تکلیفمو نمیدونم،خانوادم از ارتباطِ دوباره خبر ندارن،الان دیگه اصلا مثل سابق نیستم،،دربلاتکلیفیِ محضم،احساس میکنم دیگه نمیتونم حرفاشو باور کنم،باورم میکنم احساسم مثل قبل نیست بهش ودیگه به خاطرِ یه سری شرایطی باهاش بودم که عوض شه وقتی اون شرایط عوض نشد واینقد دیر عوض شد من خیلی دلسرد شدم،میترسم اونم این وسط آسیب ببینه میخوام بدونم زودتر چگار کنم تا به نفعِ هردویِ ما باشه
1403/02/05

سوال 993697

سلام وقت بخیر. من درحال اشنایی با اقایی هستم ولی اخیرا متوجه شدم ایشون همزمان در اپ آدم و حوا هم خاستگاری در حال جریان دارن! خیلی جا خوردم وقتی این طرف رو هنوز مشخص نکردن رفتن سراغ نفر بعدی. البته من عکس ایشون رو دیدم جاخوردم و عکسشون اصلا مورد پسندم نبود. قرار حضوری گذاشتیم تا شاید درواقع مجموع رفتارو ظاهر نظرمو عوض کنه اما این گزینه رو ک دیدم در جای دیگه هم خاستگاری درجریان دارن واقعا حس بدی گرفتم.
1403/02/04

سوال 993693

سلامدخترم سه ساله س ، حرف زدنش در حد یک کلمه یا به ندرت یک جمله دو کلمه ی تکراری (شیر بده ) هستش، جملات نامفهوم میگه و با اشاره کردن و کشیدن و بردن من به این ور اونور( وقتی چیزی میخاد) منظورش رو میرسونه ،یک جلسه گفتاردرمانی بردمش ، منتها چون بازیگوشی کرد و یک جا ننشست ، درمانگر نتونست باهاش تمرینی انجام بده و یکسری تمرینات رو به من داد که خونه باهاش کار کنم ، اما متاسفانه جواب نداد ، سوالی که دارم اینه دخترم رو پیش متخصص مغز و اعصاب ببرم یا روانپزشک کودکان؟؟؟ممنوناز پاسخگوییتون<br>
1403/02/04

سوال 993692

سلام خسته نباشید من خیلی تا خیلی بی شانسم چه تو امر ازدواج چه تو کار پیدا کردن چه هر کاری .از زندگی نامیدم هر کاری خواستم انجام بدم خدا اصلا کمکم نکرد فقط ابروم برد،الان هیچ روحیه ای ندارم دلم نمیخاد هیچکار انجامدلم میخاد بخاب صبح دیگه بیدار نشم.کاش زندگی ی کلید توقفی داشت من هیچ دل خوشی ندارم تو زندگی،فقط به ناجار ادامه میدم تا تموم بشه.
1403/02/04

سوال 993691

من قبلاً یه خواستگاری داشتم که لول اجتماعی بالاو وضع مالی خوبی داشت اما همش ازم میخواست تو جمع باهاش بد برخورد کنم و بهش کار بگم و دستوری حرف بزنم، جمع هایی که میگم جمع چندتا دوست بود. در واقع دوستای خودش، دلش میخواست زن ذلیل باشه اما من سختم بود احساس میکردم خودم کوچیک میشم،به خاطر شیرین بازی ها و اصرارهای بیش از حدش تو این زمینه دلمو زد،اما بعدش پشیمون شدم،به نظرتون کارم اشتباه بوده؟
1403/02/04

سوال 993690

سلام.‌با تجربه ای که بدست آوردم در مورد آقایونی که همون اول وقتی صحبت از مهریه میشه خودشون یک عدد مثل پنج سکه انتخاب می کنند باید بیشتر دقت کنیم چرا ؟؟چون این عدم انعطاف پذیری نشون میده ایشون به مهارتهای قبل از ازدواجشون اعتماد کافی ندارن و ترس از این دارند که شما در زندگی مهریه رو دریافت کنید که البته یک مقدارش فقط طبیعیه اما تاکید زیاد بر همین مقدار سکه شک برانگیزه. درباره کسانی که به موضوعی اصرار زیاد می کنن باید احتیاط بیشتر کنید و اما در مورد وابستگی، اگر ایشون مناسب نباشن حتی شما وابسته هم شده باشید جدایی الان خیلی بهتر از بعد از عقد و ازدواجه
1403/02/04

سوال 993689

سلام وقت بخیربنده حدود 4 ماهه در دروان آشنایی با یک اقا هستم، به صورت کلی کفویت های مختلف داریم. اما در جزئیات ایشون فرد رکی هستن و بعضی وقتا تو شوخی حرفاشون رو میزنن، در ضمن تفاوت سنی ما 10 ساله. من خودم حس میکنم شخصیت کمال‌گرایی دارم و در جزئیات از حرف ها و رفتار های ایشون ایراد میگیرم یا ناراحت میشم الانم تردید خیلی بدی دارم و باید بهشون جواب بدم نمیدونم چیکار کنم!ایشون شخص منطقی و واقع بین هستند و در طی صحبت هامون به من گفتن من رو همینجوری بشناس چون ما به دنبال تغییر یکدیگر نیستیم(یعنی من همینم که هستم)نمیدونم حرفشون درسته یا ایشون خیلی غیر قابل انعطاف اند، یا نمیدونم به خاطر توجهی که به جزئیات دارم اینجوری شدم که از هر حرف ایشون برداشت های منفی میکنم.ممنون میشم منو راهنمایی کنید
1403/02/04

سوال 993688

سلام خسته نباشید من خیلی احساس تنهایی میکنم نمیدونم چه جوری یک همسر خوب برای خودم پیدا کنم

صفحه 459 از 82629