سلاممن دوستی دارم که خواهرش نامادری یک پسر ۱۵ ساله هست مادره ۲۷ سالش هست وپسر از سن ۸ سالگی پیش این خانم بزرگ شده امروز یه مساله ای دیدم خواستم مطرح کنم که شاید مشکل باشهمن دیدم این پسر تو خونه با لباس زیر میگرده درسته عریان کامل نیست ولی بدون پیراهن و شلوار تو خونه میگرده این از لحاظ روانشناسی نوجوان مشکله یا نه حسی به جز مادر و پسری نیستمن خیلی دیدم پسر پیش،مادر خودش راحته ولی این طور که نامادری باشه نهاین پسر حتی با دیگران راحت نیست اگه دکتر هم بره میگه مادر ناتنیم همرام باشه خیلی از لحاظ عاطفی وابسته است روز مادر وهر روزی که باشه دل نا مادریو میخواد خوشحال کنه ولی تو سن بلوغ این طور بدون پیراهن و شلوار تو خانه پیش نامادری ۲۷ ساله مشکلی داره
سلام. دختر 9 ساله دارم. معلم از لحاظ درسی کاملا ازش راضی هست. ولی میگه خیلی شر و شور هست و همش سر به سر بچه ها میذاره و کلاس رو به هم میریزه و اعمال پسرانه داره. هفته ای سه روز برای تخلیه انرژی به باشگاه بسکتبال میفرستم ولی نمیدونم چه کنم. یه داداش پنج ساله داره که یکسره تو خونه شیطونی میکنن. لطفا راهنماییم بفرمایید. نمیخوام معلما ازش ناراضی باشن. و برای آینده هم نگران هستم. وقتی بچه بود چون کم تجربه بودم خیلی دعواش میکردم ولی الان سعی میکنم بهتر باهاش برخورد کنم. موقع تولد داداشش هم خیلی استرس و ناخن جویدن داشت. حسودی به داداشش میکنه گاهی ولی پدرش همیشه حواسش بهش هست.<br>
سلام وقت بخیرمن دختر سه ماه و نیم دارم که تابحال چند مهمونی و گردش و مسافرت رفتیم و خوب و آروم بوده اما از چند شب پیش خونه عموش وقتی پسرعموش بلند گریه کرد بعد چند لحظه دخترمنمذشروع گریه کرد گریه از روی ترس و آروم نشد تا اومدیم خونه و باباش شعر خوند و اینا آروم شد.باز دو شب بعد که مهمونی بودیم وقتی جمعیت زیاد شد همون جور گریه کرد البته کمتر ولی چرخوندیمش و خوابید و بعد آروم بود .حتی دیشبم ک خونه خودمون مهمون داشتیم اولش گریه کرد اما امروز از صدای دعوا تو تلویزیون هم اونجوری گریه کرد و چند ساعت پیش هم موقع رفلاکسش تو خواب ترسید و گریه کرد..میخوام بدونم علت اینجور ترسیدنا چیه و آیا از ترس شب اول تو ذهنش مونده؟ ما چیکار باید کنیم نترسه؟خیلی ممنون از شما
با سلام و عرض ارادتدختر ۴ ساله بنده (۴ سال و سه ماه) همش میگه منو ببر پارک ، وقتی هم میبرمش مدام به این بچه اون بچه میگه با من دوست میشی؟ اصلا از بازی با وسیله ها آنچنان لذتی نمیبره ، همش میگه با من دوست میشی ، اگه کسی جوابش مثبت باشه میگه حالا بدو منو بگیر ، آیا مدل زندگی ما که هم بنده و هم همسرم از خونواده هامون دور هستیم و در شهری غریب زندگی می کنیم و شاید بچه ی من هر سه ماه یه بار توی مهمونی خونوادگی شرکت میکنه ....باعث این رفتار شده ، از رفتارش تو پارک خجالت می کشم . ممنون از شما<br>