پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/14
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995590
سلام دختری ۴۷ساله هستم ومجرد و لیسانس خارج از همدم با موردی صحبت کردم و یک جلسه دیدار داشتیم ایشون ۵۸ ساله تحصیل کرده و ۲۲ ساله جدا شده و۲ سال زندگی مشترک داشته یک فرزند که مستقله و ازدواج کرده ...پارسال هم یک جلسه دیدار داشتیم ولی ایشون دیگه پیگیری نکرد امسال وقتی که تماس گرفت گفتم قبلا همدیگه رو ديديم گفت اگه مایل باشین آشنایی رو ادامه بدیم.. چیزی که فکرم رو مشغول کرده چرا این مدت ازدواج نکرده از خودش هم پرسیدم گفتن مدتی نیاز به وقفه بود بعد هم کسی که شرایطش بهم بخوره خیلی کم و..از نظر مذهبی هم من اهل واجبات هستم ایشون گفتن قبلا اهل واجبات بودم حتی مکه و کربلا هم رفته و.. ولی الان فقط روزه رو واجب میدونم و وجدان و انسانیت برام مهمتره ..ایشون خیلی علاقمند هستند به ادامه ارتباط و آشنایی ..واتساپ پیام میدهند و وقت بخير میگن و صحبت کوتاه تا سر فرصت باز هم دیدار داشته باشیم ..برای ملاقات با ماشین خودش دنبالم اومد و برگشتن هم تا نزدیک منزل رسوند ..کمی معذب هستم به نظرتون درسته جلسات بعدی هم با خودشون بیرون برم و کافی و شاپ و..
شکست در ازدواج1انتخاب همسر با اختلاف سنی زیاد1ترس از تنهایی1نگرانی از آینده1ازدواج دوم با وجود فرزندان110+
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1403/08/09
ناشناسحقوقی
سوال 995563
سلام چرا قانون گذار قبل از این که عقد ازدواج خونده بشه توانایی مرد را برای پرداخت مهریه اعتبار سنجی نمیکنه ببینه میتونه پرداخت کنه یا نه؟؟؟الان اکثریت جاها برای یه معامله حساب بانکی طرف رو چک میکنن ببین طرف پول داره یا نداره یا تا پول واریز نشه مال مورد نظر منتقل نمیشه۱۱۰تا سکه الان میشع تقریبا بالای ۶ میلیارد از برنامه همدم هم خواهش میکنم یک قسمتی رو تعیین کنن بدونیم دختری که میخایم بریم خواستگاری چندتا سکه میخادتا همون اولش تکلیفمون مشخض باشه
۱ پاسخ۱۷ بازدید
1403/08/05
ناشناسحقوقی
سوال 995554
با سلام با توجه به قوانین ازدواج در ایران که مهریه حق قانونی و شرعی خانم هستش چرا دختر خانم ها و خانواده دخترخانم اینقدر مبالغ بالا مثل سکه تعیین میکنن ؟ اگر زوج قبول کنه یک بدهکار هست و اگر قبول نکنی شخص مورد نظر را از دست میدهی درجلسه خواستگاری هم نباید داماد حرف بزنه بزرگ ترها باید حرف بزنن و تعیین کنن به نظر شما باید چه کرد
غلبه بر اضطراب1سوال های خواستگاری1شکست در ازدواج1تاخیر در ازدواج به دلیل شرایط اقتصادی1نگرانی از آینده112+
۴ پاسخ۲۹ بازدید
1403/07/19
سوال 995465
سلام وقتتون بخیر ممنون میشم به من راجع به مشکلم مشاوره بدین بنده چند ماه پیش با آقایی که قبلا ازدواج ناموفق داشتن و جدا شدن آشنا شدم همه چی تو رابطه خوب بود و ما تقریبا به تواغق نهایی رسیدیم ایشون آدرس گرفتن که واسه تحقیقات با پدرشون به محل ما بیان اما بعدش کلا رابطه رو قطع کردن و دیگه جواب پیام و تماسای من رو ندادن و گفتن که نتیجه تحقیقات خوب نبوده و پدرشون کاملا مخالف این ازدواج هستن و منو عاق کردن اگه با شما ازدواج کنم در حالیکه خانواده من بخدا هیچ مشکلی ندارن و اختلاف یا دشمنی هم با هیچکس نداریمبعدش بخاطر علاقه ای که بین ما بود مهلت خواست تا خانوادش رو راضی کنه اما گفتن فعلا با هم در ارتباط نباشیم تا زمانی که رضایت پدرشون رو بگیره الان دوماه گذشته اما هیچ خبری از ایشون نیست خواستم اگه میشه بنده رو راهنمایی بفرمایید چیکار کنم آیا حرفشون رو باور کنم و منتظر بمونم یا همه چی رو تموم شده بدونم راستش من مطمئن نیستم راجع به تحقیقات واقعیت رو گفته باشه لطفا کمکم کنید و راجع به شخصیت ایشون اگه ممکنه به من مشورت بدینسپاسگزارم
۴ پاسخ۲۵ بازدید
1403/07/07
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995399
سلام خدمت شما مشاوران عزیز.سوال بنده به عنوان خانم این هست که خواستکاریی که رفیق باز هست رو میتونم بعنوان گزینه مناسب انتخاب کنم ؟من خودم اصلا دوست ندارم و عنوان کردم ایشون گفتن بعد ازدواج فقط دوتا دوست ارتباط دارم که بازم من حس میکنم نتونم قبول کنم.ممنون میشم راهنمایی بفرما
۵ پاسخ۲۴ بازدید
1403/07/04
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995385
۳۰ ساله هستم و از کودکی شخص آرام و شدیدا منطقی بودم. از همون دوران کودکی دوست داشتنی نبودم و همیشه در مدرسه تنها میماندم حتی با وجود تلاشم برای ارتباط گیری با دیگران با عنوان خسته کننده بودن پس زده میشدم در حالی که بسیار مهربان بودم. کم کم تا بزرگسالی خودم هم نسبت به ارتباط با دیگران بی میل شدم و الان تنهایی را ترجیح میدم و ارتباط و دوستی با دیگران برام بسیار سخت و سنگین هست طوری که لحظه شماری میکنم که به خلوت خودم برگردم ولی بخاطر اینکه کاملا تنها نمونم گاهی با افراد صحبت و دوستی میکنم. خانواده ام هم کاملا مذهبی بودند و اجازه رفت و آمد با دوستان را نمیدادند ولی از طرفی همیشه بهم ایراد میگیرند و میگرفتند که چرا اجتماعی نیستم. از طرفی سنم بالا رفته و زندگی با خانواده و رفتار های پدر و مادر و اعمال نظراتشون در زندگیم هر روز باعث آزارم میشه. دلم میخواد ازشون جدا زندگی کنم ولی از تنها زندگی کردن و اینکه خلافکاری بفهمه تنها زندگی میکنم و از ت ج ا وز ترس دارم و نمیتونم برای تنها زندگی کردن اقدام کنم. از طرفی فکر میکنم ۹۹ درصد آقایون بی احساس و بی ملاحظه هستن و دلم نمیخواد تا آخر عمرم با یک شخص با این اخلاق زندگی کنم. خواستگار زیاد داشتم ولی به خاطر ترس از اینکه اون افراد این اخلاق ها رو داشته باشن بعد از یک جلسه صحبت اکثرا نشونه هایی از این اخلاق ها نشون میدادن و باعث شد همه رو رد کنم. الان مستاصل شدم و نمیتونم زندگی با پدر و مادرم را هم تحمل کنم. یک مدت دارو های ضد افسردگی هم با وجود مخالفت خانواده و فشار و زخم زبان هاشون زیر نظر پزشک مصرف کردم بلکه مشکلات برام کمرنگ تر بشن و شاید اجتماعی تر و شاد تر بشم ولی با وجود بیش از ۱۰ بار تغییر دارو هیچ تاثیری روم ایجاد نمیکردند. حتی فکر کردن به این تنگنا و اینکه هیچ چاره ای ندارم باعث میشه به خودکشی هم فکر کنم چون هیچ آینده ای برای خودم نمیبینم.لطفا راهنمایی بفرمایید من باید چه کنم؟
۷ پاسخ۴۷ بازدید
1403/06/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995266
سلام و عرض ادب ،یک مرد 41 ساله هستم که ده سال پیش بعد از یک عقد ناموفق و جدایی، تصمیم به ازدواج نداشتم از سال گذشته تا حالا احساس میکردم باید ازدواج کنم و این مساله مجرد موندن آزارم میداد تا اینکه امسال با خانمی آشنا شدم که 43 ساله هستن و حدود یک سال و چن ماه از من بزرگتر، ایشون از همه لحاظ به دل من نشستن خانمی مقید و تحصیل کرده و با خانواده هستن که تا حالا هم ازدواج نکردن اما چیزی که باعث دلسردی من میشه همین سن و سال ایشونه که از خودم حدود یک سال و نیم بزرگتر و 43 ساله هستن،یکی از معیارهای من برای ازدواج اینه که همسرم از خودم کوچیکتر باشه تا مساله ای برای بچه دار شدن نداشته باشه و اختلاف سنی کمتری با فرزند داشته باشه و همین مساله باعث شده علیرغم اینکه ایشون محاسن زیادی دارن و حتی احساس خاصی نسبت به ایشون دارم ولی دلسرد بشم ممنون میشم در این خصوص راهنمایی بفرمایید.
۵ پاسخ۴۷ بازدید
1403/06/18
سوال 995247
سلام وقت بخیر چند ماه پیش به خواستگار برای خواهرم اومد که قبلاً ازدواج داشته و طلاق گرفته بود من موافقت نکردم چندین بار اومدن و من موافقت نکردم آخرش دیدم خواهرم اوکی داده بود و.. منم گفتم خودش خواسته بزار ازدواج کنه و. بلاخره اومدن و عقد کردن الان همش رو موضوعات کوچک و مسخره دعوا دارن خواهرم به نظرم ازیت میشه ولی چیزی به ما نمیگه نمی دونم باید چیکار کنیم
نگرانی های بی دلیل1رابطه زوجین در دوران عقد1نگرانی از آینده1درمان بدبینی و شکاک بودن1جدایی در دوران عقد16+
۵ پاسخ۲۷ بازدید
1403/06/16
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995231
سلام من خیلی احساس تنهایی میکنم با ۲۴ سال سن فقط مامانمو دارم نه دوستی نه فامیلی . ادم اجتماعی هستم ولی وجودم همیشه نادیده گرفته میشد جدیدا با یه اکیپی دوست شدم ولی بدون این که به من محل بدن میرفتن غذا میخوردن و یا حتی وسایل من رو در نبود من در کلاس جابجا میکردن تا خودشون پیش هم بشینن و باهاشون که حرف میزدم بهم توجهی نداشتن . یه دوست صمیمی دیگه ای هم پیدا کردم که از بس بهم نا امیدی و افسردگی داد و همش از بدبختی میگفت و غیبت میکرد گذاشتمش کنار . کسی هم که دوسش داشتم منو فقط برای رابطه خرابش میخواست که من قبول نکردم .و۲ ساله دارم میسوزم . واقعا نمیدونم چرا همچین ادمایی به تورم میخوره من خیلی خاکی برخورد میکنم دختر زیبایی هم هستم . بعضی وقتا میگم نکنه دارن حسادتمو میکنن ولی واقعا نمیدونم چرا بدون هیچ رفتار اشتباهی از طرف من انقدر ادما میزنن تو حالم و روزمو خراب میکنن.
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/06/10
ناشناسروانشناسی و سلامت روانی
سوال 995194
سلام من خانم ۴۴ ساله هستم دوبار طلاق گرفتم یکبار در۲۹ سالگی و یکبار ۳۸ سالگی الان دیگه می ترسم ازدواج کنم هم مورد خوبی هم پیدا نمیشه احساس تنهایی می کنم چون بچه هم ندارم احساس می کنم دارم افسرده میشم
۳ پاسخ۱۸ بازدید